درمان اختلالات روانپزشکی کودکان و نوجوانان

در برخورد درمانی با کودکان، بالینگر  باید با رشد طبیعی کودک در مقاطع سنی مختلف آشنا باشد و داستان زندگی خاص کودک بیمار را بداند. در رابطه با سهولت بیان کلامی کودکان در مورد هیجانات خود و میزان انگیزه آنان برای شرکت در روند درمان تنوع طبیعی چشمگیری در بین کودکان مختلف دیده میشود. روان درمانی انفرادی کودکان روی بهبود مهارت های انطباقی کودکان در داخل و خارج از محیط خانواده متمرکز است. این نوع درمان نتیجه درک سطح رشد کودک بوده نشان دهنده حساسیت نسبت به خانواده و محیط زندگی کودک است. اکثر کودکان خود در پی درمان روانپزشکی برنمی‌آید، بلکه بدلیل اختلالی که مورد توجه اعضای خانواده، معلم مدرسه یا متخصص اطفال قرار گرفته است، نزد روان درمانگر آورده است. کودکان غالباً عقیده دارند که به دلیل بدرفتاری یا جهت تنبیه شدن بخاطر کاری نادرست برای درمان آورده میشوند.

کودکان می‌توانند افکار، احساسات، خلق و تجارب ادراکی خود را بهتر از دیگران بازگو کنند، با این حال حتی زمانی که مشکلات رفتاری بیرونی برای دیگران آشکار است، تجارب درونی کودک عمدتاً نامشخص است. کودکان غالباً قادرند احساساتشان را در یک موقعیت ویژه توصیف کنند، ولی بدون کمک یک شخص مدافع قادر به تغییر نیستند. بنابراین روان درمانگر کودک به عنوان مدافع بیماران کودک خود در تعامل با مدرسه، نهادهای قانونی و سازمانهای اجتماعی عمل میکنند. ممکن است از درمانگران کودک برای ارائه توصیه هایی دعوت شود که بر جنبه های مختلف زندگی کودک تاثیر می‌گذارد.

نظریات و فنون، نظریات روانکاوی، نظریات رفتاری، نظریات سیستم های خانواده نظریه مربوط به رشد.

والدین

روان درمانی کودکان مستلزم دخالت والدین است. این مشارکت لزوماً بازتاب مسئولیت والدین در مشکلات هیجانی کودک نیست بلکه واقعیتی از حالت وابستگی کودک است. بدلیل خطر حرفه ای مشترک بین کسانی که کودکان کار میکنند، نمیتوان روی واقعیت  مزبور بیش از حد تاکید کرد. این خطر مشترک عبارت است از میل شدید برای نجات کودک از سیطره نفوذ منفی والدین که گاهی ناشی از میل ناخودآگاه رقابت جویانه درمانگر است که میخواهد پدر یا مادری بهتر از والدین خود کودک باشد. میزان درگیری والدین در فرایند روان درمانی کودک متفاوت است. در کودکان سنین پیش دبستانی، تمام اقدامات درمانی ممکن است معطوف به والدین باشد و کودک مستقیماً تحت درمان قرار نگیرد. در قطب دیگر کودکان را میتوان بدون دخالت والدین (به استثنای پرداخت هزینه درمان و احیانا ایاب و ذهاب کودک) تحت روان درمانی قرار دارد. اما حتی در چنین موقعیت هایی نیز اکثراً متخصصین ترجیح میدهند رابطه اطلاعاتی خود را با والدین حفظ کنند تا از این طریق بتوانند اطلاعات بیشتری در مورد کودک بدست آورند.

