انتخاب همسر 

عوامل مهم در انتخاب همسر 

در انتخاب همسر به عوامل متعددی باید توجه شود، بنابراین کسی که میخواهد ازدواج کند باید قبل از تصمیم در مورد یکایک این عوامل بررسی های لازم را انجام دهد و در صورتی که کلیه عوامل با وی هماهنگی داشت نسبت به انجام ازدواج پس از طی مراحل اطمینان بخش بعدی اقدام کند.

 

نکاتی که در گزینش همسر مهم هستند شامل: 

_عوامل اجتماعی 

_عوامل سیاسی 

_دین و مذهب 

_آداب و رسوم 

_لباس پوشیدن و آراستن ظاهر 

_سنتها

_اعتقادات و باورها 

_ملیت و زبان 

_ تحصیلات

_ عوامل اقتصادی

_عوامل اخلاقی و روانی 

_سن

_شغل

_ عوامل جسمانی و ژنتیکی 

_ خانواده اصلی 

_وابستگی، علایق و تفکر 

توجه به عوامل اثر گذار و هماهنگی نسبی به اندازه ای در ازدواج مهم است. که میتوان گفت چنانچه همه عوامل در ازدواج از تناسب و هماهنگی لازم برخوردار باشند زندگی زناشویی مادام العمر و بدون طلاق و همراه با شادی و نشاط خواهد بود. 

در مواردی یک زوج میتواند دیگری را تکمیل کند که از آن جمله است خونسردی در برابر فرد عصبانی، فرد شاد و سرزنده در برابر فرد کم رو و….در فرهنگ ایرانی بسیاری از مردان با آن که خود سرزنده و اهل بگو بخندند زنان کم رو و کم گو را می پسندند و در مواردی افراد تحصیل کرده سطح بالا زنانی را می پسندند که سطح تحصیلات آنها کمتر باشد و اهل خانه داری و بچه داری باشند. 

لحاظ کردن همه موارد در ازدواج از اهمیت ویژه برخوردار است و هر چه این عوامل و تاثیر آنها بررسی شود شادی و نشاط و سعادت زندگی زناشویی بیشتر خواهد بود.

نقش عوامل اجتماعی در ازدواج چیست؟

یکی از عواملی که باعث اختلاف در زندگی زناشویی میشود؛ عوامل اجتماعی است. در مورد طبقات اجتماعی، حالت دیگری که قابل ذکر می باشد؛ آن است که خانواده ممکن است به علت نوسانات اجتماعی از یک طبقه به طبقه دیگر ارتقاء یا تنزل کند. مثل شخصی که در شرایطی ثروتمند میشود و از نظر اجتماعی زندگی مرفهی تشکیل میدهد؛ ولی فرهنگ خانواده به آن نسبت تغییر نمیکند. ازدواج با فرزند چنین خانواده ای با دید یک خانواده با طبقه اجتماعی بالا  که در عمل فرهنگ آن را دارا نمی باشد، در آینده احتمالاً مشکلاتی ایجاد نماید و کسی که قبل از ازدواج در مورد خانواده، زمینه ذهنی دیگری داشته در مواجهه با واقعیت ناشاد خواهد بود.

در انتخاب همسر باید عوامل اجتماعی متعددی را مورد توجه قرار داد. به همین منظور از مشاوران خانواده کمک گرفت.

۱.خانواده های مرفه و طبقات اجتماعی بالا سعی کنند با خانواده های هم سطح خود ازدواج نمایند.

۲.چنانچه جوانی با خصوصیات برجسته؛ ولی از طبقه اجتماعی پایین بخواهد با جوانی از طبقه بالا ازدواج کند؛ باید او و خانواده اش را با ویژگی های خود آشنا نماید و با تشکیل جلساتی آنان را با اقوام و خویشاوندان خود مواجه سازد. در این حالت احتمال ناسازگاری کمتر خواهد بود.

۳.چنانچه فرد در شرایطی قرار دارد که امکان تحرک اجتماعی او به پایگاه اجتماعی بالاتر می رود؛ باید با کسی که همان شرایط را دارا می باشد، ازدواج کند.

