
مشکلات شغلی زنها
طی 25 سال گذشته تغییرات زیادی در دنیای کسب و کار ایالات متحده روی داده است. تعداد زیادی از زنان به جرگه ی نیروی کار پیوسته اند، بسیاری از شرکت ها مایلند زن و شوهر ها با هم استخدام کنند و نوجوانان در مقیاسی وسیع بصورت پاره وقت وارد نیروی کار شده اند.
90 درصد زن هایی که اینک در ایالات متحده زندگی می کنند ناگزیر خواهند شد برای تامین معاش خود و احیانا یک یا دو نفر دیگر کار کنند. ضرورت اقتصادی حکم می کند که زنها خانه داری را به نفع کار در بیرون از خانه ترک کنند و عدم پذیرش از سوی کارفرما به دلیل سن بالا، فقدان تجارب جدید یا آموزش ناکافی ممکن است موجب ملال و افسردگی شود. این امر بخصوص در مورد زنانی صادق است که اخیرا در دهه پنجم و ششم عمر و پس از عمری همسر داری و مادری طلاق گرفته اند.
زنان جوان استرس های متفاوتی دارند که در وهله اول مربوط به فشار کار و مسئولیت های خانوادگی است. بیش از 50 درصد مادران شاغل بچه یک ساله یا کوچکتر دارند.
ولی سازمانهای زنان و سایر منتقدین مدعی هستند که معدودی از شرکت ها موانع را از سر راه پیشرفت زنان برداشته و یا به کاهش تنش ناشی از تعارض کار و خانواده اهمیت می دهند.
مسائل خاصی که نیاز به رسیدگی دارند عبارتند از: پیش بینی برای مراقبت از بچه یا والدین مسن، انتخاب ساعات کار انعطاف پذیر و فراهم بودن مرخصی بدون حقوق برای پدر و مادرها. مطالعات نشان می دهند که:
- وقتی این نوع مرخصی ها فراهم فراهم شده باشد، مردها بندرت از آن استفاده می کنند.
- کارفرماها نسبت به بحرانهای زندگی کارکنان مرد بیش از کارکنان زن اهمیت می دهند.
- کارفرماها به حوادث عمده ای مانند طلاق یا مرگ یکی از اعضای خانواده واکنش نشان می دهند ولی به استرسی که بیماری فرزند یا تعطیلی مدارس در روزهای برفی بر کارمند وارد می کند توجهی نمی کنند.
تعدادی از شرکت ها که آگاهی اجتماعی بیشتری دارند، کارگاههایی برای بحث در مورد تغییرات ناشی از ورود زنها به نیروی کار و مسائلی نظیر مسئولیت های خانوادگی، مزاحمت های جنسی در محیط کار، ایمنی شخصی در مسافرت های اداری و پیشگیری از تجاوز به عنف تشکیل می دهند. در برخی سازمانها امکانات مراقبت روزانه تاسیس شده و در عمل موفقیت آمیز بوده اند.

خانواده های دو شغلی (که در آنها زن و شوهر هر دو کار می کنند) امروزه بیش از 40 درصد خانواده ها را شامل می شود. وقتی کارفرما بخواهد یکی از زوجین را به جای دیگری منتقل کند، مشکلاتی پیش می آید.
حتی اگر انتقال نوعی ارتقا هم باشد، باز هم ممکن است بدلیل محروم شدن همسر از کار خود یا بی نظمی کاری موجب کاهش درآمد خانواده شود. برخی از شرکت ها در چنین شرایطی به همسر فرد نیز شغل تازه ای پیشنهاد می کنند اما چنین مواردی نادر است.
یک پیشرفت معمول در این زمینه قبول زوجهای ازدواج کرده و ازدواج نکرده بصورت کارمندان یک شرکت است. زوجهایی که در یک شرکت استخدام می شوند ظاهرا وقتی رقابت شدیدی با هم داشته باشند برای خود و دیگران مشکلاتی بوجود می آورند. زوجهایی که بهترین وضعیت را دارند آنهایی هستند که در محیط کار با همسران خود به نحوی متفاوت از خانه رفتار می کنند.
وقتی یکی از زوجین مستقیما به دیگری گزارش دهد، ممکن است موجب احساس نفرت در بین همکاران شود. در غیر اینصورت واکنش نامطلوب دیگری از سوی همکاران مشاهده نمی شود.
توان بخشی شغلی
توان بخشی اغلب برای افرادی که بر اثر فشارهای محیط کار آسیب دیده اند یا به دلایل طبی یا روانپزشکی از مرخصی استعلاجی استفاده کرده اند و یا افرادیکه از کار اخراج شده اند، ضرورت می یابد. مشاوره انفردی یا گروهی سبب بهبود روابط شخصی فرد، افزایش عزت نفس و یادگیری مهارت های شغلی جدید می شود.
بیماران مبتلا به اسکیزوفرنی ممکن است از کارگاههای حمایت شده ای سود ببرند که در آنها به کاری متناسب با میزان کارکردشان می پردازند. برخی از این بیماران در کارهایی موفقترند که تکراری بوده یا مستلزم توجه وسواسی به جزئیات باشد.
اگر این مقاله برایتان کاربردی و مفید واقع شد با دوستانتان به اشتراک بگذارید.
برگرفته از کتاب DSM
مهدیه رادپور کارشناس ارشد روانشناسی و مشاوره خانواده