احتمالا رایجترین ترتیب در مورد والدین همان است که درمانگاه‌های هدایت کودک انجام میشود، یعنی هدایت والدین با تمرکز روی تعامل والد _ کودک و روان درمانی والدین به دلیل نیاز خود آنها همزمان با روان درمانی کودک. والدین کودک را ممکن است درمانگر کودک یا درمانگر دیگری تحت درمان قرار دهند . در سالهای اخیر تلاش های زیادی به عمل آمده است تا به جای آنکه کودک را به عنوان بیمار اولیه نگاه کنند، او را پیگیری از سوی خانواده تلقی کنند که به درمانگر گسیل شده است. در این نوع خانواده درمانی تمام اعضا یا اعضای انتخابی خانواده بطور همزمان به صورت یک گروه خانوادگی تحت درمان قرار میگیرند. هر چند اولویت قایل شدن برخی درمانگر ها و درمانگران برای روش ها ی درمان انفرادی یا خانوادگی غیر قابل اجتناب است، تصمیم نهایی در مورد انتخاب روش درمان باید بر اساس ارزیابی بالینی  باشد.

رازداری

موضوع راز داری با پیشرفت سن کودک معنای بیشتری می‌باید. بچه های خیلی کوچک بعید است که همچون نوجوانان نگران این موضوع باشند. راز داری معمولاً تا زمانی حفظ میشود که درمانگر به این نتیجه برسد که خطری کودک یا فرد دیگری را تهدید میکند. در سایر مواقع قبل از آنکه موضوع خاصی با والدین در میان گذاشته شود از کودک اجازه گرفته میشود. ایجاد فضایی که در آن کودک احساس کند که صحبت ها و اعمال او از سوی درمانگر هم جدی و هم غیر منطقی تلقی میشود، مزیت هایی در بر دارد. به عبارت دیگر این سخنان و اعمال برای درمانگر تعهدی ایجاد نمیکند، اما با این حال مهمتر از آن است که بدون اجازه کودک برای شخص سومی بازگو شود. هرچند چنین نگرشی به طور تلویحی به کودک منتقل میشود، گاهی بهتر است درمانگر به طور آشکار در مورد راز داری با کودک صحبت کند. معمولاً پدر و مادر از قسمت اعظم آنچه کودک در خلال روان‌درمانی میگوید یا انجام میدهد اطلاع دارند.  درمانگر باید تلاش کند که همکاری والدین را در رعایت خلوت کودک در جلسات درمانی جلب کند. اخذ این همکاری همواره آسان نیست، زیرا والدین طبیعتاً در مورد آنچه افشا میشود، کنجکاوند و در عین حال ممکن است نسبت به موقعیت ممتاز درمانگر احساس تهدید کنند.

گروه های والدین

در روان‌درمانی گروهی مثل اکثر روشهای درمانی کودکان، مشکلات والدین موانعی به‌وجود می آوردند. گاهی والدین فاقد حس همکاری هستند از آوردن کودکان به جلسات روان‌درمانی یا شرکت در برنامه های درمانی خود امتناع میکنند. شدیدترین نوع چنین موقعیتی هنگامی آشکار میشود که والدین شدیداً آشفته، از کودک به عنوان کانال ارتباطی در رفع نیاز های خود استفاده میکنند. در چنین شرایطی کودک خود را در وضعیت غیر قابل تحملی میبیند زیرا از یک طرف تجارب مثبت گروه را کسب میکند و از طرف دیگر این تجارب در خانه ویرانی به بار می‌آورد.

بنابراین گروه های والدین می‌توانند کمک ارزنده ای برای گروه درمانی کودکان باشند، پدر و مادر کودک تحت درمان غالباً در درک ماهیت بیماری فرزند خود، تمیز حد فاصل بین رفتار طبیعی و بیمار گونه و در ارتباط با منابع طبی و مدارا با احساس گناه خود دچار مشکلاتی هستند. گروه های والدین آنها را در این زمینه کمک کرده و اعضا گروه ها در تدوین اقدامات خود راهنمایی و یاری میکند.

مرکز مشاوره و امور روانشناختی رهبان

مهدیه رادپور روانشناس و مشاوره خانواده

مطالب مرتبط

نتیجه‌ای پیدا نشد.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

این فیلد را پر کنید
این فیلد را پر کنید
لطفاً یک نشانی ایمیل معتبر بنویسید.

فهرست
Call Now Button