
در این مقاله با هم میآموزیم که چگونه با رفتاری صحیح از فرزندانمان بخواهیم که در کارها به ما یاری برسانند و مشارکت داشته باشند و چگونه نظم را در آنها نهادینه کنیم.
جملات مستقیم بگویید
به طور ناخودآگاه، والدین اغلب با کودکان به گونهای رفتار میکنند که گویی آنها قادر به درک آنچه به آنها میگویند، نیستند. به جای صحبت کردن واضح و شفاف، والدین شروع به تجزیه و تحلیل، سرزنش، متهم کردن و مسخره کردن کودک میکنند و از این طریق میخواهند کودکان را وادار به مشارکت کنند. با این کار، والدین در حقیقت یک جمله ساده را بسیار مشکل کرده و آن را تبدیل به آغازی برای جنگ و نزاع میکنند.
خانم فرناز وارد اتاق شد. میز ناهار پر از باقیمانده غذاهای قبلی بود. کاغذ شکلات و غذاهای نیمه خورده همه جا به چشم میخوردند. در همین حال، پسر ۱۴ ساله او جلوی تلویزیون مشغول بازی ویدیویی بود و اصلاً به این آشفتگیها توجهی نداشت. مادرش دستهایش را بلند کرد و گفت: «چرا باید با این بچه آزاردهنده زندگی کنم؟»
از سپهر دوباره خواسته شد تا آشغال ها را بیرون ببرد. وقتی پدرش مقداری آشغال از کف آشپزخانه جمع کرد و در سطل زباله ریخت، رو به وی کرد و گفت: «هنوز این آشغالها را بیرون نبردهای؟»
خانم مائده وارد اتاق طاها میشود تا رنگ جدید اتاقش را ببیند. قلموها آغشته به رنگ، همه جای اتاق پراکنده شدهاند، درهای همه شیشههای رنگ باز هستند و قلموها نشسته رها شدهاند. او بر سر پسرش فریاد میکشد:«طاها! خیلی بی مسئولیتی! بیا این رنگها و قلموها را بردار! ببین همه جا کثیف شده است! نمیدانم چرا برای تو این چیزها را میخرم.»
در هر یک از این موقعیتها، نارضایتی والدین بسیار آشکار است اما در واقع مفهوم همه جملاتی که والدین به کار بردهاند آن است که کودک خودش بد است. این موقعیتها باید به گونهای اصلاح شوند تا اثری از سرزنش یا اتهام در آنها دیده نشود. زمانی که لحن حرف زدن را عوض کنید، به هوش کودک احترام گذاشتهاید. در حقیقت تغییر زیر ساخت جملهها به این صورت باید باشد: «تو بچه خوبی هستی، ولی چند مشکل داری.» و حالا اجازه دهید موقعیتهای بالا را به شکل مثبت و با جملات ساده و توضیحی مرور کنیم.
خانم فرناز وارد اتاق شد. میز ناهار پر از باقیمانده غذاهای قبلی بود. کاغذ شکلات و غذاهای نیمه خورده همه جا به چشم میخورد. در همین حال ، پسر ۱۴ ساله او جلوی تلویزیون مشغول بازی ویدیویی بود و اصلاً به این آشفتگیها توجهی نداشت. مادرش گفت : «پارسا لطفاً به من گوش کن. وقتی بازی کردی ، میز را تمیز کن و چیزهایی را که به هم ریختی مرتب کن.»
از سپهر دوباره خواسته شد که آشغالها را بیرون ببرد. وقتی پدرش مقداری آشغال از کف آشپزخانه جمع کرد و در سطل زباله ریخت، رو به وی کرد و گفت: «سپهر آشغالها بیش از حد زیاد شدهاند.»
خانم مائده وارد اتاق طاها میشود تا رنگ جدید اتاقش را ببیند. قلموها آغشته به رنگ، همه جای اتاق پراکنده شدهاند، درهای همه شیشههای رنگ باز هستند و قلموها نشسته رها شدهاند. او به اتاقی که طاها در آن در حال کتاب خواندن است میرود و مستقیم در چشم او نگاه میکند و میگوید: «طاها باید رنگها و قلموهایت را جمع کنی؛ اگر آنها را جمع نکنی خشک میشوند. میز هم خیلی شلوغ شده و نمیتوان از آن استفاده کرد.»
اگر هر کدام از این بچهها وظیفه مورد نظر را انجام ندادند، والدین میتوانند از حالتهای دیگری استفاده کنند یا تاکتیک خود را تغییر دهند. زمانی که والدین از جملات توضیحی استفاده میکنند، جنگ و دعوا کنار میرود و کودک با احساس بهتری که از خود پیدا کرده بیشتر همکاری میکند.
