اختلالات جنسی: بخش چهاردهم (اختلال ارگاسم در زنان و مردان)

ناتوانی در رسیدن به ارگاسم، یا تاخیر ناراحت کننده در دستیابی به ارگاسم، اختلال ارگاسمی در زن (femal orgasmic disorder) را تشکیل می دهد. این اختلال موجب پریشانی شخصی یا مشکل میان فردی قابل ملاحظه می شود. برخی زنان در تمام موقعیتها نمی توانند به ارگاسم برسند: برای برخی دیگر، این مشکل موقعیتی است. آنها ممکن است بتوانند به وسیله ی خود تحریکی یا به کمک شریک جنسی ای که به رفتارهای جنسی غیر آمیزش می پردازد، به ارگاسم برسند. برای مدت چند سال، به زنان مبتلا به ارگاسم زنانه ی بازداری شده و اختلال انگیختگی جنسی، برچسب نامناسب سرد مزاج زده می شد که بر تیپ شخصیتی معیوب دلالت داشت. برای فهمیدن این اختلال، مهم است بدانیم که ارگاسم در زن، دامنه ای از تجربیات را در بر می گیرد. کاپلان (1986) می گوید در یک انتهای پیوستار، تعداد کمی از زنان قرار دارند که می توانند صرفا با پرداختن به خیال‌پردازی‌های شهوانی، تحریک پستانها، یا بوسیدن، به ارگاسم برسند. بعد از آن، تقریبا 20 تا 30 درصد زنانی قرار دارند که می توانند از طریق فقط آمیزش جنسی، بدون تحریک مستقیم کلیتوریس به ارگاسم برسند. برخی زنان می توانند در مدت آمیزش جنسی به ارگاسم برسند، اما فقط در صورتی که با تحریک دستی کلیتوریس کمک شده باشد. در رده ی بعدی، زنانی قرار دارند که نمی توانند با شریک جنسی به ارگاسم دست یابند، اما می توانند خود را تا رسیدن به ارگاسم تحریک کنند. در انتهای دیگر این پیوستار، تقریبا 8 درصد زنانی قرار دارند که هرگز ارگاسم نداشته اند. کاپلان خاطر نشان می سازد که مرزبندی بین ((بهنجار)) و ((بیمارگونه)) در این پیوستار قابل بحث است، با این حال، اغلب متخصصان بالینی، افرادی را که دو گروه آخر را تشکیل می دهند، مبتلا به کژکاری جنسی می دانند.

وقتی که مارگارت نوجوان بود، مانند بسیاری از دوستانش، اغلب در این فکر بود که آمیزش جنسی و ارگاسم چه احساسی دارد. وقتی که او بعداً در کالج از لحاظ جنسی فعال شد، به این نتیجه رسید که احتمالا هنوز یک چیزی کم است، زیرا آن گونه که تصور کرده بود، احساس نکرد که ((موشکها شلیک می شوند)). در واقع، هر وقت که او با مردی آمیزش جنسی داشت، هرگز نتوانسته بود ارگاسم را احساس کند. وقتی که مارگارت عاشق هووارد شد، قویا امیدوار بود که شرایط بهتر خواهد شد. با این حال، گر چه هووارد بیش از هر فرد دیگری که مارگارت می شناخت باعث شد که او لذت شهوانی را احساس کند، اما مارگارت اصلا به اوج لذت جنسی نمی رسید. او هر بار آمیزش جنسی را با اضطراب انجام می داد و پس از آن احساس افسردگی و بی کفایتی می کرد. مارگارت برای اینکه مانع از نگرانی هووراد شود، تصمیم گرفت به جای اینکه با او روراست باشد، ارگاسم را ((وانمود)) کند. مارگارت بعد از 5 سال زندگی با هووارد هنوز به او نگفته بود که ارگاسم را تجربه نکرده است، و به رغم احساس پریشانی، خجالت می کشید در صدد کمک حرفه ای برآید. 

تشخیص 

زنان مبتلا به این اختلال، بعد از مرحله ی طبیعی برانگیختگی جنسی، به طور مستمر یا مکرر در رسیدن به ارگاسم تاخیر دارند یا اصلا به ارگاسم نمی رسند. با در نظر داشتن تنوع زیاد در نوع و شدت تحریک که ارگاسم را در زن راه می اندازد، این تشخیص فقط مناسب مواردی است که در آنها، قابلیت ارگاسم زن با توجه به سن او، تجربه ی جنسی، و کفایت تحریک جنسی، کمتر از حد معقول باشد.

  • این اختلال موجب پریشانی و مشکل میان فردی قابل ملاحظه ای می شود.
  • این اختلال با اختلال دیگر، بیماری جسمانی، یا مصرف مواد بهتر توجیه نمی شود.
  • این اختلال می تواند دایمی یا اکتسابی، فراگیر یا موقعی و ناشی از عوامل روانی یا آمیزه ای از عوامل روانی و جسمانی باشد.
اختلال ارگاسمی در مرد

چِن اکنون 42 سال دارد و بیش از ده سال است که نتوانسته هنگام آمیزش جنسی با زن به ارگاسم برسد. او ظرف این مدت، چهار رابطه ی صمیمانه داشته است و با هر یک از شریکان جنسی خود با همین شکل مواجه شده است. او هنگام معاشقه می تواند شدیداً برانگیخته شود، اما در مدت آمیزش، حتی بعد از مدتی طولانی، قادر نیست به ارگاسم برسد. آنچه برای چِن و شریک جنسی او خیلی حیرت انگیز است این واقعیت است که او می تواند با استمنا کردن یا درخواست از شریک جنسی اش بری تحریک کردن دستی او، به ارگاسم برسد. او با چند پزشک درباره ی این مشکل مشورت کرده است، اما آنها نتوانسته اند برای کژکاری جنسی او هیچ گونه علت جسمانی پیدا کنند.

ویژگی های تشخیصی
  • با در نظر داشتن سن، این تشخیص در مورد مردانی مقرر می شود که بعد از مرحله ی برانگیختگی به هنگام فعالیت جنسی که از لحاظ تمرکز، شدت و مدت کافی محسوب می شود، به طور مستمر یا مکرر در رسیدن به ارگاسم تاخیر دارند، یا اصلا به ارگاسم نمی رسند.
  • این اختلال موجب پریشانی و مشکل میان فردی قابل ملاحظه می شود.
  • این اختلال با اختلال دیگر، بیماری جسمانی، یا مصرف مواد بهتر توجیه نمی شود.
  • این اختلال می تواند دایمی یا اکتسابی، فراگیر یا موقعیتی و ناشی از عوامل روانی یا آمیزه ای از عوامل روانی و جسمانی باشد.

مهدیه رادپور کارشناس ارشد مشاوره خانواده

مرکز مشاوره و امور روانشناختی رهبان

مطالب مرتبط

نتیجه‌ای پیدا نشد.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

این فیلد را پر کنید
این فیلد را پر کنید
لطفاً یک نشانی ایمیل معتبر بنویسید.

فهرست
Call Now Button