تعریف بخشش از نگاه روانشناسی

در کتب مقدس الهی لغات مختلفی به زبان‌های مختلف وجود دارد که معنایشان بخشش است. معانی مختلفی از بخشش وجود دارد که با این لغت مترادف هستند. لغتی که بیشترین استفاده را دارد عفو کردن است. وقتی در کتب مقدس بحث بر سر این است که خداوند ما را می‌بخشد آنگاه این جملات بیان می‌شود «همان قدر که شرق از غرب دور است به همان اندازه خداوند گناهانمان را از ما دور می‌کند. همانا خداوند بخشنده مهربان است.»

بخشش مانع را از بین می‌برد و مجازات را رفع می‌کند. دیگر خداوند نمی‌خواهد که ما به خاطر کارهای اشتباه مان بهایی بپردازیم. هنگامی که ما خالصانه عذرخواهی می‌کنیم و از خداوند درخواست بخشش می‌کنیم، او ما را عفو می‌کند و هیچگاه دیگر آن اشتباه را برای ما به حساب نمی‌آورد. به ما هم آموزش داده شده است تا دقیقاً همانطور که خداوند ما را می‌بخشد ما هم یکدیگر را ببخشیم. بنابراین بخشش یک احساس نیست بلکه یک تصمیم است. این تصمیمی است برای بخشیدن رحمت به جای عدالت شان، بخشش مانع را از بین می‌برد و این امکان را ایجاد می‌کند تا روابط میان طرفین بهتر شود. شاید با در میان گذاشتن چهار چیزی که بخشش انجام نمی‌دهد، بهتر بتوانم بخشش را توضیح دهم.

۱. بخشش خاطرات ما را نابود نمی کند.
گاهی اوقات شنیده‌ام که مردم می‌گویند :«اگر فراموش نکرده باشید، نبخشیده‌ اید» این جمله درست نیست، ذهن انسان هر تجربه‌ای را ضبط می‌کند خوب باشد یا بد، خوشایند یا ناخوشایند. روانشناسان توضیح داده‌اند که ذهن انسان دو بخش دارد: ذهن خودآگاه و ذهن ناخودآگاه. ذهن تشکیل می‌شود که در این لحظه از آن آگاه هستیم. مثلاً من در این لحظه کاملاً آگاهم که روی صندلی نشسته‌ام. اگر بخواهم می‌توانم تمام مشاهدات و صداهای اطرافم را با شما در میان بگذارم. ذهن ناخودآگاه جایگاه تجربیات گذشته است که در فایل‌های ذهنی ذخیره شده‌اند. برخی از اطلاعات آزادانه از ذهن ناخودآگاه به ذهن خودآگاه می‌روند. در یک زمان مقرر شاید ما بخواهیم اطلاعات را از ذهن ناخودآگاه به ذهن خودآگاه بیاوریم. مثلاً اگر شما از من بپرسید«صبحانه چه خوردی؟» می‌توانم به ذهن ناخودآگاه خود رجوع کنم و بگویم«کره و عسل خوردم». قبل از اینکه شما این سوال را بپرسید من آگاهانه در مورد صبحانه فکر نمی‌کردم اما به میل و دلخواه خود توانستم آن اطلاعات را بازیابی کنم. تجربیات دیگر عمیقاً در ذهن ناخودآگاه پنهان شده‌اند و شاید بازیابی آنها حتی با کوشش هم مشکل باشد. از طرف دیگر گاهی اوقات بخواهیم خاطرات از ذهن ناخودآگاه به ذهن خودآگاه می‌آیند. این امر اغلب در مورد خاطرات ناراحت کننده صادق است. حتی پس از اینکه شما انتخاب کرده اید تا رفتار طرف مقابل را عفو کنید و مانع را از بین ببرید شاید خاطره آن اتفاق بار دیگر به ذهن خودآگاه شما وارد شود و به همراه آن احساس رنجش و عصبانیت هم وجود داشته باشد. این خاطره به این معنا نیست که شما نبخشیده‌اید. این امر صرفاً به این معناست که شما انسان هستید و یک تجربه دردناک را به خاطر می‌آورید.

۲. بخشش تمام عواقب عمل اشتباه را از بین نمی‌برد.

مثلاً مادری برای جراحی پولی پس‌انداز کرده است. پسرش آن را می‌دزدد و خرج مواد مخدر می‌کند. اگر او خالصانه عذرخواهی کند، مادرش می‌تواند او را ببخشد اما هنوز هم پول از دست رفته است. پدری، همسر و فرزندانش را ترک می‌کند آنها می‌توانند او را ببخشند اما این امر ۲۰ سال از دست رفته را باز نمی‌گرداند. شوهری در عصبانیت و خشونت فیزیکی با همسرش فک او را می‌شکند شاید او خالصانه عذرخواهی کند و شاید همسرش هم او را ببخشد اما فک او هنوز هم شکسته است. تمام رفتارهای ما عواقبی دارد. رفتار مثبت دارای عواقب مثبت است. از طرف دیگر رفتار منفی دارای عواقب منفی است. بخشش تمام عواقب رفتار اشتباه را از بین نمی‌برد.

۳. بخشش باعث ایجاد اعتماد دوباره نمی شود.

