چگونه احساسات فرزندم را درک کنم؟

درک عملکرد احساسات فرزندتان به شما کمک می‌کند تا برای شکل‌گیری و رشد او  راحت‌تر به سراغ احساساتش بروید، آنها را بپذیرید و با احساساتش روبرو شوید. در نهایت، به شما کمک می‌کند تا رابطه و تعاملی بهتر و مؤثرتر با فرزندتان داشته باشید.

 این مبحث را با معرفی «تحلیل عملکرد» آغاز می‌کنیم. این تحلیل پایه درمان‌های رفتاری و شناختی است و تعاملات بین افکار، احساسات، واکنش‌های جسمانی، رفتار و واکنش دیگران در برابر یک موقعیت خاص را بررسی می‌کند. سپس به تجزیه و تحلیل نتایج به دست آمده می‌پردازد. برای این تحلیل ۴ مرحله مطرح می‌شود:  اولین مرحله به شما می‌آموزد که چگونه عملکرد احساسی فرزندتان را تحلیل کنید؛ دومین مرحله، عملکرد احساسی شما را در رویارویی با این موقعیت‌ها، چه در زمان حال و چه در زمان زندگی گذشته تان، بررسی می‌کند. بنابراین، با زیر سوال بردن بعضی باورها که گاه مانع ایجاد تغییر می‌شوند، می‌توانید خود را آماده همراه شدن با فرزندتان کنید. دو مرحله آخر نیز احساسات مختلف را در موقعیت‌های پیش آمده ارزیابی می‌کنند. به این ترتیب می‌توانید موقعیت‌ها و شرایطی را که در آنها مداخله کرده‌اید، بشناسید و تحلیل کنید.

درک عملکرد احساسی هر فرد 

هدف از تحلیل عملکرد، اساساً آگاهی از عملکرد احساسی کودک در مواجهه با افکار، واکنش‌های جسمی و رفتارهایش و همچنین شناخت واکنش‌های پدر و مادر است. بنابراین، این تحلیل عملکرد به ما اجازه می‌دهد تا ارتباط‌ها، علت‌ها و عواقب سختی‌های گذشته، عوامل تقویت کننده، و همچنین باورها، حد و مرزها و ترس‌هایی را که برای هر کسی ممکن است پیش بیاید، بشناسیم و آنها را ارزیابی کنیم. به بیان دیگر، تحلیل عملکرد، موقعیت و سرگذشت افراد را در نظر می‌گیرد. این تحلیل به شما کمک می‌کند تا مشکلات را بشناسید. علاوه بر این امکان شناسایی ظرفیت‌ها و ترفندهایی را برای شما فراهم می‌کند که بیشترین تاثیر را بر مدیریت احساسات فرزندتان دارد. من امیدوارم این مقاله، بهترین تاثیر را بر مدیریت احساسات خود شما نیز بگذارد…

احساسات فرزندم چگونه عمل می کنید؟

تحلیل عملکرد احساسی فرزندم

برای درک عملکرد احساسی فرزندتان، ابتدا یک موقعیت عینی را انتخاب کنید و پیش داوری‌ها، احساسات، افکار، واکنش‌های فیزیکی و رفتارهای او را زیر نظر بگیرید. ما اغلب از کلیات شروع می‌کنیم و همین رویکرد نیز به ما اجازه نمی‌دهد که منصف و واقع بین باشیم و در نتیجه موجب عقب نشینی ما می‌شود.

به الگوی زیر توجه کنید. این الگو مانند یک دور باطل عمل می کند.

سنجش شدت احساسات

شما می‌توانید میزان شدت احساسی که فرزندتان متحمل شده است را شماره گذاری کنید یا از او بخواهید که خودش این احساس را بسنجد :

به این ترتیب که یا خودتان با مشاهده علائمی که فرزندتان بروز می‌دهد این سنجش را انجام دهید؛ یا اینکه از فرزندتان بخواهید که خودش این کار را بکند(به تناسب سن کودک) یا پیشنهاد دهید با همراهی شما میزان احساسش را بسنجد. این اقدام موجب می‌شود با کودک خود ارتباط برقرار کنید و کودک نیز احساس کند که به او توجه شده است. که در هر صورت موجب برقراری پیوند بین احساسات و افکار و رفتار کودک می‌شود.

