اختلال یادگیری خواندن کودکان و درمان

ویژگی های کودکان دارای اختلال یادگیری خواندن و درمان
سهیل دانش آموز پسر 12 ساله ای بود که برای ارزیابی مشکلات تحصیلی مراجعه کرده بود. (اختلال یادگیری) و (خواندن) او دوره پیش دبستانی را گذرانده بود و در حال حاضر در کلاس ششم یک مدرسه عمومی ثبت نام کرده بود.
ارزیابی فعلی نشان داد سابقه ای از مشکلات عصبی، بینایی یا شنوایی را که بتواند مشکلات تحصیلی سهیل را توضیح دهد وجود ندارد. آزمون هوش نشان داد نمرات کودک در خرده آزمونهای شفاهی و عملکردی مقیاس هوش وکسلر مخصوص کودکان نوع III (WISC-III) بالاتر از حد متوسط است.
نمرات خواندن و ریاضیات در آزمونهای استاندارد عملکرد تحصیلی با سن تقویمی و هوش او مطابقت داشت، اما نمرات هجی کردن به میزان چشمگیری پایین تر از حد مورد انتظار عملکرد بود.
کودک در آزمون هجی کردن چندین بار دچار اشتباه شد. هر چند دست خط سهیل در حد مناسبی بود، اما کودک نمی توانست افکارش را به صورت جملات کامل بیان کند. جملات مکتوب او کوتاه بودند و موضوعات مورد نظر را به روشنی بیان نمی کردند.
بررسی دقیق پاراگراف های مکتوب سهیل نشان دهنده چندین اشتباه دستوری و نحوی و نیز خطاهایی در زمینه نقطه گذاری و استفاده از حروف بزرگ بود.
تابلوی بالینی ناتوانی نوشتن، ضعف در هجی کردن و خطاهای دستوری در غیاب هوش پایین، مشکلات مربوط به خواندن یا ریاضیات و مشکلات توجهی نافذ منجر به تشخیص اختلال بیان نوشتاری شد.
خصوصیات بالینی
اکثر کودکان مبتلا به اختلال خواندن معمولاً تا سن هفت سالگی (کلاس دوم) مورد ارزیابی قرار می گیرند. مشکلات خواندن در دانش آموزان ممکن است در کلاس اول نیز خود نشان دهند. کودکان در مقاطع پایین ابتدایی، گاهی با استفاده از حافطه و استنباط اختلال خواندن را جبران می کنند به خصوص اگر هوش بالایی داشته باشند.
در چنین مواردی اختلال ممکن است تا سن 9 سالگی (کلاس چهارم) یا بیشتر خود را نشان ندهد. کودکان مبتلا به اختلال خواندن ممکن است در خواندن شفاهی دچار اشتباهات متعددی شوند. این اشتباهات شامل حذف، اضافات و تحریف کلمات است.
چنین کودکانی در تمیز ویژگی ها و اندازه حروف چاپی به خصوص حروفی که در جهت گیری فضایی و طول خط متفاوتند دچار اشکال می شوند. مشکلات این افراد در برخورد با زبان نوشتاری یا چاپی ممکن است مربوط به حروف منفرد، جملات و حتی یک صفحه باشد. سرعت خواندن کودک کند است و اغلب میزان درک او پایین است.
اکثر کودکان دچار اختلال خواندن متناسب با سنشان قادرند از روی متن نوشتاری یا چاپی کپی کنند، ولی تقریباً همه آنها در هجی کردن مشکل دارند.
اغلب همراه با این اختلال مشکلات زبانی هم وجود دارد که به صورت اختلال در تمیز صدا و مشکلاتی در توالی مناسب کلمات بروز می کند. کودک مبتلا به اختلال خواندن ممکن است از کلمه ی وسط یا آخر یک کلمه ی نوشته شده یا چاپی شروع به خواندن کند.
گاهی این کودکان حروفی را که باید خوانده شود پس و پیش می خوانند که این بدلیل عدم جابجایی کامل حرکات تعقیبی چپ به راست چشم است.
ناتوانی در بخاطر آوردن و عدم استمرار فراخوانی موجب می شود که شخص اسم و صدای حروف را به خوبی به خاطر نیاورد.
