احساساتِ کودکان

 

ترس، خشم و اندوه… این احساسات و نیز بسیاری حس های دیگر در فرزند ما وجود دارند و ما آرزو داریم که برطرف شوند و جای خود را به شادی بدهند؛ به همان خنده ای که صورت فرزندمان را درخشان می کند! امیر هر وقت که برادرش بازی رایانه‌ای جدیدش را از او می گیرد عصبانی میشود.

مریم بسیار خوشحال است و چشمانش برق می زنند، وقتی از اردوی دو هفته ای باز می گردد و پدر و مادرش را می بیند. سعید قادر نیست ترس خود را کنترل کند؛ او دائماً به دزدی فکر می کند که ممکن است هنگام شب وارد خانه شان شود. سودابه بسیار غمگین است چرا که باید به جایی دور از دوستان صمیمی اش نقل مکان کند موقعیت های بسیاری هستند که شما ممکن است با آنها مواجه شوید پیش از معرفی مثال ها و ابزارهای مناسب که به ما کمک می کنند فرزندمان را در مسیر هیجان هایش همراهی کنیم، بیان چند نکته کلی لازم و ضروری است. این نکات به شما کمک می کند که احساسات فرزندانتان را هر چه بیشتر درک کنید و با خاطری آسوده آنها را همراهی کنید.

احساس چیست؟

پیشتر اشاره کردیم که احساسات بسیار متنوع هستند. ما آنها را تجربه میکنیم و می توانیم برای احساسات مثال های زیادی بیاوریم (شادی، نگرانی، ناراحتی و مانند اینها)؛ اما تعریف دقیق ماهیت احساس بسیار دشوار است. فرهنگ فرانسوی پتی روبر ، واژه Emotions از ریشه لاتین -ex movere به معنی حرکت به سمت بیرون را چنین تعریف می کند: «وضعیتی سخت و شدید که با یک تغییر حالت ناگهانی نشان داده می شود. در واقع از یک موقعیت احساسی صحبت می کنیم لذت یا دردی که به وضوح ابراز می شود.»

اینک بهتر است موشکافانه بر این موضوع تمرکز کنیم تا به تعریفی تخصصی تر از احساس برسیم… تعریف شما از احساس چیست؟ از شما میخواهم چند دقیقه دقت و تمرکز کنید و به این پرسش پاسخ دهید از نظر من احساس…………است.»

به بیان دقیق تر می توان گفت، احساس به طور کلی ترکیبی است از نوعی فیزیکی درونی که وضعیتی خاص را بیان می کند و حرکت و واکنش به حس سمت بیرون را میطلبد. احساسات از افکار ما نشأت میگیرند (که افکار نیز برگرفته از مشاهدات ما هستند)؛ از فیلتر تجربه های ما عبور می کنند و ما را به سمت «عمل» هدایت خواهند کرد. آرتینِ جوان فقط ۱۰ سال دارد. او احساسات را برای من این گونه توصیف میکند: «نمیتوانم از پس آنها بر بیایم. تمام بدنم سست می شود. حس می کنم یک توپ در گلویم گیر میکند و اشک هایم در چشمانم جمع می شود، قلبم بسیار تند میزند. فرقی نمی کند مگس ببینم یا حشره یا زنبور، هر بار که آنها را میبینم همین حال به من دست می دهد. نمی توانم جلوی خودم را بگیرم، می‌دونم و فریاد می زنم، باید فرار کنم و بعد دائماً با خودم تکرار می کنم، آنها حتماً هنوز همین دور و بر هستند، همین گوشه کنار، حتی اگر من آنها را نبینم باز هم هستند، این افکار وحشتناک اند!» عجب احساسی!