علاوه بر این، برای شما نیز این موقعیت فراهم می‌شود تا آنچه فرزندتان حس می‌کند را بشناسید و عملکرد احساسی او را بهتر درک کنید.

این پرسش‌ها به شما کمک می‌کنند تا بهتر فرزندتان را همراهی کنید:

پیش داوری: پیش خودت چه می‌گفتی؟

افکار: در سرت چه می‌گذرد؟ چه ایده‌هایی داری؟ نظرت چیست؟ با خودت چه فکری می‌کنی؟

احساسات: در قلبت چه احساسی داری؟ تو حس….. داری؟ (حس‌های مختلف را برای او نام ببرید)

واکنش‌های جسمی: در بدنت چه چیزی حس می‌کنی؟ در دلت، گلو، دستان، عضلات و سرت چه احساسی داری؟

رفتارها: چه کار می‌کنی؟ چه می‌گویی؟ چه واکنشی نشان می‌دهی؟

واکنش‌های شما: پدر و مادرت چه رفتاری داشتند؟ چه گفتند؟ چه کاری را نکردند؟ یا چه چیز را نگفتند؟

گاه ما با این تصور که همه اطلاعات را کاملاً در اختیار داریم، تلاش می‌کنیم تا این تحلیل را به شکل ذهنی انجام دهیم، اما پرسش و پاسخ کتبی، این مشاهدات را روشن‌تر می‌کند. علاوه بر این، اجازه می‌دهد تا از فاصله ای دورتر به موقعیت نگاه کنیم، در زمان حال قرار بگیریم و شاید به پیوندهایی پی ببریم که قبلاً آنها را ندیده بودیم. شما می‌توانید برای موقعیت‌هایی که به خوبی و خوشی سپری می‌شوند نیز همین کار را انجام دهید. شناختن چیزی که به شما کمک می‌کند و اثرگذار است همیشه دلچسب و سازنده خواهد بود. خب، پس دست به کار شوید!

وقتی فرزندتان مشغول بازی است، به او پیشنهاد دهید که:

برای تصویر زیر، چشم و دهان بگذارد و آن را کامل و احساساتش را ترسیم کند؛

احساساتش را نام ببرد و آن را داخل قلب بنویسد.

از آنچه فکر می‌کند و در دلش به خود می‌گوید، بنویسد یا تصویر آن را بکشد؛

آنچه می‌گوید و همچنین نوع گفتن آن را بنویسد (یا کوچکتر نوشتن آنها)؛

قسمت‌هایی از بدنش را که حسی خاص دارد، رنگ آمیزی کند؛

و در پایان کارهایی را نام ببرد که بر اثر احساسات فوق ممکن است انجام دهد(با کشیدن فلش یا تصویرسازی یک آدمک دیگر).

تحلیل عملکرد احساسی شما و فرزندتان، به شما کمک می‌کند تا از بین ابزارهایی که در ادامه معرفی خواهیم کرد، مناسب‌ترین ابزار را انتخاب کنید. البته این انتخاب بستگی دارد به اینکه مشکلات فرزند شما بیشتر به برداشت‌ها، رفتارها و واکنش‌های جسمی خودش مربوط می‌شود یا به واکنش‌های شما!

عملکرد احساسی فرزندم چگونه شکل گرفته است؟

همه ما انسان هستیم و مثل همه انسان‌ها، شما و فرزندتان نیز دوست دارید بدانید چرا احساسات می‌توانند اینقدر شدید باشند و اساساً چگونه ایجاد شده‌اند. سرگذشت خود شما و فرزندتان نیز می‌تواند شما را به سوی فرضیه‌هایی تکمیلی هدایت کند، فرضیه‌هایی که شاید در مراحل بعد، استفاده آسان‌تر از ابزارهای پیشنهادی را برایتان ممکن کنند.