اکثر کودکان مبتلا به اختلال خواندن، خواندن و نوشتن را دوست ندارند. این کودکان وقتی ناچار به استفاده از زبان نوشتاری می شوند اضطرابشان تشدید می شود. بسیاری از کودکان مبتلا به اختلال خواندن که آموزشهای کمکی دریافت نمی کنند بدلیل شکست های مداوم و ناکامی های ناشی از آن احساس شرم و تحقیر می کنند این احساسات با گذشت زمان عمیق تر می شود.
کودکان بزرگتر ممکن است دچار خشم یا افسردگی شوند و عزت نفس پائینی داشته باشند.
درمان
اکثر روشهای تقویتی فعلی کودکان دچار اختلال خواندن بر روی آموزش مستقیم مولفه های مختلف خواندن متمرکز است. بسیاری از برنامه های تقویتی موثر با آموزش کودک در مورد ایجاد ارتباط درست بین حروف و اصوات شروع می شوند.
این رویکرد بر روی این نظر اجتماعی فعلی استوار است که در اکثر موارد نقایص اصلی در اختلالات خواندن مربوط به اشکال در شناسایی و یادآوری ارتباط بین حروف و اصوات است. پس از این که فرد در ارتباط حرف-صوت تسلط پیدا کرد درمان بر روی اجزای خواندن نظیر سیلابها و کلمات متمرکز می شود.
کانون دقیق هر برنامه خواندن فقط پس از ارزیابی دقیق نقایص و نقاط ضعف اختصاصی کودک مشخص می شود. راهبردهای مدارای مثبت عبارتند از گروههای کوچک و سازمان یافته قرائت که توجه لازم را برای هر یک از افراد فراهم کرده و درخواست کمک را برای کودک تسهیل می نمایند.
برنامه های آموزش خواندن مانند رویکردهای اورتون گلینگهام و DISTAR با تمرکز فرد بر روی حروف و اصوات شروع می شوند و سپس به سمت تسلط بر واحدهای آوایی ساده پیش می روند و پس از آن این واحدها در هم ادغام می شوند تا کلمات و جملات ساخته شوند. بنابراین اگر کودک مدارا با حروف را بیاموزد می تواند خواندن را فرا بگیرد.
در سایر برنامه های تقویتی خواندن نظیر برنامه مریل(Merill) و برنامه خواندن پایه SRA ابتدا کل کلمات ارائه می شوند و سپس کودک می آموزد چگونه آنها را تجزیه کند و اصوات سیلابها و تک تک حروف کلمه را از طریق استفاده از روشهای کمکی بصری شناسایی کند و فرآیند درک رت میان بر بزند.
یکی از برنامه ها برنامه خواندن پل نام دارد. در روش فرنالد از رویکرد چند حسی استفاده می شود که در آن آموزش کل کلمه با فنون ردیابی تلفیق می شود، به طوری که کودک در حین یادگیری خواندن کلمات تحریک هم حسی پیدا می کند.
مانند روان درمانی برای دستیابی به نتیجه ی موفقیت آمیز در درمان آموزش کمکی، رابطه ی درمانگر-بیمار اهمیت زیادی دارد. کودکان مبتلا را باید در کلاسی قرار داد که تا حد امکان به سطح عملکرد اجتماعی آنها نزدیک باشد و آموزش کمکی اختصاصی در خواندن برایشان فراهم شود.
مشکلات همزمان هیجانی و رفتاری را باید با روش های مناسب روان درمانی مداوا کرد. مشاوره ی با والدین نیز ممکن است مفید باشد. حدود 75 درصد کودکان مبتلا به اختلالات یادگیری را می توان با کفایت اجتماعی پایین تر از آنها، از سایر کودکان تمیز داد. بنابراین لازم است در برنامه ی درمانی کودکان مبتلا به اختلال خواندن بهبود مهارتهای اجتماعی نیز منظور شود.
پیگیری به موقع والدین و صبور بودنشان در روند درمان کودک بسیار موثر است.
مهدیه رادپور کارشناس ارشد مشاوره خانواده
مرکز مشاوره و امور روانشناختی رهبان


