اختلال اضطراب اجتماعی

اختلال اضطراب اجتماعی نوعی ترس شدید از موقعیت های اجتماعی است که باعث دوری از جمع و ناراحتی فکری مداوم می شود. انسان ها ذاتاُ اجتماعی هستند و در زندگی روزمره تماس زیادی با انسان های دیگر دارند. این تماس ها درمحیط کار، خانه و در جریان تفریح و سرگرمی رخ میدهند. به همین دلیل خیلی پیش می آید که در برخی از موقعیت های اجتماعی احساس کمرویی کنند. اکثر انسان ها ترجیح میدهند از چیزهایی که باعث میشوند دیگران نظری منفی درباره انها داشته باشند.، حذر کنند.
اما تعامل اجتماعی برای عده ای، سراسر اضطراب است. آنها بیش از حد نگران نظر دیگران راجع به خودشان هستند. این گروه فرض می کنند دیگران انها را یکسره زیر نظر دارند. انها ترس این را دارند که دیگران آنان را رد یا طرد کنند و تحقیر و شرمنده شوند. فاجعه سازی در این مورد باعث می شود دچار اضطراب عملکرد شوند و متقابلاٌ از وضعیت های اجتماعی اجتناب ورزند.
دنیز همیشه کمرو بود. کمرویی او از زمان تحصیل شروع شده بود و از وقتی به عنوان مکانیک در یک مرکز بزرگ فروش ماشین مشغول به کار شده بود، بیشتر شده بود. دنیز در بیست سالگی مجرد بود و با پدر و مادرش زندگی میکرد. همکاران دنیز سر به سر او میگذاشتند. به همین دلیل از نهار خوردن با همکارانش یا تفریح کردن با انها خودداری میکرد.
دنیز خیلی دوست داشت با آدم ها قاطی شود. در ضمن خیلی دوست داشت با دختری آشنا شود. دنیز همیشه به خودش فشار می آورد در کارهای اجتماعی شرکت کند و در برابر ترس هایش تسلیم نشود. ولی بعد از اینکه در دنیای تماس های اجتماعی تاخت و تاز میکرد الگوی رفتاری منفی سابق خود را از سر میگرفت چند قوطی ابجو میخورد و شجاع میشد ولی سر حرف را با کسی باز نمیکرد. سپس خودش را به باد انتقاد میگرفت و به خودش میگفت (ضعیف) ، (ترسو) ، (بازنده).
اضطراب اجتماعی میتواند به شئونات مختلف زندگی آدم ها لطمه بزنند؛ ازجمله می تواند کار، تحصیلات و فعالیت های اجتماعی آنها را تحت الشعاع قرار بدهد.
در اینجا رایج ترین ترس های اجتماعی را مثال میزنیم:
1 انجام دادن عملی در جمع یا صحبت کردن در جمع
2 صحبت کردن با جنس مخالف
3 تعامل با آدم های صاحب نفوذ
4 غذا خوردن در جمع
5 نوشتن در حضور دیگران
6 ادرار کردن درتوالت عمومی
7 ارتباط با دیگران
شدیدترین نوع اضطراب اجتماعی، اضطراب اجتماعی فراگیر است که در هر موقعیت اجتماعی و محفلی پیش می آید. اما اضطراب اجتماعی گاهی اوقات به وضعیت خاص مثلاٌ به امتحانات، روابط جنسی یا صحبت در جمع محدود می شود.
علت اضطراب اجتماعی چیست؟
بیوشیمی
شواهد نشان میدهند اضطراب اجتماعی مؤلفه ژنتیکی دارد. کمرویی در اطفالی که هنوز چندان تحت تأثیر عوامل محیطی قرار نگرفته اند نیز دیده می شود. بی شک در اضطراب اجتماعی، انگیختگی زیاد هم دخالت دارد.
تکامل نیز در اینکه بعضی از آدم ها چطور رفتار دیگران را تفسیر می کنند و چرا سلطه پذیری یا گوشه گیری می کنند، نقش دارد. کمرویی به بقای انسان کمک میکند_ زیرا انسان را از انجام دادن کارهایی که دیگران به دادن پاسخ های خطرناک وادار میکند، باز میدارد.
به هر حال بعضی آدم ها فطرتاً از بعضی چکاننده های محیطی، مثلاً از عصبانیت، انتقاد یا آبروریزی و محور توجه واقع شدن میترسند.