۴.برای بررسی وضع اجتماعی، کسب اطلاعات درباره خانواده، مانند خلق و خوی والدین، شغل آنان، محل تولد و رشد خانواده، تعداد خواهر و برادر و وضعیت هر یک، شرایط زندگی پدر و مادر از نظر جدایی یا زندگی با هم، ضروری است. این اطلاعات میتواند به ارزیابی انتخاب همسر کمک کند.

نقش عوامل سیاسی در ازدواج و انتخاب همسر

یکی از عوامل که میتواند موجب اختلاف و ناسازگاری در خانواده گردد؛ عقاید سیاسی است. منظور از بینش سیاسی طرز فکر فرد در مورد دولت، هیات حاکمه، مسوولان اجرایی و نظام سیاسی کشور است. اختلاف نظر در مورد امور سیاسی به دلیل وجود زیر بنای عقیدتی حتی ممکن است بین پدر و مادر، فرزندان و خویشاوندان جدایی بیندازد. دیده شده است که پدر و مادری به علت اختلاف عقیده سیاسی با همه علاقه و محبتی که نسبت به فرزندشان داشته اند، او را از خانه طرد کرده اند. 

نقش عوامل فرهنگی در ازدواج 

عاملی که در ازدواج نقش موثری دارد، عامل فرهنگی است. چه بسا خانواده هایی که به علت ناهماهنگی در زمینه های مختلف فرهنگی وضع نابسامانی دارند و یک عمر را ناشاد و ناراحت می گذرانند. عوامل فرهنگی ابعاد مختلفی دارد؛ که مهمترین آنها عبارتند از:

۱.دین و مذهب 

۲.آداب و رسوم 

۳.لباس پوشیدن و آراستن ظاهر 

۴.سنتها

۵.اعتقادات و باورها 

۶.زبان و ملیت 

دین و مذهب در رابطه با ازدواج 

اعتقادات دینی و مذهبی در ازدواج نقش مهمی دارد. دختر و پسری که با اعتقادات دینی متفاوت ازدواج می کنند؛ پس از فروکش احساسات در شور جوانی، در زمینه های مختلف نظر و احتمالاً ناسازگاری خواهند داشت. از جمله زمینه های مورد بحث موارد زیر را می توان نام برد: 

_اختلاف در تربیت فرزندان: زن و شوهری که دارای دو دین متفاوتند، مسلما در چگونگی تربیت و آموزش فرزندان خود و نیز انجام مراسم دینی با مشکلات و مسائلی مواجه خواهند شد.

_اختلاف در عقاید: دختر مسلمانی که با یک مسیحی ازدواج می کند؛ ممکن است، استعمال مشروبات الکلی توسط شوهرش او را ناراحت کند و این موضوع به اختلاف و ناسازگاری بینجامد.

_انجام فرایض و مراسم دینی: پسر مسیحی که با یک دختر مسلمان ازدواج می کند، روز یک شنبه به کلیسا می رود و دختر مسلمان به عزاداری امام حسین (ع) و مراسم دعا در شب‌های جمعه روی می آورد. این عدم هماهنگی در انجام فرائض . مراسم دینی می تواند زمینه ای برای ناسازگاری خانوادگی باشد.

_مسافرتها و گردش: مرد یا زن مسلمان مسافرت‌های زیارتی و حج مورد توجه او است؛ در حالی که مرد یا زن مسیحی رغبت به چنین برنامه هایی ندارد و یا در مورد حج اجازه انجام اعمال را ندارد.

با توجه به موارد بالا ازدواج دختر و پسر از دو دین متفاوت بخصوص اگر ایمان قوی داشته باشند، زندگی زناشویی را به سوی ناراحتی و ناشادی سوق می دهند. 

اختلاف در سطح ایمان و اعتقادات دینی 

بسیار اتفاق می افتد که یک زوج مسلمان به علت اختلاف در سطح اعتقاد، زندگی پر آشوب و ناراحتی را می گذرانند. یک دختر حزب اللهی که با یک پسر بی بند و بار ازدواج میکند، از نظر لباس پوشیدن، از نظر روزه گرفتن، نماز خواندن و یا معاشرت با دوستان شوهر و خانواده اش ناراحت است. او به اعتقاداتی که به آنها پایبند است؛ نمی‌تواند جامه عمل بپوشاند و درگیری و نزاع و جدال بوجود می آید و زندگی رو به تلخی میرود. 

