اختلالات رفتار تخریبی در کودکان

اختلال رفتار تخریبی شامل دو مجموعه پایدار علایم تخریبی تحت عنوان اختلال نافرمانی مقابله جویانه و اختلال سلوک هستند. برخی موارد سرپیچی و امتناع از تبعیت از درخواست های بزرگسالان متناسب با مرحله رشد کودک است و در تمام کودکان نشانگر رشد و نمو است، اما در کودکان دچار این اختلالات شدت و بسامد رفتارهای تخریبی تخریب ایجاد میکند.

مشخصه اختلال نافرمانی مقابله جویانه الگوی پایداری از رفتار منفی کارانه، نافرمانی، و رفتار خصومت آمیز نسب به صاحبان قدرت و نیز ناتوانی برای قبول مسئولیت اشتباهات است که این ناتوانی منجر به سرزنش دیگران میشود. کودکان دچار این اختلالات مرتب با بزرگسالان جر و بحث میکنند و زود رنج هستند که این زودرنجی منجر به حالت عصبانیت در رنجش میشود. این کودکان در کلاس درس در ارتباط با همسالان مشکل دارند اما مجموعا به پرخاشگری جسمی یا رفتار تخریبی قابل توجهی متوسل نمی‌شوند.

برعکس کودکان دچار اختلال (conduct disorder) سلوک مرتب اعمال خشونت بذر انجام میدهند که ممکن است سبب آسیب جسمی به خود یا دیگران شود و اغلب حقوق دیگران را زیر پا میگذارند. خصوصیات رفتاری این کودکان عبارتند از پرخاشگری نسبت به اشخاص یا حیوانات، تخریب اموال، تقلب یا دزدی و نقص متعدد مقررات از جمله فرار از مدرسه. این الگوهای رفتاری سبب بروز مشکلات مجزایی در مدرسه و نیز در روابط با همسالان میشوند. اختلال سلوک دو نوع فرعی دارد ۱_ نوع شروع در دوران کودکی که در آن رفتارهای مشخص این اختلال پیش از ده سالگی ظاهر میشود ۲_ نوع شروع در نوجوانی که در آن خصوصیات رفتاری پیش از ۱۰ سالگی بروز نمیکند. با اینکه برخی کودکان خردسال الگوهای پایداری از نقض حقوق دیگران یا تخریب اموال را نشان میدهند، به نظر می‌رسد میزان بروز اختلال سلوک در کودکان با افزایش سن بالا میرود.

اختلال نافرمانی مقابله جویانه

در اختلال نافرمانی مقابله جویانه، از کوره در رفتن های کودک، امتناع فعالانه از رعایت مقررات و رفتار های ایذایی در مقایسه با سایر کودکان همسن فراتر از حد انتظار است. این اختلال شامل الگوی پایداری از رفتار های منفی گرایانه، خصومت آمیز و گستاخانه بدون وجود نقص جدی هنجار های اجتماعی یا حقوق دیگران.

سبب شناسی و علت 

پافشاری فرد برخواسته های خود و مقابله با خواسته دیگران برای رشد طبیعی اهمیت اساسی دارد و با برقراری خود مختاری ایجاد هویت و تنظیم معیار ها و کنترل درونی ارتباط دارد. بارزترین نمونه این رفتار مقابله جویانه طبیعی بین ۱۸ تا ۲۴ ماهگی به اوج خود می رسد در این زمان کودکان نوپا به عنوان خودمختاری رو به رشدش رفتار منفی کاری از خود بروز میدهد. حالت غیر طبیعی زمانی آغاز میشود که این مرحله رشدی به صورت نابهنجاری تداوم پیدا کند، صاحبان قدرت واکنش افراطی نشان دهند یا رفتار مقابله جویانه بسیار بیشتر از آن‌چه در کودکان با سن عقلی مشابه دیده میشود ظاهر میگردد.