رشد
اکثر کسانی که اضطراب اجتماعی دارند، از کودکی کمرو بوده اند و یادشان نمی آید مشکل شان از چه موقع شروع شده است. اگر پدر و مادرتان بیش از حد مراقب شما بوده باشند یا از شما خیلی انتقاد کرده باشند، این نوع آموزه ها بر میراث ژنتیکی شما افزوده میشوند. اگر بخواهم کمی جسورانه ترحرف بزنم باید بگویم آموزه هایی که تحمل ناکامی را بالا میبرند میتوانند تاًثیر زمینه ژنتیکی را تا حدودی خنثی کنند.
پذیرفته شدن توسط همسالان برای نوجوانان مهم است. نوجوانان نیاز شدیدی به هویت جنسی و صمیمی شدن با آدم هایی به جز اعضای خانواده دارند. به همین دلیل سخت نگران ارزیابی های دیگران و طرد شدن هستند. بحران های بزرگسالی، مثل طلاق یا ورشکستگی و بی کاری نیز میتوانند ترس های اجتماعی را تشدید کنند.
شخصیت
کسانی که اضطراب اجتماعی دارند، معیارهای اجتماعی و عملی سطح بالایی را به خود تحمیل میکنند. اگر معتقدید باید کامل و بی عیب و نقص باشید تا دیگران شما را بپذیرند، نگران مقبولیت خصوصیات و رفتارهای خود خواهید بود.
آدم هایی که اضطراب اجتماعی دارند بیش از حد خود آگاه هستند. تمرکز بیش از حد روی خود نمیگزارد بیرون را ببینید عجولانه نتیجه بگیرید دیگران همیشه شما را زیر نظر دارند.
مهارت های اجتماعی
اگر چه مهارت های اجتماعی بعضی از کسانی که اضطراب اجتماعی دارند کم است ولی اکثر آنها کاملاً مهارت دارند_ مشکل آنها فقط این است که به خاطر اضطراب شان نمی توانند مهارت های خود را تمرین کنند.
باورها و نگرش ها
ترکیب میراث بیوشیمیایی و عوامل رشدی، به تفکری منجر میشود که اضطراب اجتماعی را حفظ میکند. این تفکر از سه الگو پیروی میکند_ ببینید کدام الگو در مورد شما صادق است:
- آیا در مورد احتمال تأیید نشدن و طرد شدن اغراق میکنید؟
- آیا از پاسخ دیگران وقتی به اضطرابتان پی میبرند، به شکل اغراق آمیزی میترسید؟
- آیا با این که میتوانید برداشت اجتماعی خوبی از خودتان به جا بگذارید شک دارید؟
حالا این سه سطح الگو را به سه سطح تفکر بررسی می کنیم: این سه سطح عبارت بودند از استنباط ها، ارزیابی ها و باورهای اصلی.
استنباط غلط
آدم هایی که اضطراب اجتماعی دارند به انحاء مختلف درگیر استنباط های غلط میشوند:
- نتیجه گیری عجولانه. آیا بدون آن که شواهدی دال بر انتقاد داشته باشید، رفتار دیگران را نشانه انتقاد از خود میدانید؟ وقتی وضعیت اجتماعی مبهم است، آن را ناخوشایند میدانید؟
- پیشگویی. آیا تصور میکنید مردم شما را زیر نظر خواهند گرفت و از شما انتقاد خواهند کرد؟ آیا میترسید این قضیه به تأیید نشدن یا طرد شدن شما منجر شود؟
- شخصی کردن. آیا ناراحتی دیگران، مثلاً عصبانیتآنها را نشانهٌ تقصیر و کوتاهی خود در نظر میگیرید؟
- فکر خوانی. آیا معمولاً فکر میکنید دیگران به شما فکر میکنند؟
- استدلال هیجانی. آیا چون احساس میکنید از شما انتقاد میشود، پس واقعاً از شما انتقاد خواهد شد؟
- تصمیم افراطی. آیا مشکلات اجتماعی واقعی یا خیالی خود را نشانه دست وپا چلفتی بودن خودتان میدانید؟
ارزیابی ناراحت کننده
خطاهای استنباطی به ارزیابی های ناراحت کننده منتهی میشوند. برخی از این خطاها عبارتند از:
- توقع. آیامعتقدیدنباید شکست بخورید و نباید از شما انتقاد شود یا شرمنده شوید؟
- افتضاح سازی. آیا در مورد بد بودن انتقاد یا تأیید نشدن اغراق میکنید؟
- نمیتوانم تحملش کنم. آیا مشکلات اجتماعی را < غیر قابل تحمل> میدانید؟
- درجه بندی خود. آیا خود را < احمق>، < ناامید>، < بی دست وپا> و از این قبیل میدانید؟

باورهای اصلی
زیربنای استنباط ها و ارزیابی های غلط، باورهای اصلی هستند:
- اضطراب خود انگاره. < باید خوب عمل کنم، تأیید دیگران را جلب کنم و از تأیید نشدن اجتناب کنم. >
- اضطراب ناراحتی. < نمی توانم ناراحتی را تحمل کنم و هر طور شده باید از آن اجتناب ورزم. >
خلاصه این که اضطراب اجتماعی، تابع الگوی فکری زیر است:
- در وضعیت اجتماعی مورد نظریا وقتی به وضعیت اجتماعی مورد نظر فکر می کنید، یک یا چند باور اصلی فعال میشود.
