نقش عشق در ازدواج

برای خیلی از ما این سوال پیش می آید که آیا زمانی که قصد ازدواج داریم حتماً باید عاشق شده باشیم؟ نقش عشق در ازدواج چقدر مهم است؟ آیا بدون اینکه دوست داشتن و عشق وجود داشته باشد میتوانم در مورد ازدواج فکر کنم؟ و اگر بدون عشق ازدواج کنم در آینده با مشکلاتی مواجه خواهم شد یا نه؟

اگر برای شما هم این سوالات پیش آمده این مقاله را مطالعه کنید.

مهرداد آقایی ۴۰ ساله و متاهل دارای ۲ فرزند است ازدواج او به صورت کاملا سنتی بوده و انتخاب همسرش توسط مادرشان بوده، در حال حاضر زندگی بسیار مرفه و فرزندان خوب و همچنین از نظر اجتماعی موقعیت بسیار خوبی دارد، در جلسه ی اول چندین بار مطرح کردند که هیچ وقت عاشق نشده و عشق را تجربه نکرده است. بارها ایشان تصمیم گرفتند که از همسرشان جدا شوند و ازدواج با عشق و علاقه را شروع کنند اما دچار شک و شبهه شدند. 

اما بیایید با هم تعریف عشق را بخوانیم و با دسته بندی عشق آشنا شویم.

رابطه با کسی بیش از همه شادی بخش و رضایت آور است که در داستان ما شریک باشد، یا آن که دست کم داستان سازگاری داشته باشد، که با داستان ما کم و بیش همخوان باشد، اما این شخص لزوماً نباید درست مثل خود ما باشد. ما به دنبال کسی هستیم که دوستان مشابهی با ما داشته باشد. اما به لحاظ نقشی که در آن داستان بر عهده دارد مکمل باشد. یکی از کارهایی که قبل از انتخاب همسر باید انجام دهیم آنست که قصه عشق خودمان را بشناسیم و بطرف کسی برویم که قصه عشق او با ما هماهنگ باشد. 

تعریف عشق و خصوصیات فرد عاشق 

عشق تمایلی شدید و مدت دار برای پیوند با دیگری است و حالتی از برانگیختگی عمیق فیزیولوژیک است. عشق دو طرفه با خرسندی، رضایت خاطر و شور و شعف همراه است و عشق یکطرفه با احساس پوچی، اضطراب و یأس همراه است. 

وضعیت شخصیتی ضعیف میتواند موجب عاشق شدن ما شود، عزت نفس بالا، قدرت تاثیر گذاری و کارآیی هم میتواند ما را درگیر عشق کند. عشق باعث میشود انرژی بیشتری داشته باشیم و نبود آن همراه با پریشانی است. 

عشق یکی از انگیزه های ازدواج است و عاشق با علایمی زیر مشخص میشود:

_آرزوی تملک معشوق و همانند سازی با او.

_حساسیت و محبت نسبت به معشوق 

_اشتیاق به محافظت از معشوق و خشنودی او.

_تمایلات جنسی نسبت به معشوق که ممکن است جنبه متعالی پیدا کند. 

_تجسم معشوق به صورت کمال مطلوب 

_ آرزوی این که شخص نیز در مقابل، مورد توجه معشوق قرار گیرد.

_احساس خشنودی از بودن در کنار معشوق

_دستخشوش احساس عاطفی شدید هنگام تجدید خاطره معشوق

خصوصیات عشق خیالی عبارتند از: 

۱.شروع عشق ناگهانی است و شاید حتی بسیار هیجان انگیز باشد.

۲.افراد کنترل کمی بر کل فرایند دارند و هر چه بیشتر در دریای جنون و هیجان و گاهی متعارض غوطه ور میشود. 

۳.شدت عشق ایجاب میکند که مدت آن کوتاه باشد. با بررسی واقع گرایانه موقعیت ایجاب میکند نتیجه گیری کنیم در صورتی که ازدواج بر مبنای تصوری رویایی از عشق خیالی بنا شود با اطمینان میتوان گفت نتیجه اش یاس و ناامیدی و در نهایت طلاق خواهد بود.