ما اغلب، پیش از هر اقدامی باید بفهمیم که چرا و چگونه؟ با این‌ها، در اینجا نمی‌خواهیم به یک نظر قطعی برسیم؛ بلکه هدف ما بیان چند پیش فرض از عوامل مختلفی است که بتواند عملکرد احساسی کودک شما را توضیح دهند. این تامل باید کاملاً به شکل موردی انجام شود تا به شما در درک و پذیرش آن کمک کند. علاوه بر این، نباید به یک درگیری دائمی تبدیل شود، چرا که در این صورت، مانع پیشرفت شما می‌شود و نمی‌گذارد در زمان حال باقی بمانید. اما اگر شاخص‌های به دست آمده از ارتباط بین سرگذشت شما و فرزندتان و نیز موارد گفته شده در فصل اول، نتواند شما را به نتیجه‌ای قطعی برساند، نباید ناامید شود و دست از تلاش بکشید. فهم عملکرد فعلی فرزندتان، اساساً اطلاعات مهمی را در اختیارتان می‌گذارد و عدم اطمینان از منشا احساسات نباید مانع ادامه کار شما شود؛ با دست کشیدن از این تلاش فقط مشکلات شما مستحکم‌تر خواهند شد.

بنابراین برای طرح فرضیه، ابتدا باید مسائل زیر را روشن کنید.

خصوصیات خاص خانواده شما:  عملکرد افراد مختلف خانواده (مثلاً پدر و مادر آرام، اجتناب کننده از نزاع و درگیری؛ مادربزرگ افسرده ، برادر….)؛

از چه زمانی فرزندم این حس را دارد؟

چه رویدادهایی (خانوادگی، بیماری، وقایع روزمره) ممکن است که این احساس را برانگیزاند؟

در گذشته (مثلاً اسباب کشی، تولد یک خواهر یا برادر، بیماری….). در حال حاضر نیز (مثلاً وقتی از فرزندم می‌خواهم کاری را انجام دهد با من مخالفت می‌کند و دیگر قادر به کنترل اوضاع نیستم).

رویدادهای شاخص زندگی فرزندم کدامند؟

چه چیزی احساسات کودکم را تشدید می‌کند (خستگی، حضور در مکانی خاص….)؟

اگر تمایل دارید، شما نیز می‌توانید داستان زندگی فرزندتان را برایش تعریف کنید. او نیز نیازمند کمک شماست تا بتواند به عملکرد احساسی خود معنا دهد و فرضیه‌هایی را بپروراند؛ کاری که پدر و مادر امید ۹ ساله انجام دادند. او از ۳ سال پیش زود عصبانی می‌شود و بارها با دوستانش دست به یقه شده است. پدر او سه سال پیش به دلیل مشکل قلبی در بیمارستان بستری شد. مادرش بسیار نگران بیماری او بود. آنها نمی‌خواستند امید که در آن زمان فقط ۶ سال داشت را نگران کنند. بنابراین، به او گفته بودند که پدرش به سفر کاری رفته است. امید برای شنیدن حقیقت بسیار هوشیار بود و سوالات زیادی می‌پرسید. او همان زمان هم فهمیده بود که یک جای کار اشکال دارد و حتی فکر می‌کرد که مسئله خیلی حادی در میان است. او تا مدت‌ها نگران بود که مبادا آن مشکل دوباره برگردد، اما نمی‌دانست چه زمانی. او امروز می‌داند که حال پدرش خوب است و منظم به پزشک مراجعه می‌کند. بنابراین، اصلاً به دنبال آن نباشید که رویدادها را به روشی پیچیده برای فرزندتان توضیح دهید ، بلکه آنها را بسیار ساده و واقعی بیان کنید؛ فراموش نکنید که کودک آن رویداد را می‌فهمد و می‌تواند با آن زندگی کند. اما بیان آنها، حتی به شکل چند فرضیه می‌تواند به او کمک کند تا خودش را از نگرانی برهاند.

با ما همراه باشید…

امید سخاوت کارشناس مشاوره و راهنمایی

مرکز مشاوره و امور روانشناختی رهبان

مطالب مرتبط

نتیجه‌ای پیدا نشد.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

این فیلد را پر کنید
این فیلد را پر کنید
لطفاً یک نشانی ایمیل معتبر بنویسید.

فهرست
Call Now Button