چرا حوصله‌مان سر می رود؟

رایج‌ترین تعریف بی‌حوصلگی در فرهنگ غرب، نداشتنِ کاری برای انجام دادن است. به طور کلی بی‌حوصلگی یک حالت احساسی ناخوشایند است که در آن فرد به کاری که انجام می‌دهد، علاقه‌ای ندارد و نمی‌تواند روی آن تمرکز کند.

بی‌حوصلگی می‌تواند زمینه‌ساز احساسات دیگری از قبیل تنهایی، خشم، غم و نگرانی باشد. همان‌طور که فیلسوف دانمارکی، سورن کی یرکگور، گفته است: «بی‌حوصلگی ریشه‌ی تمام بدیهاست.» کسانی که دچار بی‌حوصلگی می‌شوند برای رهایی از آن دست به هر کاری می‌زنند. گرایش به مواد مخدر، مشروبات الکلی و قمار وسواس‌گونه در افرادی که از بی‌حوصلگی‌های مزمن رنج می‌برند، بسیار بالاست.

۱. یکنواختی ذهنی

بی‌حوصلگی شبیه خستگی ذهنی است که علت آن تکرار و عدم علاقه به جزئیات کار یا زندگی است، برای مثال کسانی که کارشان به تمرکز دائمی نیاز دارد، زندانیان و کسانی که در فرودگاه انتظار می‌کشند، بی‌حوصلگی را تجربه می‌کنند. هر تجربه‌ای که قابل پیش‌بینی و تکراری شود، ما را بی‌حوصله می‌کند. به طور کلی، انجام یک کار مشابه و انگیزه‌ی بسیار پایین، سبب بی‌میلی و ایجاد احساس اسارت در فرد می‌شود.

۲. فقدان تَچان (تجربه‌ی اوج، غرقگی یا شیفتگی)

کارهایی که انجامشان بسیار آسان باشد، کسل‌کننده می‌شوند. برعکس، کارهای بسیار سخت منجر به اضطراب می‌شوند. اما تچان یک حالت ذهنی است که در آن فرد با گیرایی کامل کاری را انجام می‌دهد که چالش برانگیز است اما با توانایی‌های او همخوانی دارد. تچان زمانی اتفاق می‌افتد که مهارت‌های فرد با سطح چالش ارائه‌ شده از سوی محیط، همخوانی داشته باشد و کار فرد، دربرگیرنده‌ی اهداف روشن و بازخورد آنی باشد. بنابراین با فقدان تچان، احتمال بی‌حوصلگی بیشتر می‌شود.

۳. نیاز به تنوع

احتمال بی‌حوصله شدنِ برخی افراد، بیشتر از دیگران است. کسانی که تمایل زیادی به تنوع، هیجان و تازگی دارند، بیشتر در معرض بی‌حوصلگی قرار می‌گیرند. از نظرِ این جست‌ و جوگران احساس (مثلا چتربازها)، سرعت حرکت دنیای پیرامون بسیار کُند است. نیاز به انگیزش بیرونی شاید دلیل ِ گرایش برون‌گرایان به بی‌حوصلگی باشد. این افراد برای برطرف کردن بی حوصلگی شان به تنوع‌طلبی و ریسک پذیری گرایش پیدا می‌کنند.

۴. اختلال کم‌توجهی

بی‌حوصلگی می‌تواند با مشکل کم توجهی در ارتباط باشد. چیزی که حوصله‌ ی ما را سر ببرد، هرگز توجه کامل مان را جلب نخواهد کرد. از طرفی، زمانی که نتوانید تمرکز کنید، علاقه‌مند شدن به کاری که انجام می‌دهید، دشوار می‌شود. کسانی که به صورت مزمن از مشکلِ عدم‌تمرکز رنج می‌برند (یا به عبارتی به اختلال کم‌توجهی – بیش‌فعالی مبتلا هستند)، بیشتر بی‌حوصله می‌شوند.