انواع عشق 

عشق انواع مختلفی دارد که از جمله آن ها عبارتند از: 

۱.عشق ناگهانی 

۲.عشق یکسویه 

۳. عشق مانیایی 

عشق ناگهانی: اکثر افرادی که هیجان را بر فکر مقدم میدانند عشق را بیشتر به صورت یک برانگیختگی زیستی یا زیستی اجتماعی می شناسند. در اکثر فیلم های سینمایی معمولاً عشق به صورت یک طغیان ناگهانی در می آید. احتمالاً عامل موثر در ایجاد عشق ناگهانی، احساس ناتوانی در کنترل هیجانی عشق نیست. این احساس عدم کنترل و ناتوانی در کنترل، احساس عشق ناگهانی را به همراه دارد. 

عشق یکسویه: عشق به کسی که هیچ احساسی در قبال ما ندارد، یا حتی از عشق ما به خودش خبر هم ندارد، عشق یک سویه است. 

عشق یک سویه بیشتر یک عشق ناکام است، آمیخته با رنج و سعادت، معجونی از سیه روزی و ناکامی که سه چهارم دانشجویان حداقل یک بار آن را تجربه کرده اند. شدت ناکامی بستگی به میزان ایده آل سازی از ارتباط دارد. هر چه ارتباط در نظر آنها بیشتر باشد ناکامی آنها شدیدتر است. 

عشق مانیایی: یکی از انواع عشق، عشق مانیایی است. عشق مانیایی عشق دیوانه واریست همراه با اشتغال ذهنی وسواس گونه، حسادت، احساس مالکیت، ناامنی، علایم جسمانی و هیجانات شدیداً نوسانی. عشاق مانیایی به لحاظ روانشناختی دچار مشکل می شوند. عشق مانیایی اغلب در اولین عشق دیده میشود. حالات عشق مانیایی عبارتند از: 

_ زمانی که بین عاشق و معشوق کارها درست پیش نمی رود عاشق احساس حال تهوع و آشوب در دارد.

_ زمانی که عاشق از معشوق جدا می شود افسرده می شود تا جائی که به فکر خودکشی می افتد.

_ زمانی که معشوق به عاشق توجه نمی‌کند احساس میکند که همه ی بدنش مریض است.

_ عاشق از زمان ابتلای به عشق تمرکزش دچار مشکل می شود.

_ عاشق اگر شک کند که معشوقش با یک نفر دیگر رابطه دارد آرامشش به هم می خورد.

_ اگر معشوق برای مدتی به عاشق توجه نکند با کارهای احمقانه تلاش می کند که توجهش را به خود جلب کند.

خصوصیات روانی جسمانی عاشق 

بخشی از خصوصیات فرد عاشق گفته شد اما به دلیل اهمیت  موضوع بخش دیگری از خصوصیات روانی جسمانی عاشق در ذیل ارائه می گردد: 

_ تمرکز عشق بر یک نفر و احساس ناتوانی در عشق ورزیدن به فرد دیگری در همان زمان.

_ افکار ناخوانده، وسواس فکری و اشتغال ذهنی دائم

_ پافشاری بر وجود مثبت فرد به صورت مطلوب و پوشاندن وجود منفی و توجیه اشتباهات او.

_ پاسخ های روانی_ جسمانی بی ثبات مثل شعف، وجد، شرم، افزایش انرژی، بی خوابی، اضطراب و غیره.

_ آرزوی محبت از جانب معشوق و یکی شدن و پیوند با او.

_ وابستگی هیجانی، امید، حسادت، ترس از طرد شدن.

_ همدلی، احساس مسئولیت و میل به فداکاری برای او

_ تغییر اولویت های روزانه برای در دسترس او بودن و تغییر عادت ها و ارزش ها برای آن که معشوق تحت تاثیر قرار گیرد.

