اختلال های اضطرابی کودکان

اضطراب در کودکان بصورت‌های متعددی جلوه گر میشود. بعضی کودکان اضطراب خود را از طریق دلواپسی مداوم درباره ناراحتی و چیزهای غیر احتمالی که ممکن است برای خود یا خانواده شان رخ بدهد نشان میدهد؛ بعضی دیگر یک اضطراب اجتماعی کلی نشان داده و ممکن است از تماس با دیگران اجتناب ورزند یا حتی از صحبت کردن برای مدتی طولانی امتناع نمایند. عده ای هم فوبیا، ترس غیر واقعی از اشیا یا مکانهای مخصوص، که ممکن است با زندگی روزانه آنها در تضاد باشد، نشان میدهند. بعضی کودکان رفتارهای وسواسی شبیه آنچه در بزرگسالان دیده میشود نشان میدهند. بعضی از این رفتارها مخصوص کودکان است و بعضی هم در کودکان و هم در بزرگسالان دیده میشود.

واکنش کناره گیری 

برخلاف واکنش دلواپسی بیش از اندازه که کودک برای برقراری احترام خود از راه خویش خارج میشود تا کار دیگران را انجام دهد، در واکنش کناره گیری شخص از طریق جدا ساختن خود از تماسهای اجتماعی به این مقصود نائل می آید. نشانه های مرضی واکنش کناره گیری شامل: خجالت، گوشه گیری، حساسیت، اضطراب و تواضع بی دلیل.این کودکان به علت محرومیت، داشتن خانواده بی کفایت و گره های احساسی، به رویاهای روزانه و خیال‌بافی پناه میبرند که اگر بموقع معالجه نگردند ممکن است موجب اختلال در جهت یابی واقعیت گردد. کناره گیری ممکن است محصول یک نقص عضو و یا بیماری باشد. شکست های مکرر در زندگی، ناکامی، غفلت والدین یا مدلهای نادرست والدین، همه ممکن است منتهی به چنین رفتاری گردد.

واکنش دلواپسی بیش از اندازه 

خصوصیات این اختلال عبارت است از اضطراب مداوم، ترس‌های افراطی، بختک ها، آشفتگی های خواب، حساسیت زیاد، خجالت، کمروئی، عدم بلوغ، شرم، دو دلی، عصبانیت و غیره. کودکان مبتلا به این بیماری خیلی زیاد وابسته اند. چون اینگونه کودکان معمولاً از خانواده های بلند پرواز هستند، بنابراین هدفهای بسیار جاه طلبانه در سر می پرورانند و خیلی زیاد پای بند اصول و قوانین اند. آنها از راه خود خارج می شوند تا دیگران را خشنود سازند و از عدم تفاهم ها اجتناب می ورزند. وقتی که در این راه شکست می خورند از احساس گناه و ناامنی رنج میبرند.

 ترسها و فوبی ها 

ترس میتواند به عنوان واکنش طبیعی نسبت به تهدیدهای واقعی تعریف شود. واکنش هایی که به ترس ها نشان میدهیم سه نوع پاسخ است: ۱_رفتار آشکار؛۲_ افکار و احساسات؛ ۳_فعالیت فیزیولوژیکی. وقتی که یک، دو، و یا هر سه نوع پاسخ افراطی شده، برای مدتی طولانی ادامه داشته، و ناسازگارانه باشد، گفته میشود که ترس به فوبی تبدیل شده است.

سطح شناختی کودکان خردسال همواره به آنها اجازه نمی‌دهد که احساس صحیحی از دنیا داشته باشند. منطق کودکان شبیه به منطق بزرگسالان نیست. اکثر اطفال از صداهای بلند یا افتادن بطور ناگهانی می ترسند. بتدریج که کودکان بزرگتر می شوند، این توانایی را بدست می آورند که به گذشته فکر کرده آینده را پیش بینی نمایند. در نتیجه این تغییرات شناختی، ترس‌های آنان به یک حالت پیش بینی کننده در می آید. بتدریج که کودک بزرگتر میشود ترس هایش نیز تغییر میکند. مثلاً ترس از حیوانات و ترس از تاریکی از بین می رود، در حالیکه ترس‌های آموزشگاهی و اجتماعی احتمالا افزایش می یابند. بطور کلی تعداد ترس‌هایی که کودک تجربه میکند با افزایش سن کاهش میابد هر چند اغلب چنین بنظر می‌رسد که افزایش مشخصی در ترسها در سنین ۹تا ۱۱ وجود دارد. بسیاری از مطالعات نشان داده اند که دختران بیشتر از پسران می ترسند.