۵. نداشتن آگاهی عاطفی

افرادی که فاقد خودآگاهی هستند، بیشتر در معرض ِ بی‌حوصلگی قرار می‌گیرند. فرد بی‌حوصله قادر نیست کاری را که به آن تمایل یا نیاز دارد، بیان کند. این افراد در توصیف ِ احساساتشان مشکل دارند. ناتوانی فرد در شناخت چیزهایی که باعث شادی اش می‌شوند، می‌تواند به بی‌حوصلگی عمیق‌تری منجر شود. اینکه ندانیم در زندگی به‌دنبال چه چیزی هستیم، به این معناست که قادر به انتخاب اهداف مناسب برای اشتغال و سرگرمی در دنیا نیستیم.

۶. نداشتن آرامش درونی

کسانی که برای برطرف کردن بی حوصلگی شان از منابع درونی موثری برخوردار نیستند، به ناچار از محرک‌های بیرونی کمک می‌گیرند. در صورت نداشتن آرامش درونی، همیشه نمی‌توان از دنیای بیرونی انتظار هیجان و تازگی داشت.

۷. نداشتن استقلال

زمانی که افراد احساس اسارت کنند، بیشتر دچار بی‌حوصلگی می‌شوند. احساس اسارت بخش بزرگی از تجربه‌ی بی‌حوصلگی است. به عبارت دقیق‌تر، فرد احساس می‌کند در تنگا است، در پیِ این احساس تصور می‌کند اراده و خواسته اش هرگز عملی نخواهد شد. والدین اختیار انجام بسیاری از کارها را به کودکانشان نمی‌دهند، درنتیجه مشکل بی‌حوصلگی در نوجوانی به اوج خود می‌رسد.

۸. فرهنگ

بی‌حوصلگی از بسیاری جهات، مشکل عصر کنونی است. در آغاز بشریت ‌که اجداد ما بیشتر ِ وقت خود را برای تأمین غذا و سرپناه سپری می‌کردند، تا اواخر قرن هجدهم، چیزی به نام بی‌حوصلگی وجود نداشت و در واقع هم‌زمان با ظهور عصر روشنگری که زمینه‌ساز انقلاب صنعتی بود، به‌وجود آمد.

آیا بی‌حوصلگی مزایایی هم دارد؟

احساس بی‌حوصلگی یک زنگ بیداری است. به نقل از نیچه، انسان‌هایی که به ندرت دچار بی‌حوصلگی می‌شوند، به محض بروز چنین احساسی، آن را به‌عنوان انگیزه‌ای برای تلاش بیشتر تلقی می‌کنند. بی‌حوصلگی می‌تواند واسطه‌ای باشد که ما را به حرکت و تلاش بیشتر ترغیب کند. این احساس می‌تواند فرصتی برای اندیشیدن باشد.

افزایش خودآگاهی در مورد کاری که انجام می دهید و از آن لذت نمی برید.

از تخیل و خلاقیت خود استفاده کنید، تا حدی به این دلیل که در هنگام بی حوصلگی بیشتر به خیال پردازی می پردازید. بی حوصلگی می تواند به ویژه برای کودکان مفید باشد زیرا سرگرمی و اتکا به خود را تشویق می کند.

تقویت مهارت های رابطه و حل تعارض زیرا این فرصت را به شما می دهد تا به بحث ها یا اشتباهات گذشته فکر کنید.

شما را تشویق می کند که در اولویت های خود تجدید نظر کنید و به سراغ چیزی رضایت بخش تر بروید. (به عنوان مثال، اگر اغلب در محل کار بسیار بی حوصله هستید، ممکن است شغل دیگری را در نظر بگیرید.)

شما را وادار می کند به دنبال تجربیات بدیع باشید که می تواند ذهن و دیدگاه شما را باز کند.

کاهش اهمال کاری. اگر وقت آزاد دارید، این می تواند فشار لازم برای شروع یک پروژه یا تکمیل یک کار باشد. همانطور که گفته شد، برخی از افراد برای اجتناب از رویارویی با افکار دردناک از تعلل و کسالت استفاده می کنند.

امید سخاوت کارشناس مشاوره و راهنمایی

مرکز مشاوره و امور روانشناختی رهبان

مطالب مرتبط

نتیجه‌ای پیدا نشد.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

این فیلد را پر کنید
این فیلد را پر کنید
لطفاً یک نشانی ایمیل معتبر بنویسید.

فهرست
Call Now Button