- به دنبال فعال شدن این باورهای اصلی، استنباط غلط کرده و واقعه را درست تفسیر نمیکنید؛ برای مثال فکر میکنید همه شما را نگاه می کنند، در حالی که این طور نیست یا دیگران شما را قبول ندارند، در حالی که قبول دارند.
- استنباطهای خود را فاجعه ارزیابی میکنید؛ یعنی میگویید نباید اتفاق بیفتد و تصور میکنید نکته ای منفی را در مورد کل < وجودتان > ثابت میکنند.
- این ارزیابی های شدیداً منفی، شما را مضطرب میکنند وبه دنبال آن، رفتار اجتناب را در پیش میگیرید.
در رابطه با عمل کردن یا حرف زدن در حضور دیگران
- <اشتباه کردن یا احمق به نظر رسیدن در حضور دیگران، غیر قابل تحمل است. >
- < مضطرب میشوم و مردم قضیه را میفهمند.
- « فکر میکنند دست و پا چلفتی هستم و مرا طرد می کنند. »
- « ثابت می شود بی مصرف هستم. »
در رابطه با جنس مخالف
- «نه شنیدن، افتضاح است. »
- « اگر با مرد \زنی که او را نمیشناسم حرف بزنم، گیج میشوم و ممکن است با من بد برخورد کند. »
- « فکر میکنند احمق هستم و پیشنهادم را رد میکنند. »
- « بعد احساس حماقت میکنم_ و این احساس، غیر قابل تحمل است. »
در رابطه با آدم های قدرتمند، و با نفوذ
- « آدم های قدرتمند، ضعف هایم را میبینند. »
- « آنها به من تحقیر آمیز نگاه خواهند کرد. »
- « خجالت خواهم کشید. »
- « این غیر قابل تحمل است، بنابراین بهتر است از آدم های قدرتمند و با نفوذ اجتناب کنم. »
در رابطه با غذا خوردن در حضور دیگران
- « باید مثل آدم های عادی از غذا خوردن در حضور دیگران یا ریختن غذا ناراحت نشوم. »
- « دیگران غذا خوردن مرا میبینند و متوجه سر و صدا، غذا ریختن یا کثیف کاری من میشوند_ بعد به خودشان میگویند چه آدم شلخته ای و مرا طرد میکنند. »
- « اگر مردم در مورد عادت غذایی بد من فکر بدی کنند، افتضاح می شود. »
- « اگر میخواهم مردم مرا آدم شلخته ای ندانند نباید در حضور آنها غذا بخورم. »
در رابطه با نوشتن در حضور دیگران
- « همه میتوانند در حضور دیگران بی عیب و نقص و عادی بنویسند، پس من هم باید بتوانم. »
- « اگر مردم فکر کنند این کار پیش پا افتاده را نمی توانم انجام بدهم، افتضاح میشود. »
- « آنها مرا طرد خواهند کرد و این غیرقابل تحمل است. »
در رابطه با ادرار کردن در توالت های عمومی
- « من هم باید مثل بقیه مردم بتوانم به راحتی و به سرعت در همه جا ادرار کنم. »
- « اگر دیگران فکر کنند نمی توانم این کار را انجام بدهم، افتضاح میشود. »
- « اگر در مورد من این طور فکر کنند، ثابت می شود آدم بدبختی هستم. »
- « نباید جایی ادرار کنم که مردم فکر کنند یواش ادرار می کنم و از این که آنها را معطل می کنم، عصبانی شوند. »
در رابطه با اعمال اجتماعی
- « باید کارها را با اعتماد به نفس کامل انجام بدهم. »
- « نمی دانم چه بگویم. زبانم بند می آید؛ اگر کسی با من حرف بزند، سکوت های طولانی خواهم کرد. »
- « بعد مردم مرا احمق فرض می کنند و دوست ندارند با من کاری انجام بدهند. »
- « این ثابت میکند خنگ هستم. »
- « نمی توانم ناراحتی ناشی از این وضعیت را تحمل کنم. »
- « باید از هر وضعیتی که احتمال می دهم نتوانم در آن حرف بزنم، اجتناب ورزم. »
مبانی خود درمانی
اگر اضطراب اجتماعی دارید، بهترین راه برای بهبود بلند مدت این است که ترس تان از ارزیابی های منفی دیگران را کم کنید. برای خودتان برنامه خود درمانی با اهداف زیر تدوین کنید:
- توقع عمل کامل و تأیید صد در صد را به ترجیح دادن کامل و تأیید صد در صد تبدیل کنید.
