نقش خانواده در درمان کودکان چیست؟

ما بعنوان خانواده درمانگر کاملاً آگاه هستیم که کودکان و خانواده ها و مشکلات گریبانگیر آنها، در درون بافت های مختلفی مورد توجه قرار گیرند. بافت مهم که باید  در حین ارزیابی و درمان مشکلات کودکی و نوجوانی درک شود، مرحله ی رشد خانواده و چگونگی ارتباط آن با مشکلاتی است که در خانواده وجود دارد. خانواده ها اغلب زمانی به درمانگر مراجعه می کنند که در مرحله ی یک انتقال رشدی قرار دارند. خانواده درمانگر متوجه می شود که مشکل عنوان شده رابطه ی زیادی با گرفتار شدن خانواده در پیشروی اش به سمت دستیابی به یک مرحله ی رشدی خاص دارد. به عنوان مثال، ممکن است دختر ۱۴ ساله والدینی کنترل گر با نقص مقررات ورود و خروج و پرسه زدن در مدرسه با کسانی که والدین غیر قابل قبول می دانند، برون ریزی کند. این رفتار علامت دشواری در انتقال سیستم خانواده به مرحله ی خانواده با فرزند نوجوان است، یعنی جایی که ضرورت دارد نفوذپذیری مرزهای خانواده افزایش پیدا کند.
اغلب والدین مشکل کودک خود را درک نمی کنند و نمی دانند چگونه می توانند به حل آن کمک کنند. بنابراین آموزش روانی می تواند بخش مهمی از کار شما باشد. در عصر اینترنت و خودیاری، اغلب والدین قبل از شروع درمان، فرآیند خودآموزی را شروع کرده اند. در غیر آن صورت، منابع آموزشی باید در اختیار والدین قرار گیرد. علاوه بر آن، گاهی اوقات والدین نمی‌دانند که چگونه باید از کودک خود حمایت کرده و منابع مورد نیاز او را فراهم آورند. در این مواقع نیز نقش شما می تواند کمک به والدین برای کمک به فرزندشان باشد. کمک به والدین برای همکاری موثر تر با مدرسه مثالی در این زمینه است. نهایتاً، ممکن است علت عدم همراهی والدین با کودک یا نوجوان خود در درمان این باشد که زندگی خود آن ها به لحاظ هیجانی، مالی یا ساختاری در وضعیت دشواری است. باید به این نکات توجه شود که چه چیزی مادر را به این وضعیت کشانده است؟ چگونه می توان علت بی میلی این پدر برای درگیر شدن در مشکلات فرزندش در مدرسه را درک کرد؟ بعد از پاسخ به این سوالات و همدلی کردن با والدین می توان کمک به کودک را شروع کرد. بخش اعظم ادبیات مربوط به درمان کودک از مدل آموزش مدیریت والد است. این مدل ابتدا به منظور کار با جوانان ضد اجتماعی تهیه شد، اما اکنون در مورد دامنه ای از اختلالات کودکی مورد استفاده قرار گرفته است. فرضیه ی زیر بنایی این مدل آن است که مشکلات رفتاری به طور ناخواسته به وسیله ی تعاملات ناسازگارانه ی والد_کودک ایجاد و حفظ می شوند. درمانگران به والدین آموزش می دهند تا در تعامل با فرزندان از مهارت های خاصی برای ارتقای رفتارهای حامی اجتماع و کاهش رفتار انحرافی استفاده نمایند.

از جمله ویژگی مشترک تمامی درمانها میتوان به موارد زیر اشاره کرد: ۱) درمان به وسیله ی والدینی که مستقیماً روش ها را در منزل اجرا می کنند، اعمال می شود؛ ۲) والدین یاد می گیرند که مشکل رفتاری را شناسایی، تعریف و مشاهده نمایند؛ ۳) جلسات درمان شامل اصول یادگیری اجتماعی از جمله تقویت مثبت، تنبیه، مذاکره و قرارداد وابستگی است؛ ۴) این راهبردها از طریق فعالیت های درمانی از قبیل الگو گیری و ایفای نقش آموزش داده میشوند؛ ۵) هدف برنامه ایجاد مهارت های خاص فرزند پروری است. 
والدین باید زمان و انرژی را صرف ایجاد یک دلبستگی هیجانی به کودک کرده و نیازهای جسمی او را برآورده سازند. در درمان کودک از والدین میخواهیم که یک دلبستگی ایمن مجدد بوجود بیاورند و همچنین روش های مناسب جهت برخورد با رفتار کودک را آموزش ببینند.
برخلاف تصور عموم حضور مادر فقط در اولویت درمان کودک مهم است اما حضور پدر و یادآوری نقش پدر نیز بسیار با اهمیت است و نیاز به حضور پدر هم در جلسات درمان نیز هست.بسیاری از پدران به دلیل تعهدات کاری در جلسات حضور ندارند اما کودک از مصاحبت با پدر واقعاً لذت میبرد و امکان دارد علایق مشترکی با کودک خود داشته باشند مثل علاقه به موسیقی و ورزش. بنابراین حضور والدین در جلسات درمان کودک و نوجوان بسیار پر اهمیت و مهم است. حضور والدین و همکاری شأن  لازمه ی درمان کودک است.
مهدیه رادپور کارشناس ارشد مشاوره خانواده
مرکز مشاوره و امور روانشناختی رهبان

مطالب مرتبط

نتیجه‌ای پیدا نشد.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

این فیلد را پر کنید
این فیلد را پر کنید
لطفاً یک نشانی ایمیل معتبر بنویسید.

فهرست
Call Now Button