اختلال جنسی: بخش ششم (مازوخیسم جنسی و سادیسم جنسی) masochism &sadism

اصطلاح مازوخیسم (آزارطلبی) از نام نویسنده ی اتریشی قرن نوزدهم لئوپولد بارون فُن ساچر -مازوخ (۱۸۹۵_۱۸۳۶) گرفته شده است که به خاطر رمان‌هایش درباره ی مردانی که مورد تحقیر جنسی زنان فرار گرفته اند، شهرت دارد. مازوخیست کسی است که از رنج کشیدن، لذت می برد. اصطلاح سادیسم از نام نویسنده ی فرانسوی قرن هجدهم، مارکیز دوساد (۱۸۱۴- ۱۷۴۰) گرفته شده است که درباره ی کسب لذت جنسی از طریق آزار رسانی، مطالب زیادی نوشت. اصطلاحات روان پزشکی سادیسم و مازوخیسم را کرافت -ابینگ (۱۹۰۳ – ۱۸۴۰)، پزشک آلمانی وضع کرد که پیشگام رویکرد علمی به آگاهی از دامنه ی گسترده ی رفتار جنسی انسان در کتاب خود با عنوان Psychopathia Sexualis  بود.

مازوخیسم جنسی اختلالی است که ویژگی آن علاقه مندی به کسب ارضای جنسی از طریق وارد کردن تحریک دردناک بر بدن خود، به تنهایی یا همراه با شریک جنسی است. مردان و زنان مبتلا به این اختلال، با وسایلی نظیر طناب پیچ کردن خود، زخمی کردن پوست با سوزن یا چاقو، یا وارد کردن شوک برقی، ارضای جنسی می شوند. برخی از مازوخیست های جنسی طبق خیال پردازی هایشان عمل نمی کنند، بلکه تمایلات مکرری را احساس نموده و از نیروی این امیال احساس پریشانی می کنند.

سادیسم جنسی بر عکس مازوخیسم جنسی است، به این صورت که فرد مبتلا به این اختلال از وارد کردن صدمه یا میل وارد کردن صدمه به دیگری، لذت جنسی کسب می کند. دیدن یا تجسم کردن عذاب دیگری، سادیست را تحریک می کند. برخلاف مازوخیسم جنسی که به شریک جنسی نیاز ندارد، سادیسم جنسی برای اجرا شدن خیال‌پردازی های سادیستی، به شریک جنسی نیاز دارد.

افراد مبتلا به این اختلالها ممکن است نقشهای سادیستی و مازوخیستی را به تناوب ایفا کنند. در برخی فعالیتهای جنسی، یکی از شریکان جنسی نقش بسیار سلطه پذیر را بازی می کند و برای صدمه دیدن و تحقیر شدن التماس می کند. در فعالیتهای دیگر، شریکان جنسی این نقش ها را بر عکس می کنند، به طوری که فردی که قبلاً سلطه پذیر بوده، اکنون درد وارد می کند و بر تعامل حاکم می شود. اصطلاح سادومازوخیست به افرادی اشاره دارد که از وارد کردن درد و درد بردن، لذت جنسی کسب می کنند.

ماهیت تخصصی فعالیت های جنسی و تمایل برخی افراد سادومازوخیست به ملاقات کردن با کسانی که ترجیحات جنسی مشابهی دارند، آنها را به سمت پیوستن به سازمانهایی می کشاند که برای ارضا کردن نیازهای آنها تدارک دیده شده اند. آنها برای یافتن کسانی که تمایلات مشترکی دارند از اینترنت هم استفاده می کنند. پژوهشگران در زمینه یابی نادر از سادومازوخیست هایی که اعضای چنین انجمنی بودند، رایج ترین تمایلات جنسی سادیستی را کتک زدن، روابط ارباب_برده، بندگی شدیداً محدود کننده، تحقیر، و قید و بند گزارش داده اند. وارد کردن درد، شلاق زدن، ناسزاگویی، تنقیه و سایر فعالیت های مرتبط با توالت، کمتر گزارش رایج بودند. برخی افراد. سناریوهای نمایشی به اجرا می گذارند؛ مثلاً، در حالی که قلاده به گردن دارند به دور و بر هدایت می شوند و به آنها دستور داده می شود مثل یک سگ مطیع عمل می کنند و برای کوچکترین بد رفتاری کتک می خورند. جالب اینکه، مردان و زنان علاقه ی مشترکی به اغلب این رفتارها دارند، اما درصد بیشتری از زنان به انقیاد و ناسزاگویی علاقه مند هستند. 

