هوش اجتماعی چیست؟ و مبانی آن

مبانی هوش اجتماعی.

زنگ تفریح یک مرکز پیش دبستانی است و عده ای پسر بچه روی چمن ها می دوند. رژی زمین می خورد، زانویش زخمی می شود و گریه می کند، اما پسرهای دیگر به دویدن ادامه می دهند، به جز ((راجر)) که توقف می کند. وقتی گریه ی رژی فروکش می کند، راجر نیز خودش را زمین می زند و زانویش را می مالد، فریاد می زند ((زانویم زخمی شده است!)). توماس هَچ، همکار هوارد گاردنر در برنامه ی طیف، که بر اساس نظریه ی هوش های چند گانه اجرا می شد، راجر را نمونه ای از افرادی می شمارد که از هوش بین فردی برخوردارند. به نظر می رسد که راجر در شناخت احساسات همبازی های خود و برقرار کردن ارتباط سریع و هموار با آنان، توانایی خارق العاده دارد.

فقط راجر بود که به درخواست کمک و درد رژی توجه کرد و فقط راجر بود که سعی کرد او را تسلی دهد، از استعدادی در برقرار کردن ارتباط حکایت دارد. یعنی مهارتی عاطفی که برای حفظ ارتباط های نزدیک، در ازدواج، دوستی یا ارتباط حرفه ای، اساسی است. این مهارت ها در کودکان پیش دبستانی تازه جوانه زده اند و در طول زندگی شکفته خواهند شد. استعدادهای راجر نشانگر یکی از چهار توانایی مجزایی است که ((هَچ)) و ((گاردنر)) به عنوان مولفه های هوش بین فردی مطرح کرده اند:

🟡سازماندهی گروهی: این مهارت که برای افراد رهبر، ضروری است، شامل به دست گرفتن ابتکار عمل و هماهنگ ساختن تلاش های گروهی از مردم است. این استعداد در کارگردانان یا تهیه کنندگان برنامه های نمایشی، درجه داران ارتش، رهبران کارآمد هر نوع سازمان و واحد مشاهده می شود. در زمین بازی، کودکی که رهبری را به دست می گیرد مشخص می کند که هر کس چه بازی ای بکند یا کاپیتان تیم شود.

🟡 ارائهٔ راه حل: استعداد میانجی گری، اجتناب از تعارض ها یا حل تعارض هایی که سر برآورده اند. افرادی که این توانایی را دارند در جوش دادن معاملات، و همچنین در داوری کردن یا وساطت در مشاجرات توانایی زیادی دارند. آنان می توانند وارد سیاست، حکمیت یا وکالت شوند یا به عنوان واسطه یا مدیر که کارها را به دست می گیرد مشغول کار شوند. کودکانی که در زمین بازی مشاجره ها را حل و فصل می کنند، از این دسته اند.

🟡ارتباط فردی: استعداد راجر نمونه ای از این توانایی در حس همدلی و پیوند یافتن است. این استعداد، وارد شدن در رویارویی با دیگران یا شناخت و پاسخ دادن مناسب به احساسات و علایق مردم را آسان تر می سازد- که هنر برقراری ارتباط نامیده می شود. چنین افرادی در کارها یا بازی های گروهی موفقند، همسرانی قابل اعتماد، دوستان یا همکاران تجاری خوبی هستند، در دنیای تجارت به عنوان فروشنده یا مدیر، موفق اند و می توانند معلمان بسیار خوبی باشند.

کودکانی نظیر راجر با هر کسی خوب کنار می آیند، به آسانی با آنها وارد بازی می شوند و از انجام این کار خوشحالند. این کودکان در زمینه ی دریافتن احساسات دیگران از طریق حالت های چهره، بسیار موفقند و در میان همکلاسی ها از همه محبوب ترند.

🟡تجزیه و تحلیل اجتماعی: به معنای توانایی دریافت احساسات، انگیزش ها و علایق دیگران و داشتن درکی عمیق از آن. این آگاهی نسبت به احساسات دیگران باعث می شود که اینان به سهولت با دیگران صمیمی و مرتبط شوند. در بهترین حالت، فرد با این توانایی، درمانگر یا مشاوری توانا می شود. یا در صورتی که این توانایی با قدری استعداد ادبی همراه گردد، فرد رمان نویس یا نمایشنامه نویسی ماهر می شود.

روی هم رفته، این مهارت ها به ارتباط های بین فردی لطافت می بخشند، و برای جلب دیگران، موفقیت اجتماعی و حتی جذبه ضروری اند. کسانی که از نظر هوش اجتماعی قدرتمندند، می توانند کاملاً راحت با افراد ارتباط برقرار کنند، واکنش ها و احساسات آنان را به سرعت دریابند، دیگران را رهبری کنند و سازمان دهند و به مشاجراتی کن می تواند در هر فعالیت بشری شعله ور شود، خاتمه دهند. آنها طبیعتاً رهبرند، افرادی هستند کن می توانند احساسات جمعی ابراز نشده را بیان کنند و برای هدایت یک گروه جهت دستیابی به اهداف خود، آن احساسات را در جای خود مطرح سازند.

آنها افرادی هستند که دیگران دوست دارند با آنها باشند، زیرا از نظر عاطفی به دیگران نیرو می دهند. حالت های روحی خوبی در افراد به وجود می آورند و این فکر را پدید می آورند که ((اطراف فردی با این خصوصیات بودن چه سعادتی است)). این توانایی های بین فردی بر پایه ی دیگر استعدادهای عاطفی شکل می گیرند. برای مثال، کسانی که تاثیر اجتماعی عمیقی بر جای می گذارند، بر نحوه ی ابراز احساسات خود نظارتی دقیق دارند، با ذکاوت خود را با راه هایی که دیگران واکنش می دهند هماهنگ می سازند، از این رو همواره می توانند عملکرد اجتماعی خود را به خوبی تنظیم کنند، به گونه ای که مطمئن شوند تاثیر مطلوبی بر جا گذاشته اند.