ژان کوترو هیجان را این گونه توصیف می کند: «پاسخی رفتاری و فیزیولوژیکی، مختصر و شدید که منعکس کننده یا نشان دهنده تجربه های شخصی کسی است که تحت تأثیر واقعه‌ای درونی یا خارجی قرار گرفته است.» بنابراین کودکان، احساسات را به شکل تغییرات فیزیکی خوشایند یا ناخوشایند اعضای بدن، حالت صورت و تغییر رنگ پوست ،شناسایی می کنند. از سوی دیگر، احساسات با طبقه بندی اطلاعات و تحلیل موقعیتی که در اثر پیامدهای رفتاری فرد در آن قرار گرفته است نیز ارتباط دارد. بنابراین کودک نیازمند زمان، تجربه و همراه برای تشخیص ،شناسایی، نامگذاری و نشان دادن واکنش در برابر احساسات است.

انواع احساسات

احساساتی مانند «بد نیستم»، «دوست ندارم»، «حالم خوب نیست»، «حال عجیبی دارم»، «خوشحال نیستم»، «عصبی ام میکند»، «خودم را مقصر می دانم» را در نظر بگیرید. در واقع، احساسات متنوع و بی شماری وجود دارند که شناسایی و نامگذاری آنها برای بزرگسالان هم چندان ساده نیست. کودک در سن، رشد با تغییرات فیزیکی خود آشنا میشود؛ پس از آن، تغییرات فیزیکی را با احساسات دو سویه «دوست دارم، دوست ندارم» و سپس با احساسات پایه مرتبط می کند. احساسات پایه، شامل احساساتی مانند شادی، ترس، غم، خشم، نفرت و تعجب هستند. سپس احساسات پیچیده تر را می شناسد (مانند خشم و احساس غربت). گاه کودک ممکن است در رویارویی با یک موقعیت، دو گونه حس هیجانی متوالی را احساس کند: یک احساس پایه و سپس یک احساس ثانویه (که معمولاً با قضاوت احساسات پایه مرتبط است). از اینکه غمگین شده ام (احساس پایه) احساس عصبانیت می کنم (احساس ثانویه)… کودک به تدریج شناسایی احساسات گوناگون را یاد می گیرد.

وقتی شادی، اندوه، خشم و ترس خود را نشان می دهد، والدین با نامگذاری این احساسات به او آموزش می دهند که هم بین یک حس و یک کلمه ارتباط برقرار کند و هم آن را بشناسد. پدر و مادر می توانند برحسب آوا، حالت چهره و رفتارهای، کودک احساس او را در آن لحظه بفهمند و آن را با کلمات بیان کنند: «به نظر می رسد که خیلی خوشحال نیستی، فکر کنم خیلی عصبانی باشی!» یا بر عکس «انگار خوشت آمده، خوشحال به نظر می رسی!»

کودک اغلب به کمک همین اظهار نظرهای شفاهی یاد می گیرد که احساسات چیست، چگونه نامگذاری می شود، چگونه باید بیان شود و با آنها زندگی کرد؛ همچنین تجربه احساسی او چه تأثیری بر طرف مقابل ایجاد می کند. کودک با دقت تأثیر ابراز احساساتش را بر اشخاصی که با آنها در ارتباط است را نظاره می کند و رابطه بین آنها را کشف می کند: «وقتی میخندم و خوشحالم، آنها به من لبخند میزنند؛ وقتی داد می زنم و نارضایتی خود را نشان می دهم، به سراغم می آیند؛ وقتی گریه میکنم، من را در آغوش میگیرند…» به این ترتیب، کودک خیلی زود به این ارتباط پی می برد! هیجان هایی که او احساس و بیان میکند، به نوعی بر میزان توجهی که از اطرافیانش می گیرد و همچنین همراهی والدینش تأثیر دارد. او یاد می گیرد که از این راه ارتباطی در تمام طول زندگی اش از کودکی تا بزرگسالی استفاده کند!

با ما همراه باشید تا در مقاله احساسات چه فوایدی دارند به ادامه مطلب بپردازیم…

امید سخاوت کارشناس مشاوره و راهنمایی

مرکز مشاوره و امور روانشناختی رهبان

مطالب مرتبط

نتیجه‌ای پیدا نشد.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

این فیلد را پر کنید
این فیلد را پر کنید
لطفاً یک نشانی ایمیل معتبر بنویسید.

فهرست
Call Now Button