کودکان ممکن است استعداد ذاتی یا مزاجی برای تمایلات قوی، رجحان های قوی و اظهار وجود قاطعانه داشته باشند. اگر والدین برای ابراز و به کرسی نشاندن خواسته های خود از روش های افراطی استفاده کنند، کشمکشی پیش می آید که  زمینه را برای پیدایش اختلال نافرمانی مقابله جویانه فراهم میسازد. آنچه شیر خوار به عنوان کوششی برای برقراری خودمختاری شروع کرده است ممکن است به الگوی رفتاری تشدید شده ای تبدیل شود. در اواخر کودکی ضربات محیطی، بیماری یا ناتوانی مزمن نظیر عقب ماندگی ذهنی ممکن است موجب بروز رفتار مقابله جویانه به عنوان دفاعی  در مقابل درماندگی، اضطراب و فقدان عزت نفس گردد.

از آنجا که رفتار مقابله جویانه در مراحل خاصی از رشد، هم انطباقی و هم طبیعی است این دوره های منفی کاری باید از اختلال نافرمانی مقابله جویانه تفکیک شود. رفتار منفی کاری مربوط به مراحل رشد سیری کوتاه تر از اختلال نافرمانی مقابله جویانه داشته و شایعتر و شدید تر از رفتار مشابه در کودکان با سن عقلی مشابه نیست.

برخی از بچه های کوچکی که تشخیص اختلال نافرمانی مقابله جویانه دریافت میکنند چند سال بعد واجد ملاک های اختلال سلوک میشوند.

در انواعی از اختلال نافرمانی مقابله جویانه که به سمت اختلال سلوک پیش میرود پرخاشگری بارز تر است. اکثر کودکان مبتلا به اختلال نقص توجه بیش فعالی و اختلال سلوک پیش از سن ۱۲ سالگی دچار اختلال سلوک میشوند. اکثریت کودکانی که دچار اختلال سلوک‌ میشوند سابقه ای از اختلال نافرمانی مقابله جویانه دارند. به طور کلی عقیده عموم صاحب نظران این است که احتمالاً اختلال نافرمانی مقابله جویانه دو نوع فرعی دارد. یک نوع از آن به سمت اختلال سلوک پیش میرود و شامل نشانه های خاصی از اختلال سلوک است مانند دعوا و زور گویی در نوع دیگر پرخاشگری و صفات ضد اجتماعی کمتر است و به سمت اختلال سلوک پیش نمی‌رود.

درمان

رفتار درمانگران بر آموزش والدین در مورد نحوه تغییر رفتار خود به منظور تضعیف مقابله جویی کودک و تشویق رفتارهای مناسب تاکید میکنند. رفتار درمانی روی پاداش و تقویت انتخابی رفتار مناسب و نادیده گرفتن و عدم تقویت رفتار نامطلوب تاکید دارد.

در کودکان دچار نافرمانی مقابله جویانه ممکن است روان‌درمانی انفرادی مفید باشد، به طوری که کودک در موقعیتی با یک بزرگسال قرار میگیرد که در آن موقعیت پاسخ های انطباقی تر را تمرین میکند. در روابط درمانی، کودک میتواند راهبردهای جدیدی را برای پرورش حس تسلط و موفقیت در موقعیت های اجتماعی در رابطه با همسالان و خانواده بیاموزد. در روابط ایمن و غیر کنترل کننده کودکان می‌توانند ماهیت خود تخریبی رفتارشان را درک کنند و با خطر ابراز مستقیم خود رو به رو شوند. قبل از اینکه کودکان بتوانند واکنش های مثبت تری به کنترل های ضروری پیش بینی کننده مهمی در زمینه مشکلات رفتاری است. الگوهای تنبیه کلامی  و جسمانی خشن به خصوص به پرخاشگری و رفتار های انحرافی در کودکان منجر میگردد. بنابراین احتمالاً حذف روشهای تربیتی تنبیهی و خشن و افزایش تعاملات مثبت والد کودک اثرات مثبتی بر روی سیر رفتار های نافرمانی و مقابله جویی خواهد گذاشت.

مهدیه رادپور کارشناس ارشد مشاوره خانواده

مرکز مشاوره و امور روانشناختی رهبان

مطالب مرتبط

نتیجه‌ای پیدا نشد.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

این فیلد را پر کنید
این فیلد را پر کنید
لطفاً یک نشانی ایمیل معتبر بنویسید.

فهرست
Call Now Button