استفاده از جملات توضیحی واقعی باعث میشود کودک با مسئولیت کارش روبرو شود. این کار به آنها اجازه میدهد تا مسئولیت رفتار خود را به عهده بگیرند. با این روش آنها حقیقت را میشنوند، درباره اطلاعاتی که به آنها داده میشود، فکر میکنند و بر همان اساس عمل میکنند. برای کودکان خیلی راحتتر است که کارها را بر اساس نتایج منطقی خودشان انجام دهند تا آنچه والدین برایشان نتیجهگیری میکنند. برای آنها بهتر است نتایج منفی عدم همکاری را درک کنند.
از قوانین مادربزرگ ها استفاده کنید
در روزگار مادربزرگ من، همه میدانستند که کودکان به عنوان اعضای خانواده مسئولیتهایی هم دارند. آنها خواستههایشان را با انجام دادن صحیح مسئولیتهایشان به دست میآوردند. ایده پشت این قضیه و قانون این بود که شما خواهید فهمید کودکان چه کاری را دوست دارند انجام دهند که البته این در مرحله دوم بود و ابتدا باید مسئولیت واگذار شده درست انجام میشد. این روش سه فایده دارد :
اول: درخواست شما یک مسئله خاص است، بنابراین کودک شما به راحتی آن را میفهمد.
دوم: همزمان با بیان خواسته خود به درخواست کودکتان هم توجه میکنید.
سوم: موضوع را به گونهای مطرح کنید که کودک متمایل به همکاری و مشارکت با شما میشود. در اینجا نمونهای آورده میشود:
تو میتوانی ………….. بعد از اینکه …………... .
تو میتوانی بیرون بازی کنی بعد از اینکه ظرفها را شستی.
تو میتوانی تلویزیون ببینی بعد از اینکه تکالیفت را انجام دادی.
ما میتوانیم داستان بخوانیم بعد از اینکه لباس خوابت را پوشیدی.
استفاده از قانون مادربزرگ دیگر امکان هر گونه مشاجره و نزاع را از بین میبرد. معمولاً لغاتی که باعث شروع جنگ و جدال میشوند آنهایی هستند که قبل از اینکه پایان جمله شنیده شود نشان دهنده نزاع هستند؛ عباراتی نظیر: تو نمیتوانی، نکن، نه و بس کن! توجه کنید انتخاب لغات چه تاثیری در درخواست شما دارد.
لغات ایجاد کننده درگیریتا زمانی که تکالیف را انجام ندادی حق نداری بیرون بروی.
تا زمانی که شام نخوردی نمیتوانی شیرینی بخوری.
نمیتوانی بروی خانه دوستت.
دستورات واضح بدهید
اغلب والدین به آنچه کودک باید انجام دهد، اشاره ای میکنند ولی مستقیماً آن را بیان نمیکنند. بیشتر، از جملات بدون پایان استفاده میکنند، مثلاً میگویند: «دوست دارم…» یا «خوشحال میشدم اگر…» چنین اشاراتی درخواستهای پنهان هستند، اما روش گفتن، کودک را به اشتباه میاندازد که در واقع آنها گزینههایی برای انتخاب هستند. والدین باید درخواست خود را به شکل واضح بیان کنند نه به شکل سوالی.

درخواست های نامفهوم یا پنهان
دوست دارم لباس خواب بپوشی.
خیلی خوشحال میشوم اگر کتابهایت را جمع و جور کنی.
فکر میکردم قبل از بازی، تکالیف را انجام دهی.
شکل دیگر، درخواستهای ناتمام یا مبهم است. والدین و کودکان میتوانند از یک ایده یا جمله دو برداشت کاملاً متفاوت داشته باشند. والدین باید به وضوح روشن کنند که حد و محدوده کارها کجاست و درخواست خود را به وضوح اعلام کنند یا برای همکاری و مشارکت درخواستی واضح ارائه دهند. زمانی که یک درخواست مبهم گفته میشود، ممکن است کودک شما آن را درست نفهمد و به مبارزه با شما برخیزد. زمانی که درخواستی واضح مطرح میشود، ممکن است کودک آن را انجام ندهد، اما شما مطمئن خواهید بود که کودک منظورتان را فهمیده و در این صورت میتوانید عکس العمل صحیح را به کار گیرید.
در خواست مبهم
لطفا اتاقت را تمیز کن.
آنچه کودک می شنود
همه چیز را در کمد بگذار.
درخواست واضح
کتاب ها را در کتابخانه، لباس ها را در کمد و اسباب بازی ها را در جعبه ی خودشان بگذار.
امید سخاوت کارشناس مشاوره و راهنمایی
مرکز مشاوره و امور روانشناختی رهبان