تربیت جنسی
وقتی با کودکان درباره جنسیت صحبت میکنیم، واژههای «سری» و «خصوصی» معانی جدیدی پیدا میکنند. بچههای کم سن و سال ممکن است نتوانند تفاوتهای ظریف بین معنی این دو واژه را دریابند، از این رو والدین باید سعی کنند که تفاوتهای بین این دو واژه را آشکاران برای کودکان، بازگو کنند.
کودکان میتوانند بیاموزند که برای اشاره به اعضای تناسلی خود از عبارت «اعضای خصوصی بدن» استفاده کنند. بسیاری از بچههای پیش دبستانی میتواند بر خلاف بچههای بزرگتر این عبارت را خیلی راحت و بدون احساس شرم بر زبان بیاورند، لذا یکی از کارهای مهم والدین این است که سطح شمع را در کودکان رو به رشد خود در سطحی نگه دارند که وقتی بچهها به اطلاعات نیاز داشتند، نه والدین و نه کودکان نسبت به پرسش در این باره بیمیل نباشند. به نظر من، کلید این موضوع درک تفاوت بین «سری» بودن و «خصوصی» بودن و درک قدرت حاصل از دانش است. یکی از معلمان بهداشت هنگام صحبت کردن درباره جنسیت، برای اینکه بچهها احساس آرامش کنند به آنها میگفت: از دانش شرمگین نشوید.
بیایید کلمه سری را در نظر بگیریم. بیشتر بچهها از شنیدن این کلمه میخندند و خوب میدانند که راز و رازداری چیست. راز یا سر، چیزی است که فقط تعداد محدودی از افراد نسبت به آن آگاهی دارند و نباید آن را با دیگران در میان گذاشت. بی تردید اگر کسی سر خود را به دیگری بگوید، دیگر سر نخواهد بود و اگر همه از آن آگاهی داشته باشند، دیگر ارزش خودش را از دست میدهد. پس سر یا راز چیزی است که همه کس اجازه ندارد از آن آگاهی داشته باشد و نباید آن را برای کسی بازگو کرد.

از سوی دیگر، اطلاعات خصوصی اطلاعاتی است که میتوان از آن آگاه بود اما ضرورتی برای در میان گذاشتن آن با دیگران وجود ندارد. مثلاً هر یک از اعضای خانوادهها، مسائل خصوصی خود را دارند. ما میدانیم که خانوادههای دیگر مسائل خصوصی خودشان را دارند و خانوادههای دیگر نیز میدانند که ما مسائل خصوصی خودمان را داریم. پس تفاوت اصلی بین خصوصی و سری این است که موضوع خصوصی یعنی موضوعی که دسترسی به آن محدود است و هر خانوادهای مسائل خصوصی خود را دارد اما آن را با خانوادههای دیگر در میان نمیگذارد. اگر تصمیم میگیریم موضوعی خصوصی بماند، حتماً دلایلی برای این کار داریم و فقط اعضای خانواده هستند که میتوانند از آن آگاه شوند. اعضای خصوصی بدن هم چنین وضعی دارند، یعنی همه آدمها در بدن خود اعضای خصوصی دارند ولی هر کس فقط میتواند به اعضای خصوصی بدن خود دسترسی داشته باشد و نه به دیگران. شما میتوانید برای روشن کردن این تفاوتها مثال زیر را برای فرزندان خود بزنید: خانه هر کس، همراه با اشیای داخل آن، خصوصی است. همه میدانند که تو، خانه، تلویزیون، اسباب و اثاثیه و… داری اما فقط تعداد کمی از افراد هستند که اجازه دارند به اموال تو دسترسی داشته باشند. خانه تو و اموال تو خصوصی هستند. بقیه هم تلویزیون دارند اما تو اجازه نداری سرت را پایین بیندازی و بروی در خانه کس دیگری اخبار را تماشا کنی. آن تلویزیون متعلق به آنهاست، مال خصوصی آنهاست، دست نزن! مثال دیگر، مثال مهمانی است: بیشتر مهمانیها خصوصی هستند. خیلی از مردم ممکن است بدانند که در فلان خانه مهمانی برگزار میشود اما همه به آن دعوت ندارند زیرا مهمانی خصوصی است. برای حضور در مهمانی باید دعوت داشت. برای بچههای کوچکتر میتوان از مثال خصوصی بودن توالت استفاده کرد چون درک آن برای آنها راحتتر است: همه میدانند که ما همه به توالت میرویم. این اطلاعات سری نیست اما قطعاً خصوصی است. چطور است که دسترسی به آن محدود است؟ خب ما وقتی به درون توالت میرویم در را میبندیم. هیچ کس به کسی که به توالت میرود نمی خندد و او را مسخره نمیکند چون همه این کار را میکنند. رفتن ما به توالت سری نیست اما میدانیم که باید این کار را تنها انجام بدهیم،پس این کار خصوصی است. همانطور که برای محدود کردن دسترسی دیگران به توالت از در استفاده میکنیم، برای محدود کردن دسترسی دیگران به اعضای خصوصی بدن خود نیز از لباس استفاده میکنیم.
