آیا بعد از ازدواج میتوانم همسرم را تغییر دهم؟

حتما شما هم شنیدید که میگن، ازدواج کنم، تغییرش میدم؟

به نظر شما این موضوع شدنی است؟

یعنی ما شخصی  که اعتیاد دارد، عادت های بد رفتاری دارد، بد اخلاق یا حتی عصبی است و تا موضوعی یا حرفی که برخلاف میل و باور خودش است، از اطرافیان می شنود، عصبی شده و پرخاشگری کرده را بعد از عقد و ازدواج متحول و دگرگون شده و دیگر این عادت و رفتار را کنار می گذارد.

چیزی که لازم است ما بدانیم این هست که، ازدواج درمانگاه نیست، که افراد مختلف با مشکلات مختلف، مثلاً به دلایل مختلف که این دلائل را اینجا می گویم وارد مسیر پر پیچ و خم ازدواج می شوند.

فرار از خانه پدر و مادر:

تعارض با پدر و مادر یکی از دلایل جوانان برای ازدواج است، وقتی فردی در خانواده ای باشد، که اهانت کننده و تحقیر کننده است، به نظر می رسد که ازدواج گزینه مناسبی است، اما آیا داشتن این دلیل برای ازدواج، دلیل موجهی برای اینکار است؟ در این شرایط بهتر است افراد، استقلال شخصی خود رشد دهند، برای مسائل و مشکلات راه حلی یابند، بله شاید بتوان با ازدواج از یک شرایط فاجعه بار گریخت اما با چه بهایی، با شرایط فجیع دیگر؟! تحقیقات نشان می دهد، افرادی که از آزار پدر و مادر به ازدواج پناه برده اید، ازدواج آزار دهنده و ازدواج اشتباهی داشته اند.

فشار خانواده یا اجتماع:

بالاتر گفته شده برخی خانواده ها به جوانان برای ازدواج فشار می آورند، و خانم ها بیشتر در معرض این فشار هستند. مثلاً افرادی که به دانشگاه رفته و هم کلاسی های دوره دبیرستان خود را می ببینند که بچه دارند، ممکن است فشار روانی و استرس بر آن ها وارد کند اما در ازدواج نباید عجله کرد وگرنه بعید است که به احتمال شاد و سالمی منجر شود.

ترحم:

بعضی افراد به دلیل حس دلسوزی و ترحمی که به طرف مقابل یا مشکلات اون فرد دارند، ازدواج  می کنند.

تنهایی:

همه ی ما گاهی در زندگی احساس تنهایی می کنیم، اما ازدواج به این دلیل و برای فرار از تنهایی نادرست است.

نجات طرف مقابل

پیدا کردن استقلال

التیام یک ارتباط شکست خورده و فراموشی نفر قبلی

نیاز جنسی:

ازدواج فقط به دلیل نیاز جنسی، احتمالا به ازدواج موفقی منجر نمی شود، به دلیل اینکه عوامل مرتبط دیگر با ازدواج از چشم دور می مانند.

دلائل اقتصادی کاهش مقدار

احساس گناه:

ازدواج به دلیل احساس گناه و ترحم به هر دلیلی که باشد،  ازدواج است.

احساس کمبود و تهی بودن

و… ازدواج کنیم و مشکلی به مشکلات خود اضافه کنیم، چون ما قرار است حال خودمان خوب باشد و سپس ازدواج کنیم و یا وارد رابطه عاطفی شویم یا حال ما بهتر شود، نه اینکه برای خوب کردن حال و زندگی مان، با فردی ازدواج کرده و انتظار معجزه داشته باشیم، کسی که می تواند در حال بد به ما کمک کند، خودمان هستیم با همکاری متخصص ،نه شوهر، همسر یا ‌… پس به این نکته دقت کنید و ازدواج را درمانگاه و ازدواج را درمان نبینید!

مورد بعدی اینکه اگر حتی ما همه ی تلاش خودمان را هم کنیم تا فرد خودش نخواهد تغییر نمی کند (این برای قبل از ازدواج و در مورد مشکلات طرف مقابل هست، در غیر این صورت ممکن است مشکلی در رابطه باشد که ما هم سهمی در آن داریم اما سهم خود را نادیده می‌گیریم) مثلاً روی نقطه ضعف های طرف مقابل دست گذاشته و طرف مقابل ما هم صدای خود را بلند کرده و توهین می کند (درست است که کار طرف مقابل اشتباه هست و نیاز به کمک تخصصی آموزش دارد تا آن را کنترل کند) اما ما هم در آن سهم داشته و می توانیم تا حدی در کاهش این رفتار کمک کنیم، در همچین مواردی بله، کمک ما و رفتار ما باعث بهتر شدن رفتار دیگری هم می شود، اما در مواقع دیگر که فرد خودش درگیر اعتیاد یا … هست لازم است خودش به خودش کمک کرده و همکاری کند و ما می توانیم صرفا حامی باشیم، اما در مثال قبل نقش پر رنگ تری داریم و کمک گرفتن از متخصص حتی به صورت فردی و تغییر رفتار خود مان به رابطه زوجی و بهبود آن کمک می کند.

این کمک گرفتن و تغییر کردن را بدانید و آن ها را از هم تفکیک کنید، بر این باور نیستید که طرف مقابل  بعد از ازدواج درست می شود، بلکه لازم است قبل از ازدواج دقیق بررسی و مشورت گرفت تا بعد از ازدواج مشکلات کمتری از این قبیل داشته باشیم.

علی یزدی کارشناس ارشد مشاوره خانواده

مرکز مشاوره و امور روانشناختی رهبان

مطالب مرتبط

نتیجه‌ای پیدا نشد.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

این فیلد را پر کنید
این فیلد را پر کنید
لطفاً یک نشانی ایمیل معتبر بنویسید.

فهرست
Call Now Button