به تدریج که رشد کودکان پیشرفت میکند اکثر ترس‌های کودکان از بین می رود، حتی بدون درمان. از طرف دیگر بعضی ترسهای کودکان شدید و آزار دهنده است و حتی اگر ممکن باشد که بعداً بطور خود به خود از بین بروند لازم است که مورد توجه متخصصان قرار گیرند. بعضی ترسها هم ممکن است موقتی نباشند. مثل ترس شدید از حیوانات و ترس از آسیب بدنی که ممکن است تا بزرگسالی باقی بماند.

اضطراب جدائی 

کودکانی که دچار اضطراب جدائی هستند وقتی که از والدین یا محیط آشنا یا افراد و اشیائی که بدان وابسته شده اند جدا می شوند اضطراب فوق العاده حتی رعب و وحشت نشان میدهند. اینگونه کودکان ممکن است قادر نباشند که به تنهایی در اتاق بمانند لذا از ملاقات با دوستان خانوادگی امتناع ورزیده یا از مدرسه رفتن اجتناب می نمایند. وقتیکه از اینگونه کودکان سوال شود که چرا می‌ترسند ممکن است ترس از گم شدن و یا گم کردن والدین خود برای همیشه را بیان نمایند. یا نگران حوادث و بیماریهايی باشند که ممکن است برای آنان یا والدینشان پیش بیاید. غالباً چنین کودکانی از تهوع، سردرد، دردهای غیر طبیعی یا تند زدن قلب شکایت دارند. در سایر مواقع هنگامیکه زمان جدایی فرا می‌رسد رفتار آنان با علائم اضطراب یا وحشت همراه است. معمولی ترین ترسی که در کودکان مشاهده میشود ترس از مدرسه رفتن است.

اختلالات وسواسی 

بسیاری از کودکان آئین ها و افکار وسواسی را به عنوان قسمتی از رشد طبیعی خود نشان میدهند. آئین های مربوط به پوشیدن لباس و زمان خواب در بین کودکان نوپا، کودکان پیش دبستانی و دبستانی متداول است. اعمال وسواسی از قبیل اعمال حرکتی جزئی نیز معمول است. یک کودک خردسال ممکن است قبل از خواب رفتن پتوی خود را مکرراً تکان دهد یا شست خود را فقط در وقت خواب بمکد. حتی بازیهای کودکان این آئین ها را منعکس می نمایند. کودکان ممکن است احساس کنند که مجبورند از اشیاء معینی از قبیل سنگ پله اجتناب کنند، یا آهنگ ها و صداهایی را مرتبا تکرار کنند. این رفتارها که در واقع بنظر می‌رسد یک نقش ناسازگارانه در کودکی داشته باشند، ممکن است برای کل خانواده بسیار ناراحت کننده جلوه نمایند.

درمان 

درمان اختلالات اضطرابی به چند صورت انجام میشود در موارد بسیار حاد دارو درمانی پیشنهاد میشود و در کنار دارو درمانی درمان شناختی_رفتاری و علاوه بر جلسات درمان برای کودک جلساتی برای والدین و خانواده درمانی  نیز برگزار میشود.

مهدیه رادپور کارشناس ارشد روانشناسی و مشاوره خانواده

 

 

 

مطالب مرتبط

نتیجه‌ای پیدا نشد.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

این فیلد را پر کنید
این فیلد را پر کنید
لطفاً یک نشانی ایمیل معتبر بنویسید.

فهرست
Call Now Button