- از ارزیابی های منفی دیگران فاجعه نسازید ( این هدف، توقع عمل کامل و تأیید صد در صد را در شما کم میکند. )
- افزودن خود پذیری
- افزودن تحمل ناراحتی در وضعیت های اجتماعی
خود درمانی اضطراب اجتماعی، به شرح زیر است:
- سنجش مشکل
- تعلیم- افزودن درک خود از اضطراب اجتماعی و این که رفتار اجتناب، مشکل را چطور تقویت میکند.
- تنظیم برنامه- تهیه برنامه خود درمانی.
- آموختن مهارت های کنار آمدن- آرامیدگی، فنون بازنگری و غیره.
- مواجهه تدریجی- مواجهه با ترس ها به کمک مواجهه تجسمی و واقعی. به این ترتیب می توانید شیوه های فکری جدید را تمرین کنید و برای خودتان جا بیندازید.
- کنار گذاشتن باورهای اصلی. قرار دادن افکار معقول به جای افکار نامعقول و خود ناکام کُن که اضطراب و رفتار اجتناب به دنبال دارند. این عمل باعث میشود در نظام باورهای تان که نگهدارنده ترس های اجتماعی هستند، تغییری بلند مدت و فزاینده ایجاد کنید.
روش های مکمل
شما میتوانید از راهبرد های دیگر نیز استفاده کنید. دارو نیز میتواند مفید باشد. بعضی از تحقیقات نشانگر موثر بودن داروهای ضد افسردگی، به ویژه برای درمان افسردگی هستند. ولی آرام بخش های بنزودیازپینی توصیه نمی شوند: اگرچه این داروها آرامش نسبی ایجاد میکنند ولی در روند مواجهه اختلال می کنند و با قطع شدن آنها، کاهش نشانه قطع می شود.
آموزش مهارت های اجتماعی نیز به بعضی آدم ها کمک می کند. در آموزش مهارت های اجتماعی، رفتارهایی مثل نگاع کردن، بلند و آرام صحبت کردن، سلام کردن و احوال پرسی، تمام کردن صحبت، درخواست،< نه > گفتن و جواب دادن به انتقادات آموزش داده می شود.
1.سنجش مشکل
برای آن که طرح خود درمانی شما مناسب باشد باید بدانید چه مشکلی دارید.
پیشینه مشکل خود را بررسی کنید
آیا در خانواده شما کسی مشکلات هیجانی، مثلإ اضطراب اجتماعی، دارد؟ کمرویی شما چگونه نمایان شد و چه تأثیری بر روابط شما با همسالان، همکلاسی ها، همکاران، دوستان صمیمی و خلاصه دیگران گذاشته است؟
در رسیدگی به مسائل اجتماعی چه مشکلاتی داشته اید؟ آیا تجارب دردناکی داشته اید؟ آیا اجتناب هم داشته اید؟
در کدام مقطع فهمیدید مشکل دارید؟ آیا قبلاً درمان شده اید؟ اگر شده اید، چطوربوده است؟
آیا مشکلات هیجانی ثانویه دارید؟
بررسی کردن این موضوعات و جواب درست به سوالها دادن بسیار کمک میکند که آگاهی تان از اضطراب اجتماعی که درگیر آن هستید افزایش یابد. این آگاهی به قدم های بعدی که شامل درمان و تمرین می باشد هم کمک بزرگی می کند. در نهایت که برای درمان اضطراب نیاز به یک مربی، درمانگر، روان درمانگر نیز دارید شخصی که با توجه به علمی که دارد با صبر و شکیبایی در کنارتان است.
مهدیه رادپور کارشناس ارشد مشاوره خانواده
مرکز مشاوره و امور روانشناختی رهبان