آنها از این نظر، مانند هنر پیشگان ماهرند. هر چند اگر درک عمیق نیازها و احساسات خود فرد و نحوه ی ارضای آنها، این استعدادهای بین فردی را متعادل نسازد، به موفقیت اجتماعی پوچی منتهی می شود، یعنی محبوبیتی که به قیمت از بین رفتن رضایت واقعی فرد به دست می آید. این نظریه را مارک اشنایدر، روان شناس دانشگاه مدینه سوتا ابراز کرده است که افرادی را مورد بررسی قرار داده است که مهارت های اجتماعی آنان، آنها را به افراد بوقلمون صفت ماهری تبدیل کرده است، یعنی افرادی که در ایجاد تصویری خوب از شخص خود، نابغه اند. دبلیو. اچ.اودن بخوبی احساس درونی این افراد را در این گفته ی خود بیان کرده است که تصویر شخصی او از خودش کاملاً از تصویری که می کوشد در ذهن دیگران به وجود بیاورد تا او را دوست داشته باشند، متفاوت است. در صورتی که مهارت های اجتماعی فرد، بر توانایی شناخت احساسات خود و بالیدن به آنها پیشی بگیرد، چنین جا زدن های قلابی پدید می آید.

فرد بوقلمون صفت برای محبوب قلوب بودن- یا حداقل مورد علاقه بودن ـ همان چیزی خواهد شد که افراد اطراف او می خواهند. اشنایدر دریافت که علامت اینکه فردی در این الگو جای می گیرد، این است که این گونه اشخاص تصویری عالی از خود بر جای می گذارند، اما ارتباط های صمیمانه ثابت یا ارضا کننده ی اندکی دارند. البته الگوی سالم تر آن است که فرد میان صادق بودن با خود و مهارت های اجتماعی تعادل درستی برقرار کند و آنها را صادقانه به کار گیرد. اگر انجام کاری برای افراد بوقلمون صفت تاییدی اجتماعی به دنبال بیاورد، آنان کوچک ترین اهمیتی نمی دهند که حرف و عملشان با همدیگر مطابقت نداشته باشد.

خلاصه آنکه با اختلاف موجود میان چهره ی اجتماعی و واقعیت وجود خود زندگی می کنند. هلنا دویچ، روانکاو، این افراد را دارای شخصیت ((باری به هر جهت)) می خواند، افرادی که قابلیت شکل پذیری زیادی دارند و در پی دریافت علایمی از جانب افراد اطراف خود، تغییر رنگ می دهند. اشنایدر به من گفت: ((در بعضی افراد، شخصیت بیرونی و درونی بخوبی در هم آمیخته شده است، در حالی که در برخی دیگر گویی که ظاهر آنان در یک لوله ی شکل نما (کالیدوسکوپ) متجلی شده باشد، هر دم شکل تازه ای به خود می گیرند. آنان دیوانه وار سعی می کنند با هر کسی که همراه آنان است همرنگ شوند)).

این گونه افراد به جای ابراز احساسات واقعی خود، قبل از ارائه ی پاسخ سعی می کنند با یک اشاره بفهمند که طرف مقابل از آنان چه می خواهد. آنها برای آنکه با دیگران همراه باشند و محبوب واقع شوند، مایلند کاری کنند که افرادی که دوستشان ندارند. فکر کنند با آنان دوست هستند و آنها برای آنکه اعمال خود را به قالبی در بیاورند که با مقتضیات اجتماعی مختلف متناسب باشند، از مهارت های اجتماعی خود بهره می گیرند تا آنکه بتوانند بر حسب اینکه با چه کسی هستند، به صورتی کاملاً متفاوت عمل کنند؛ برای مثال، از مردم آمیزی تو خالی به کناره گیری محتاطانه رو می آورند. در صورتی که این ویژگی ها بتوانند در خدمت کنترل احساسات فرد عمل کنند، بدون شک در بعضی حرفه های مشخص مانند بازیگری، قضاوت، فروشندگی، سیاست و دیپلماسی بسیار ارزشمند خواهند بود. به نظر می رسد که نوع دیگر و شاید مهم تری از نظارت بر خود، عامل ایجاد تفاوت میان افرادی باشد که در آخر کار به یک بوقلمون صفت بی ثبات مبدل می شوند، کسانی که سعی می کنند همه را تحت تأثیر قرار دهند، و کسانی که می توانند این ظرافت اجتماعی خود را بیشتر در جهت همراهی کردن با احساسات خود به کار ببرند.

و آن توانایی صادق بودن است، یعنی ((برای خود بودن)) که اجازه می دهد شخص بر اساس عمیق ترین احساسات و ارزش های خود، و بدون توجه به پیامدهای اجتماعی عمل کند. این دوستی عاطفی بخوبی می تواند مثلاً باعث شود که فرد به عمد برای بریدن از تزویر یا انکار، دست به مقابله بزند، یعنی به پاکسازی فضا بپردازد، کاری که فرد بوقلمون صفت هیچ گاه تلاشی برای انجام آن به خرج نمی دهند.

مهدیه رادپور کارشناس ارشد مشاوره خانواده

مرکز مشاوره و امور روانشناختی رهبان

مطالب مرتبط

نتیجه‌ای پیدا نشد.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

این فیلد را پر کنید
این فیلد را پر کنید
لطفاً یک نشانی ایمیل معتبر بنویسید.

فهرست
Call Now Button