آداب و رسوم در رابطه با ازدواج 

در جامعه های مختلف آداب و رسوم متفاوتی رایج است؛ که گاه عقاید یک جامعه با عقاید جامعه دیگر در تضاد می باشد و این موضوع بخصوص در مسایل زناشویی قابل توجه است.از جمله این آداب و رسوم میتوان به موارد زیر اشاره کرد: 

_دست دادن زنها و مردها اعم از محرم و نامحرم

_ معاشرت زنان و مردها نامحرم

_ تشکیل جلسات مختلط مرد و زن

_ جدایی فرزندان از خانواده از ۱۸ سالگی به بعد.

_ اهمیت ندادن به صله رحم

_ کم رنگ بودن ارتباطهای خانوادگی.

آداب اجتماعی رایج در یک جامعه نیز در طبقات اجتماعی و ساکنان قسمت‌های مختلف یک کشور متفاوت است و گاه در پیوندهای زناشویی مشکلاتی را ایجاد می کند. آداب و رسوم ده با شهر و آداب و رسوم اصناف و طبقات اجتماع با یکدیگر فرق دارد. از این رو است که ضرورت دارد، در زناشویی همه این موارد مورد توجه قرار گیرد. خانواده های سنتی اجازه نمی دهند که بچه در حضور آنان آزادانه عمل کند. خانواده های متجدد که از  فرهنگ غرب تبعیت میکنند با خانواده های سنتی به مشکل میخورند.

لباس پوشیدن و آراستن ظاهر

نخستین عامل شناخت فرد پوشش ظاهری او است. در نگاه اول چنانچه مردی با محاسن و انگشتر عقیق و پیراهن بدون یقه مشاهده کنید، اظهار نظر شما آن است که فردی حزب الهی و مومن است؛ برعکس چنانچه مرد دیگری را با کروات و صورت تراشیده ببینید؛ تعبیر به مردی با فرهنگ غربی خواهید بود. 

در مورد خانمها نیز وضعیت همین است. زن چادری با حجاب کامل نمایانگر یک خانم مومن و مسلمان و زن ملبس به مانتو که قسمتی از موهای او نیز از روسری یا مقنعه بیرون و آرایش کرده است؛ نشان دهنده خانمی است که زیاد پای بند حجاب و مسایل شرعی نمی باشد. در ازدواج مسأله لباس پوشیدن و آرایش ظاهر در مورد خانمها بسیار حائز اهمیت است. چنانچه یک زن مومن محجبه با یک مرد کرواتی محاسن تراشیده بی بند و بار ازدواج نماید؛ زندگی برای یک عمر برای او زجر آور خواهد بود. برعکس یک زن آرایش کرده بد حجاب نیز چنانچه با مرد متدین حزب الهی ازدواج نماید؛ زندگی برای هر دو با ناراحتی و مجادله خواهد گذشت. خوشبختانه چون نحوه لباس پوشیدن و آراستن ظاهر یک امر عینی است، بنابراین در این مورد بررسی و تصمیم گیری امر ساده ای است و هر کس در نگاه اول می تواند وضعیت خود را با طرف مقابل ارزیابی کند. 

در مراحل اولیه ازدواج بررسی این موضوعات بسیار مهم است و مرحله ی بعدی شناخت درست شامل: شناخت شخصیت طرفین و سلامت روان و قدرت سازگاری و مهارت های زندگی زوجین است. 

بررسی شخصیت و سلامت روان توسط متخصص روانشناس و مشاوره خانواده صورت میگیرد. 

مهدیه رادپور کارشناس ارشد مشاوره خانواده

مرکز مشاوره رهبان 

 

 

 

 

 

 

 

مطالب مرتبط

نتیجه‌ای پیدا نشد.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

این فیلد را پر کنید
این فیلد را پر کنید
لطفاً یک نشانی ایمیل معتبر بنویسید.

فهرست
Call Now Button