_ میل جنسی با میل به انحصار و مالکیت جنسی

_ ترجیح ارتباط عاطفی بر ارتباط جنسی

با توجه به همه تعریف هایی که از عشق شده نتیجه میگیریم که فرد عاشق طرف مقابل خود را بهترین می بیند و به آنچه توجه دارد نقاط مثبتی است که در او وجود دارد مجنون عاشق غیر از حسن در لیلی نمی بیند.

اگر بر دیده ی مجنون نشینی به غیر از حسن در لیلی نبینی 

از آنجا که ویژگی های عاشق از اهمیت زیادی برخوردار است با وجود آنکه در مباحث قبلی در این زمینه مطالبی مطرح شد مجدد یک سری ویژگی ها با تفصیل بیشتر اشاره می شود.

فرد عاشق از ویژگی های زیر برخوردار است.

_ تمرکز عشق بر یک نفر و ناتوانی در عشق ورزیدن همزمان به فرد دیگر.

_ اشتغال ذهنی دایم و وسواس فکری 

_ فکر آرمانی در مورد معشوق و ندیدن موارد منفی و تفسیر اشتباهات وی به صورت مثبت 

_آرزوی محبت از جانب معشوق و پیوند و یکی شدن با او.

اضطراب، بی خوابی و در مواردی شعف، سرخوشی، وجد و شرم یا به عبارت دیگر بی ثباتی در پاسخهای روانی_ جسمانی.

_تمایل به فداکاری، همدمی و احساس مسئولیت در مورد معشوق 

_تحت تاثیر گذاشتن معشوق با توسل به روشهای مختلف، تغییر ارزشها، عادت و….

_میل جنسی و انحصار تمایل جنسی معشوق به او 

_ارتباط عاطفی قبل از ارتباط جنسی 

افزایش شور و شوق با وجود ناملایمات و سختی ها.

_ افزایش شور و شوق با وجود ناملایمات و سختی ها.

_ عاشق نمی‌تواند توضیح دهد چرا عاشق این فرد خاص شده است و چه چیزی در وجود معشوق او را چنین عاشق کرده است.

_ رابطه عاشق و معشوق ایده آل گرائی، بی منطقی، ناتوانی در اساس خوش بینی و اضطراب در آینده است.

اگر عاشق نتواند به وصال معشوق برسد همیشه این فرد ایده آل در زندگی و ذهن وی وجود خواهد داشت. پس اگر با فرد دیگری ازدواج کند همیشه زوج خود را با فرد خیالی و ذهنی خود مقایسه خواهد کرد و هیچگاه احساس خوشبختی نخواهد نمود ولی اگر به وصال معشوق رسید زمانی که دیگر ایده آل به واقعیت برسد با چالش و نارضایتی مواجه خواهد شد. عاشق تنها یک بعد از شخصیت طرف مقابل را در نظر می گیرد و علاوه بر نادیده گرفتن صفات منفی معشوق، بوسیله فرافکنی و نسبت دادن صفات غیر واقعی به او، از دور می ماند.

مشاوره ازدواج با مراجع عاشق 

افرادی وجود دارند که عاشق فردی می شوند که به هیچ وجه با آنان تناسب ندارد و یا راضی به ازدواج با آنان نیست. در این حالت ممکن است فرد تصمیم بگیرد که عشق را نابود کند. وقتی فردی در صدد بر می آید که عشق را نابود کند احتمال آن که عشق نمیرد وجود دارد. عشقی که نابود شده، عشقی که نمرده یک عشق زنده به گور شده توانمندی تجدید حیات دارد و قدرتی بمراتب ویرانگرتر از یک عشق زنده را در خود نهفته است. سرکوبی و نادیده انگاشتن نمی تواند عشق را بکشد. عشق وقتی که پاسخی دریافت نکند زنده می ماند و به حیات خود ادامه می دهد و امکان دارد به صورت های نامناسبی سر بر آورد.

