
عصبانیت هیچکس نمیخواهد درباره اش حرف بزند. همه درباره آن احساس گناه میکنند. همه والدین فکر میکنند تنها کسانی هستند که در برابر بچههایشان عصبانی میشوند. به نظر میرسد هیچکس نمیداند چگونه باید عصبانیت خود را مهار کند. اما هنوز هم عصبانیت والدین مانند بقیه کارهای عادی نظیر عوض کردن پوشک بچه، جزئیات شیوه تربیتی محسوب میشود. همه ما میدانیم چگونه پوشک بچه را به خوبی عوض کنیم، اما هنوز نمیتوانیم به خوبی بر اعصابمان چیره شویم. حالا زمانی است که باید احساس گناه را کنار بگذاریم، درک خود را افزایش دهیم و مهارتهای جدیدی بیاموزیم تا از طریق آنها عصبانیت خود را مهار کنیم. پدر و مادر بودن، وظیفهای وقت گیر است که نیاز به انرژی زیادی دارد و دردسرهای زیادی پیش روی ما قرار میدهد که تاکنون با آنها روبرو نبودهایم؛ عصبانیت پیامد طبیعی روبرویی با این کار است. پس مطمئن باشید که این حالت برای همه اتفاق میافتد!
این صحنه را در نظر بگیرید :
ساعت ۱۰:۳۰ شب است. سه کودک من، فرزندان خواهرم را به خانهمان دعوت کردهاند که شب را در خانه ما بمانند و بخوابند، اما هنوز هیچکس نخوابیده است. تنها یک نفر میخواهد بخوابد و آن یک نفر هیچ کدام از بچهها نیستند! من میخواهم بخوابم. و بعد از دو ساعت تلاش برای خواباندن این پنج بچه سرانجام فریاد میکشم : «همه! برید تو اتاق خواب!» البته سعی میکنم با حالتی مهربان به آنها کمک کنم تا به تخت خواب هایشان بروند و بخوابند. سپس میگویم «همه بخوابید» و سرانجام در اتاق را میبندم. البته نه با صلابت که با خشونت و فریاد و وقتی در را میبندم، دستگیره در را از عصبانیت میکنم.
مادرم که صدای بلند در را شنیده، از اتاقش بیرون میآید و نگاهی به من میاندازد. صورتم قرمز شده، عصبی هستم و رگهای گردنم بیرون زده و دستگیره را هم کندهام. اطراف را نگاه میکند و به اتاقش برمیگردد. ناراحتی او از من کاملاً موجه بود.
شما به عنوان والدین نسبت به این داستان چه حسی دارید آیا شما هم احساس گناه میکنید؟ آیا شما هم عذاب وجدان دارید؟
حال باید بگویم که بسیاری از والدین با مواجه شدن با این نوع موقعیتها، درگیر احساس گناه و عذاب وجدان میشوند و جملاتی نظیر «متنفرم از اینکه خیلی عصبانی میشوم» یا «نمیدانم چگونه باید خودم را کنترل کنم»، «دلم میخواهد فریاد بزنم»، «حس میکنم کودکم را از دست دادهام»، «بعد از اینکه کمی آرام میشوم حس گناه و خجالت بر من چیره میشود» و یا «این حالت مرا میترساند» درگیر میشوند و دست و پنجه نرم میکنند.

چرا اینقدر عصبانی می شویم؟
دلایل زیادی وجود دارد که از دست بچهها خیلی عصبانی میشویم. درک علت عصبانیت، اولین قدم برای مهار احساس عصبانیت و حرکت به سمت راه حلی بهتر است. زمانی که دلیل عصبانیت خود را فهمیدید میتوانید با نگاه عینی به موقعیت، احساسات خود را مهار کنید. درک عمیق از آنچه واقعاً وجود دارد اغلب میتواند عصبانیت ما را کنترل کند. بنابراین بیایید دقیقتر به علل عصبانیت خود نسبت به فرزندانمان بنگریم.
کمبود آموزش
پدر و مادر بودن یه کار ۲۴ ساعت است که دغدغههای ثابتی دارد. اغلب ما هیچ نوع آموزشی هم در این زمینه ندیدهایم، زمانی که برای اولین بار فرزندمان را به خانه میآوریم، آن موقع میفهمیم که هیچ راهکاری برای این کودک تازه به دنیا آمده در دست نداریم، در این حالت باید با استفاده از روش آزمون و خطا و بدون هیچ معلم و راهنمایی کار خود را شروع کنیم. برای دریافت گواهینامه رانندگی، باید آموزش دید، آزمون داد و سپس گواهینامه دریافت کرد اما همه بدون هیچ مهارتی فکر می کنند میتوانند پدر و مادر شوند، بدون اینکه دانشی داشته باشند یا آموزشی دیده باشند.
پرورش کودک مسئولیت زندگی یا مرگ است و شغلی جذاب، خسته کننده، مشکل، پر دردسر و بسیار مهم است. دلیل عصبانیت ما هم این است که احساس میکنیم گیج شدهایم، میترسیم و احساس بی کسی و خستگی بر ما چیره میشود.
بچه ها اراده ی آزاد دارند
شما نمیتوانید بچهها را وادار کنید غذا بخورند، بخوابند، گوش کنند، حرکت کنند، حرف بزنند، بگویند لطفاً، بگویند متاسفم یا دستشویی بروند! بچهها برای خود اراده دارند و از لحظه تولد مستقل از پدر و مادر عمل میکنند، حتی با وجود اینکه به تنهایی و مستقل نمیتوانند زنده بمانند. این امر بسیار ناراحت کننده است. بچهها، بچه هستند. از دیدگاه بزرگسالان کارهای آنها عقلانی نیست. اغلب، نمیتوانیم بفهمیم آنها چه میکنند یا چرا این کارها را انجام میدهند، زیرا آنها خودشان هم نمیفهمند. بچهها، بزرگسالان کوچک نیستند. آنها راهی طولانی در پیش دارند تا عمق زندگی واقعی را درک کنند. (البته برخی افراد هیچ وقت نمیفهمند!) بنابراین نمیتوانیم کودکانمان را کنترل کنیم اما چگونه تلاش کنیم! وقتی آنها نمیخواهند کارها را طبق میل ما انجام دهند و وقتی هیچ شیوهای برای تربیت نداریم و زمانی که آنها بر کارهایشان پافشاری کنند، طبیعتاً عصبانیت دور از ذهن نخواهد بود.
امید سخاوت کارشناس مشاوره و راهنمایی
مرکز مشاوره و امور روانشناختی رهبان