فعالیت هایی مانند بریدن، سوراخ کردن، انقیاد، و شوک دهی می توانند خطرناک باشند و این خطر، احساس برانگیختگی سادومازوخیست ها را بیشتر می کند. در حالت افراطی تر، فرد ماسکی به صورت می زند یا کیسه ی پلاستیکی روی سر می کشد، حلقه ی طنابی را به گردن می اندازد، یا گاز نیترات استنشاق میکند که موجب خفگی می شود. این نوع فعالیت، که برخی افراد در حالی که تنها هستند انجام می دهند، معمولاً با خیال‌پردازی های نزدیک به جان به در بردن از مرگ همراه است؛ با این حال، گاهی این خیال پردازی ها، در صورت محدودیت خیلی زیاد، به واقعیت می پیوندند (اوهالوران، و دیتز، ۱۹۹۳).

یک راه برای آگاهی یافتن از سادیسم جنسی و مازوخیسم جنسی در نظر گرفتن نقش تنبیه و تادیب در اوایل زندگی افراد مبتلا به این اختلالها است. احتمالاً این افراد بین تحریک جنسی و تجربه ی درد یا گوشمالی، رابطه برقرار کرده اند. شاید مورد توجه قرار گرفتن در جریان تادیب شدن، تنها نوازشی بوده باشد که از والدین بی مبالات خود دریافت کرده باشند. شاید حتی کتک خوردن، به مورد بی توجهی قرار گرفتن، ترجیح داده شده باشد، در نتیجه، بعدها فرد مازوخیسم جنسی را ترجیح می دهد. سناریوی دیگر می تواند همایند شدن تنبیه بدنی با نوازش کردن و قوت قلب بعدی والدین باشد که باعث شده فرد درد را با محبت تداعی کند. سادیستها، برعکس، با میل به چیره شدن بر دیگران برانگیخته می شوند، درست به همان صورتی که والدین خشن، آنها را در اوایل کودکی کنترل می کردند. این واقعیت که سادیستها و مازوخیست ها نقش های خود را عوض می کنند، این تحلیل را پیچیده می کند، اما احتمال دارد که نیاز به شریکان جنسی یاریگر، انگیزه ی اصلی وارونه شدن نقش های جنسی آنها باشد.

درمان 

در موارد نادری، افراد مبتلا به سادیسم جنسی مرتکب آدمکشی جنسی می شوند. اغلب سادیست ها و مازوخیست ها در صدد کمک حرفه ای بر نمی آیند. در واقع، اکثر آنها علاقه ای به تغییر دادن رفتارشان ندارند. آنها معمولاً زمانی مورد توجه متخصصان قرار می گیرند که رفتارشان به صدمه ی جسمانی منجر شده باشد یا به خاطر قطع شدن رابطه شأن با یک شریک جنسی، دچار پریشانی شده باشند. در مورد آن دسته از افرادی که به طور خود انگیخته در صدد درمان بر می آیند و می خواهند رفتار سادیستی و مازوخیستی خود را تغییر دهند، درمان گروهی، و فردی، با تمرکز بر اصول رفتاری شرطی سازی و تقویت، بیش از هر درمانی موفقیت آمیز است. هورمون محرک جسم زرد _هورمون راه انداز (LHRH) که قبلاً برای درمان افراد مبتلا به بچه بازی به آن اشاره کردیم نیز می تواند در درمان افراد مبتلا به سادیسم جنسی موثر واقع شود.

مهدیه رادپور کارشناس روانشناسی عمومی و کارشناس ارشد مشاوره خانواده

مرکز مشاوره و امور روانشناختی رهبان

مطالب مرتبط

نتیجه‌ای پیدا نشد.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

این فیلد را پر کنید
این فیلد را پر کنید
لطفاً یک نشانی ایمیل معتبر بنویسید.

فهرست
Call Now Button