زمانی که عشق زنده به گور می شود حالات مختلفی به وجود می آید که به مواردی اشاره می کنیم: 

_ بعضی از عشاق در فرایند رابطه با معشوق احساس نفرت شدیدی را تجربه می کنند. احساس نفرت و خشم این ذهنیت را ایجاد می کند که عشق در آنها مرده است و با معشوق قطع رابطه می کنند و حال آن که پس از گذشت مدتی مجدداً عشق را در خود زنده می بینند و تمایل به ارتباط با معشوق دارند. گاهی این نفرت به اندازه ای شدید است که فرد بکلی با معشوق قطع رابطه می کند و عشق را در خود سرکوب می کند. حتی در این حالت نیز عشق معمولاً در آنها نمرده و مترصد زمانی است تا سر برآورد.

زمانی که عشق زنده به گور می شود عواقبی را بدنبال دارد که یکی از آنها بی میلی فرد برای همسر گزینی است. بسیاری از افرادی که تا مدت مدیدی مجرد می مانند و ازدواج نمی کنند خاطره یک عشق زنده به گور شده را دارند.

_ حالت دیگر آن است که عاشق ناکام در صورتی که ازدواج کند احساس ناکامی می کند. این افراد در صورتیکه فرصتی فراهم شود تا به عشق قبلی خود بازگردند با شرایط بسیار دشوار و تعارض آمیزی روبرو می شوند. آنها در عین داشتن شوهر و یا زن و فرزند مایل به برقراری ارتباط با عشق قبلی خود می شوند. 

_ وضعیت دیگر در عشق زنده به گور شده آن است که با وجود ازدواج با فرد دیگر ممکن است عاشق به طرف روابط نامشروع و روابط جنسی خارج از خانواده متوسل گردد. 

موضوعاتی که باعث میشود عشق بعد از ازدواج آسانتر شکل گیرد: 

عواملی است که موجب می شود عشق ایجاد گردد. اگر عشق قبل از ازدواج مخلی برای انتخاب است ولی پس از ازدواج وسیله ای برای ایجاد فضای گرم و صمیمی است. زن و شوهری که عاشق یکدیگر باشند فضای بهشتی بر خانواده آنان حاکم خواهد بود.

_زوجین تلاش کنند وقت بیشتری با هم بگذرانند و با هم تعامل گرم و صمیمی داشته باشند. 

_ویژگی های فیزیکی و خصوصیات شخصیتی مثل مهرورزی، هوش بالا، بذله گویی، لباس پوشیدن مد روز و…

_شباهت ها از لحاظ مختلف: نگرش‌های مشابه، روشهای فکری، ویژگی های شخصیتی و….

_ دوستی متقابل بین زوجین وجود داشته باشد، توجه به اینکه همدیگر را دوست دارند.

_ موقعیت و مقبولیت اجتماعی، تایید دیگران 

_ برآورده کردن نیازهای هم، نیازهای عاطفی، دوستی، عزت نفس، امنیت، حمایت،کمک و….

_ مسافرت و تفریح، فعالیت های غیر روزمره و مورد علاقه همدیگر 

_ بعضی از خصوصیات مثل صدا، چشم ها، حالت چهره، قیافه و یا حرکاتی که به فرد جذابیت بدهد. 

بعضی از موضوعاتی که میتواند روی عشق تاثیر بگذارد بیان شد. دختر و پسر پس از ازدواج باید طرف مقابل خود را با استفاده از عوامل ذکر شده و یا عوامل دیگر که طرفین را به یکدیگر جذب کند از جهت ایجاد عشق رهنمون سازند. انجام این امر هنری است که باید زوجین از عهده انجام آن برآیند و مشاور نیز می تواند در این زمینه نقش فعالی بر عهده بگیرد.

مهدیه رادپور کارشناس ارشد مشاوره خانواده

مرکز مشاوره و امور روانشناختی رهبان

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

مطالب مرتبط

نتیجه‌ای پیدا نشد.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

این فیلد را پر کنید
این فیلد را پر کنید
لطفاً یک نشانی ایمیل معتبر بنویسید.

فهرست
Call Now Button