بسیاری از بچهها قبل از رسیدن به سن بلوغ، هنگام صحبت کردن درباره مسائل مربوط به جنسیت میخندند و خجالت میکشند. شاید علت ناراحتی آنها این است که فکر میکنند جنسیت یک مسئله سری است، اما والدین میتوانند برای آنها روشن کنند که همه آدمها موجودات جنسی اند، حتی افراد جنس مخالف هم جنسی اند، پس دانش درباره جنسیت چیزی نیست که از آن خجالت بکشیم. دانش به ما کمک میکند که یکدیگر را بهتر درک کنیم و میتواند به کم کردن خجالت ما هم کمک کند و بدانیم که هیچ وقت نباید از دانستن شرم داشته باشیم.
جنسیت موضوعی خصوصی است و ما خودمان تصمیم میگیریم که آن را با چه کسانی در میان بگذاریم، پس والدین باید به کودکان پیش دبستانی و دبستانی خود بگویند که گرچه موضوعات خصوصی خود را با خانواده در میان میگذارند اما نباید آن را به دوستان کوچکتر شان بگویند. شاید والدین دوستشان بخواهند خود، اولین کسی باشند که درباره اعضای خصوصی بدن و مسائل مربوط به جنسیت با فرزندانشان صحبت میکنند. بچهها باید یاد بگیرند که ممکن است والدین دیگر نخواهند ارزشهای خانوادگی خود را با دیگران در میان بگذارند و ممکن است نخواهند فرزندانشان از غریبهها اطلاعات به دست بیاورند. برای اینکه به فرزند خود آموزش بدهید که چه چیزهایی را میتواند با دیگران در میان بگذارد و چه رفتارهایی از او قابل قبول است، با او نقش بازی کنید: اگر دوستت از تو خواست که اعضای خصوصی بدنت را به او نشان بدهی، به او چه میگویی؟ یا : اگر دوستت پرسید همجنس بازی یعنی چه، تو چه کار میکنی؟ شما میتوانید به عنوان والدین کودک، چند جمله ساده به فرزند خود بیاموزید تا اگر یک دوست یا یک غریبه خواست به مسائلی خصوصی او دسترسی پیدا کند او بتواند آنها را به زبان بیاورد. مثلاً:
_ بدن من خصوصی است.
_ در این باره از پدر و مادر خود سوال کن.
_ این سوال خوبی است اما جوابش خیلی پیچیده است.
درباره تفاوت بین خصوصی بودن و سری بودن، یک نکته باقی میماند که به یادگیری مربوط میشود. مهمترین آموزگاران بچهها، والدین آنها هستند. ما والدین درک میکنیم که یاد گرفتن مسائل مربوط به جنسیت در سلامت و سعادت آینده کودکانمان نقش اساسی دارد اما اغلب وقتی میخواهیم آن مسائل شخصی و خصوصی را که هم در حال حاضر و هم در آینده به دردشان میخورد، به آنها در میان بگذاریم، دستپاچه و نگران میشویم و احساس شرم میکنیم. ما میخندیم و فرزندانمان هم میخندند، ما دست و پایمان را گم میکنیم و نمیتوانیم به چشم آنها نگاه کنیم، و بچه ها هم همینطور و سرانجام همه ما متوجه تمسخر آلود بودن موقعیتمان میشویم و همه با هم میخندیم. اوضاع خوب است. خنده و شرم و شوخی، همراهان جدایی ناپذیر حقایق خصوصی جنسیت هستند. همانطور که هر یک از ما ضرورت های خصوصی خود را تجربه میکنیم، جنسیت خود را نیز به طریقی خاص خود تجربه میکنیم. همه انسانها موجوداتی جنسی اند و همه درباره جنسیت میآموزند، پس هنگامی که والدین میخواهند خود را برای حرف زدن درباره آن موضوع آماده کنند ، باید عبارات خود را در خور فهم کودکان تغییر بدهند ، در واقع همین که به هنگام باز کردن سر صحبت، خجالت میکشند و میخندند، رفتاری طبیعی از خود نشان میدهند و با این کار از میزان تنش موجود میکاهند. در واقع، این موقعیت، باعث خندههای ما میشود و نه دانشی که میخواهیم منتقل کنیم. نه ما و نه کودکانمان هیچگاه نباید از دانستن خجالت بکشیم زیرا همه ما حق داریم که بدانیم.
امید سخاوت کارشناس مشاوره و راهنمایی
مرکز مشاوره و امور روانشناختی رهبان