فرهاد فردی میانسال بود و کارشناس IT بود که خودش را در بدبینی زبانزد خاص و عام می‌دانست. و همیشه به جنبه های منفی زندگیش نگاه میکرد. او نه تنها برای زندگی خودش برای تمام جهان نیز سرنوشتی تیره و ملامت بار پیش بینی می کرد. او نگاه پوچ گرایانه و جبر گرایانه داشت. از خود انتقادی یا حتی از خود بیزاری شدیدی داشت؛ چیزی که از نوجوانی با او همراه بود. نه تنها روحیه خشک و بدبینانه ای ذاشت، در روابط بین فردی هم تند بود و نسبت به دیگران همواره پیش داوری، کج خلقی، خصومت و بی حوصلگی نشان میداد. اطرافیان فرهاد او را فردی بسیار خشن و نامهربان می‌دانستند و به همین دلیل از همکاران و همسایگانش کسی مایل به دوستی با او نبود و این باعث شده بود همیشه در کلیت زندگی اش تنها بماند. او در حیطه ی کاری به عنوان فردی دقیق و وظیفه شناس شناخته می شد، از آن جا که نسبت به ارزشمندی و شایستگی اش تردید داشت، و هیچ وقت به جایگاهی که لایق بود دست نیافت. وقتی از او خواسته شد حالت هیجانی اش را توصیف کند، به جای واژه ی افسرده یا غمگین از واژه هایی مثل ملول، خوشحال نبودن و تهی بودن استفاده کرد. فرهاد متوجه شده بود که از هیچ‌چیزی لذت نمی برد و به طور مزمن نسبت به کار، خانواده و زندگی احساس بی علاقگی می کرد. او اعتراف کرد که به طور افراطی احساس نگرانی می کند و گاه چند روز در فکر ناکامی هایش و اشتباهات و فکرهای ناخوشایند غوطه ور می شود. احساس گناه میکرد و اعتقاد داشت همسر و فرزندانش بدون او روزگار بهتری خواهند داشت. 
اگر میخواهید در مورد افسردگی اطلاعات بیشتری داشته باشید و یا احتمالاً خودتان یا یکی از اطرافیانتان دچار افسردگی هستند این مقاله را مطالعه کنید.

علائم و نشانه های افسردگی 
افراد دچار افسردگی اغلب و در هر شرایطی احساس غم، اندوه و افسردگی می کنند. آن ها غالباً اظهار می دارند که نمی توانند برای مدت زمان محسوسی، احساس شادی و نشاط یا هر هیجان مثبت دیگری داشته باشند. آنها ارزیابی مثبتی از خود ندارند و به شدت از خود انتقاد می کنند که در نتیجه احساس بی کفایتی و بی ارزشی و عزت نفس پایین را برایشان به همراه دارد. آنها غالباً در فکر به ناکامی ها و اشتباهات گذشته خود فرو می روند و انتظارات منفی و بدبینانه ای نسبت به آینده دارند. افرادی که افسردگی دارند به دیگران هم مانند خود به گونه ای انتقادی و سوگیرانه نگاه می کنند. بنابراین غالباً جذابیتی برای دیگران ندارند که در نتیجه می تواند به سبک زندگی در خلوت و تنهایی بینجامد. 
افراد دچار افسردگی غالباً اظهار می دارند: ((من هیچ گاه، حتی در دوران کودکی نیز شاد نبوده ام.)) و حتی ممکن است بگویند نمی دانند تجربه ی شادی و نشاط چگونه چیزی است. آنها غالباً نسبت به ناکامی هایی که در گذشته داشته اند، احساس گناه و ندامت می کنند، و احساس می کنند از فرصت های زندگی خوب استفاده نکرده‌اند. آنها ممکن است برای جبران کاستی های زندگی روی به کار کردن افراطی بیاورند. افراد افسرده غالبا نسبت به دیگران تند و با پیش داوری رفتار می کنند و بر ناکامی ها و اشتباهات آنها انگشت می گذارند. سبک ارتباطی بین فردی در برخی از آنها می تواند بیشتر درونگرایانه و عاری از ابراز وجود باشد، در جایی که در قبال دیگران رفتار آنها عملاً گستاخانه، خشن یا حتی پرخاشگرانه است. در مجموع فرد دچار افسردگی به طور مزمن غمزده، منفی و بسیار بدبین است که در غالب مواقع احساس تهی بودن و ناخشنودی می کند و شکل دادن به یک رابطه ی سالم برایش دشوار است. 
افکار و رفتار فرد افسرده با الگوی کلی از اوایل بزرگسالی خود را نشان می دهد، شناخته می شود. این منفی گرایی فراگیر در این موارد خود را به نمایش می گذارد: حالت غالب خلقی مملو از احساس اندوه و خوشحال نبودن، افکار عود کننده حاکی از عزت نفس پایین، خود انتقادی شدید، نشخوار فکری یا نگرانی، نگرش پیشداورانه منفی به روابط بین فردی، بدبینی و یا احساس گناه و پشیمانی. 
اگر این نشانه ها را در خودتان یا اطرافیانتان مشاهده کردید برای درمان و تشخیص درست تر از روانشناس و مشاور کمک بگیرید.
درمان: 
بازسازی شناختی، فعالسازی تمرینات رفتاری از اجزای کلیدی درمان در شناخت درمانی افسردگی است. رفتار درمانی و شناخت درمانی و گاهی اوقات دارو درمانی بسیار مفید و کمک کننده خواهد بود.
مهدیه رادپور کارشناس ارشد مشاوره خانواده
مرکز مشاوره و امور روانشناختی رهبان
 

مطالب مرتبط

نتیجه‌ای پیدا نشد.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

این فیلد را پر کنید
این فیلد را پر کنید
لطفاً یک نشانی ایمیل معتبر بنویسید.

فهرست
Call Now Button