شوهری به لحاظ جنسی به همسرش وفادار نبوده است و پس از مدتی از این کار دست کشیده و از همسرش عذرخواهی کرده است. همسر او در جلسه مشاوره به من گفت :«فکر می‌کنم که او را بخشیده‌ام اما به او اعتماد ندارم. این امر باعث می‌شود که در شگفت باشم که آیا واقعاً او را بخشیده‌ام یا نه ؟» واقعیت این است که بخشش خود به خود اعتماد را باز نمی‌گرداند. اعتماد یک اعتقاد قلبی به این است که فردی شرافت مند است. هنگامی که یکی از همسران بی‌وفایی کند این اعتماد از بین می‌رود. هنگامی که تو به تعهدات خودت در مورد من عمل نمی‌کنی، من هم اعتمادم را به تو از دست می‌دهم. من دیگر نمی‌توانم اطمینان داشته باشم که تو با من منصفانه و صادقانه رفتار کنی. پس اعتماد چگونه بازسازی می‌شود؟ با تغییر رفتار و قابل اعتماد شدن. در طول یک دوره زمانی، اگر ببینم تو همان کاری را انجام می‌دهی که می‌گویی و در تمام روابطمان رک و روراست و صریح هستی، دوباره به تو اعتماد پیدا می‌کنم. هنگامی که من با زوجی مشاوره می‌کنم که یکی از آنها به لحاظ جنسی بی‌وفایی کرده و حالا هم به دنبال بازسازی زندگی زناشویی خویش است، به فرد خطاکار پیشنهاد می‌کنم که پس از یک عذرخواهی خالصانه و بخشش به همسرش این اجازه را بدهد تا تمام جنبه‌های زندگی او را بررسی کند. این بدین معناست که دسته چک، کامپیوتر، تلفن همراه و تمام منابع اطلاعاتی دیگر را برای بررسی در اختیار همسرتان قرار دهید. با این عمل شما به او می‌گویید: «من هیچ چیزی برای پنهان کردن ندارم. من حقیقتاً رفتارم را تغییر داده‌ام و می‌خواهم بار دیگر اعتماد تو را جلب کنم» با این دیدگاه صریح و مقوله منطقی صداقت، می‌توان اعتماد را بازگرداند. بنابراین بخشش به طور خود به خود اعتماد را بر نمی‌گرداند اما بخشش دری را به روی این امکان می‌گشاید که از طریق آن می‌توان اعتماد را دوباره به دست آورد.

۴. بخشش همیشه منتهی به سازش نمی شود.

لغت سازش به معنای «بازگرداندن هماهنگی» می‌باشد. سازش نیازمند کار کردن در میان تفاوت‌ها،  یافتن روش‌ های جدید برای انجام کارها، حل اختلافات گذشته و یاد گرفتن این مسئله است که چگونه مانند یک گروه در کنار هم کار کنیم.

سازگار شدن چقدر طول می‌کشد؟ این امر به میزان زیادی به این بستگی دارد که یکی از شما دو نفر تا چه حد ناهماهنگ بوده‌اید. برای برخی افراد این امر شاید تنها چند ساعت طول بکشد و برای برخی دیگر شاید ماه‌ها به طول بیانجامد. برای بعضی افراد این امر نیازمند کمک یک مشاور حرفه‌ای است چون هیچ یک از این دو نفر مهارت لازم را برای بازسازی رابطه‌شان ندارند. آنچه من می‌گویم این است که بخشش به طور خود به خود هماهنگی را به رابطه میان زوج باز نمی‌گرداند. با وجود این بخشش امکان سازش را به وجود می‌آورد. بخشش تنها پاسخ مناسب به یک عذرخواهی است. اگر ما انتخاب کنیم که نبخشیم پس آن مانع باقی می‌ماند و زوج از هم دور می‌شوند. عامل زمان به تنهایی، این رابطه را بهبود نمی‌بخشد. بهبود رابطه مستلزم تصمیم برای بخشش است و بخشش دری را به سوی امکان رشد و بهبود رابطه می‌گشاید. اما یک سوال،  اگر فردی که شما را رنجانده است عذرخواهی نکند چگونه باید رفتار کرد؟

مثبت‌ترین رویکردی که می‌توانید در این مواقع داشته باشید این است که با خطای او عاشقانه و از روی محبت مواجه شوید و امیدوار باشید که او عذرخواهی خواهد کرد و شما هم می‌توانید او را ببخشید. اگر اولین تلاش تان با شکست مواجه شد به شما پیشنهاد می‌کنم برای بار دوم و سوم هم تلاش کنید. در یک عذر خواهی منظور این است که «من برای این رابطه ارزش قائلم و می‌خواهم با این مشکل دست و پنجه نرم کنم.» عدم عذرخواهی این منظور را می‌رساند که «من برای این رابطه ارزش قائل نیستم و از نظر من هیچ ایرادی ندارد که ما در رابطه خود از هم دور شویم.»

ما نمی‌توانیم کسی را مجبور به عذرخواهی کنیم اما می‌توانیم نشانه‌های آشتی را افزایش دهیم و تمایل خود را برای بخشش نشان دهیم. اگر در تحلیل نهایی، او تمایلی به بازگرداندن رابطه ندارد می‌توانید او و رنج و عصبانیت خود را به حال خودش واگذار نمایید. اجازه ندهید عدم تمایل او برای دست و پنجه نرم کردن با مشکل زندگی‌تان را خراب کند. برای ساختن یک رابطه مناسب و مثبت به دو نفر نیاز است. هیچ زندگی زناشویی سالمی بدون عذرخواهی خالصانه و بخشش حقیقی وجود ندارد. اگر شما یاد بگیرید چگونه عذرخواهی کنید و ببخشید آنگاه در جای خود دو عامل اصلی برای ساختن یک زندگی زناشویی موفق را خواهید داشت.

امید سخاوت کارشناس مشاوره و راهنمایی

مرکز مشاوره و امور روانشناختی رهبان

مطالب مرتبط

نتیجه‌ای پیدا نشد.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

این فیلد را پر کنید
این فیلد را پر کنید
لطفاً یک نشانی ایمیل معتبر بنویسید.

فهرست
Call Now Button