وابستگی چیست؟
فاطمه یک زن مجرد ۲۶ ساله و دارای تحصیلات دیپلم بود. او منشی یک پزشک بود و به دلیل احساسات شدید افسردگی، اضطراب و تنهایی جویای درمان شده بود او شکایت داشت که رئیسش به او راهنمایی های لازم برای انجام کاری که از او انتظار می رفت، نمی داد، و این مسئله او را نگران کارایی اش و احتمال از دست دادن کارش میکرد. در عین حال، او خود را فردی ((کاملاً وقف شده)) می دید و می دانست که رییسش قدردان تمام کارهای فراتر از انتظاری است که برای او انجام می دهد. احساسات افسردگی اضطرابش که گویی در ذات او وجود داشتند، به اوایل دوران کودکی اش برمی‌گشتند. به طوری که او می گفت: ((در طول بزرگ شدنم، هیچ وقت واقعاً احساس خوشحالی نکردم.)) فاطمه ملاک های افسردگی و اختلال شخصیت وابسته داشت. او خودش را یک فرد مضطرب واقعی توصیف می کرد و به این نکته اشاره می کرد که ((همیشه از چیزی ترسیده بودم…. من در طول روز مدام اضطراب دارم، و اکثر اوقات بدون هیچ دلیلی.)) فاطمه کوچک تر از ۵ فرزند خانواده بود و به یاد می آورد که در کودکی احساس ((گمشده و فراموش شده بودن)) داشت. وقتی از او در خواست شد که بیشتر توضیح دهد، او گفت که در کودکی دختری خجالتی بوده و غالباً در اتاقش به تنهایی بازی می کرده است. او گفت که مادرش کاملا افسرده و دچار استرس بود و کاملاً خسته و فرسوده شده بود، و این که ((من هرگز حس نکردم که او مرا واقعاً دوست دارد.)) 
علائم و نشانه های وابستگی 

وابستگی را می توان به عنوان یک نیاز بیش از حد به تکیه کردن به دیگران برای حمایت، راهنمایی، تربیت و حفاظت معنا کرد. افراد افسرده میزان قابل توجهی از اضطراب را که در اثر تصمیم گیری های روزانه، آغاز و پایان دادن به وظایف و حس طرد شدگی از طرف دیگران به وجود می آید، گزارش می کنند. برای کمتر کردن این پریشانی ها، آنها به دنبال راهنمایی، اطمینان دهی و حمایت از سوی دیگران هستند. معمولاً از کنترل روی مسائل روزمره زندگی خود چشمپوشی می کنند. این مسئله خود را به صورت نظر خواستن درباره ی اینکه چه برای صبحانه بخورند، چه بپوشند و قرار ملاقات ها را چطور زمان بندی کنند، نشان می دهد. آنها معمولاً در تنهایی احساس درماندگی می کنند. در نتیجه، جستجوی حامی وسیله ای برای کاهش اضطراب مرتبط با احساس  دشواری در مراقبت از خود است. در بعضی موارد دیگر، رفتارهای مبنی بر حمایت جویی ممکن است با میل به تایید شدن از سوی دیگران برانگیخته شده باشند. تایید اجتماعی از این جهت که می تواند به فردی دچار افسردگی حس ارزشمندی و دوست داشتنی بودن بدهد. برای او با اهمیت است. (( اگر حمایت و پشتیبانی دیگران را داشته باشم، احساس امنیت می کنم.)) آنها از رها شدگی می ترسند و کارهایی را انجام می دهند که جدایی پیش بینی شده را دفع کنند. دامنه ی این رفتارها مطیع بودن تا پرخاشگری شدید است. اگر این رابطه ها تمام شود این افراد به دنبال روابط جدیدی می گردند که بتوانند به آنها تکیه کنند. متکی بودن به دیگران برای حمایت شدن باعث می شود آنها نتوانند تجربه ی موفقیت و برآمدن از عهده ی خطرات زندگی را به دست آورند. به این ترتیب یک سیکل معیوب به وجود می آید که در آن رفتارهای وابستگی کمک به تقویت باورهای وابستگی می کنند. علایم بالینی چنین باورهایی را می توان در شکایت هایی دید مثل شکایت فاطمه از نبود راهنمایی از جانب رئیسش یا سرگردانی آن در موقعیت هایی که معمولاً توانایی و مهارت معقولی از او انتظار می رفت. این افراد به طور برجسته و مشخصی درمانده تر و بازداری شده تر از آن چیزی هستند که معمولاً در افراد افسرده و مضطرب دیده می شود. فرد وابسته از ابراز خود وحشت دارد، به حدی که از رشد و تحول هنجار و عزت نفس بنیادین خود عقب نشینی می کند. بزرگسالان ممکن است با مشکلاتی در حیطه ی خانواده در حوزه های مهمی مثل ارزش ها یا مسایل مالی دست و پنجه نرم کنند. به طوری که به والدین مداخله گر و کنترل کننده شأن این اجازه را بدهند که استانداردهای زندگی، انتخاب شغل و اطاعت از احکام مذهبی را به آنها دیکته کنند.
مداخلات درمانی
ما یک درمان چند وجهی را پیشنهاد می دهیم که با یک ارزیابی کامل شروع می شود و با مداخلات شناختی رفتاری و همچنین توسعه ی مهارت های تنظیم هیجانی دنبال می شود. در قسمت ارزیابی مصاحبه ی بالینی صورت می گیرد و همچنین از تست های اختلال شخصیت استفاده می شود. علاوه بر تشخیص، خلق فرد و انجام رفتارهای خود آسیب زنی (که قصد خودکشی نیست) باید ارزیابی شود. مداخلات رفتاری و تکنیک های شناختی رفتاری بسیار مفید خواهد بود. وجود یک فرد حامی و پشتیبان بسیار لازم و ضروری است. پیشرفت درمان آهسته و سودمند است زیرا فرد مهارت های تنظیم هیجانی به دست می آورد، الگوهای جدید رفتاری را تمرین می کند و به باورهای جدید می رسد. چون خیلی از افراد وابسته به دنبال درمان سریع هستند مشاوره دادن به بیمار و مداومت در درمان در ابتدا می تواند در روند درمان سودمند باشد. امیدوارم این مقاله توانسته باشد اختلال شخصیت وابسته را به شما همراهان عزیز معرفی کرده باشد و با این اختلال آشنا شده باشید. 
مهدیه رادپور کارشناس ارشد روانشناسی و مشاوره خانواده 
مرکز مشاوره و امور روانشناختی رهبان

مطالب مرتبط

نتیجه‌ای پیدا نشد.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

این فیلد را پر کنید
این فیلد را پر کنید
لطفاً یک نشانی ایمیل معتبر بنویسید.

فهرست
Call Now Button