
جنگ خوب روزنامه ی صبح، درباره ی اینکه گاه لازم می شود دو همسر، اختلاف سلیقه های موجود، در زندگی زناشویی خود را حل کنند نمونه ی جالبی را عنوان کرده است: ((مارلین لِنیک)) با شوهرش ((مایکل)) مرافعه کرد. مایکل می خواست مسابقه ی فوتبال بین دو تیم معروف را تماشا کند، اما زنش می خواست به اخبار گوش دهد.وقتی مایکل برای تماشای مسابقه در جای خود مستقر شد، خانم لِنیک به او گفت: ((به قدر کافی فوتبال دیده ام))، به اتاق خواب خود رفت تا اسلحه ی دستی کالیبر ۳۸، خود را آماده کند و وقتی شوهرش در اتاق نشیمن مشغول تماشای بازی بود، دوبار به سوی او شلیک کرد.
خانم لِنیک متهم به حمله ی خشونت آمیز شد و با قرار با مبلغ بالا آزاد شد، آقای لِنیک پس از مدتی سلامت خود را بازیافت، یکی از دو گلوله خراشی بر سطح شکم او ایجاد کرده بود و دیگری از کتف و گردن او عبور کرده بود. هر چند تعداد انگشت شماری از نزاع های زناشویی، تا این حد خشونت آمیز یا پر هزینه هستند اما فرصتی مهم برای مطرح ساختن لزوم وارد کردن هوش هیجانی به ازدواج پدید می آورند.
برای مثال، زوج هایی که عمر ازدواج شان به درازا می کشد، مایلند به یک موضوع بپردازند و به طرف مقابل این فرصت را بدهند که دیدگاه خود را از همان ابتدا ابراز کند. اما این زوج ها گام مهمتری هم بر می دارند. آنها به یکدیگر نشان می دهند که به صحبت هم گوش می دهند. از آنجا که معمولاً طرف آزرده خاطر به دنبال آن است که همسرش واقعاً به گفته هایش توجه کند، عملی که از نظر عاطفی حاکی از همدلی باشد می تواند تنش ها را با مهارت فرو بنشاند.
تلاش در جهت کاستن از میزان تنش موجود، چیزی است که در کشمکش های میان زوج هایی که در نهایت از یکدیگر جدا می شوند، به طور محسوسی نایاب است. مهمترین تفاوت میان درگیری زوج هایی که ازدواجی سالم دارند و آنهایی که در نهایت کارشان به جدایی می انجامد، استفاده از راههایی است که به فرو نشاندن اختلافات موجود کمک کند.
انجام حرکات ساده ای مانند نگاه داشتن بحث در مسیر خود، همدلی کردن و کاستن از تنش، سازو کارهایی هستند که مانع از آن می شوند تا یک مجادله ی ساده، به انفجاری مهیب تبدیل شود. این حرکات پایه مانند ترموستات عاطفی عمل می کنند، مانع از آن می شوند که احساساتی که دو همسر ابراز می کنند، به غلیان بیفتد و توانایی طرفین را در تمرکز بر موضوعی که درباره ی آن صحبت می کنند مختل سازد.
راهبرد کلی برای کارآمدتر ساختن یک ازدواج، این نیست که دو همسر موضوعات مشخص مانند تربیت کودک، روابط جنسی، مسائل مالی، کارهای خانه- را موضوع اختلاف نظر خود قرار دهند، بلکه به جای آن باید هوش هیجانی مشترک میان دو همسر را پروراند، و از این طریق، احتمال تشریک مساعی آنها را برای حل مسائل خود، افزایش داد.
مجموعه ای از قابلیت های عاطفی- عمدتاً توانایی آرام شدن (و آرام کردن طرف مقابل خود)، همدردی و خوب گوش کردن- می توانند این احتمال را افزایش دهند که دو همسر، نکات مورد اختلاف خود را به صورتی کارآمد حل و فصل کنند. این شیوه ها، ابراز مخالفت های سالم را ممکن می سازد. یعنی ((جنگ های خوبی)) که باعث می شوند یک ازدواج شکوفا شود و بر نقاط منفی خود غلبه کند، و در صورتی که این جوانب منفی رشد کنند، زندگی زناشویی را در آستانه ی از هم پاشیدگی قرار می دهند.

البته هیچکدام از این عادت های هیجانی را نمی توان یک شبه تغییر داد؛ انجام این کار حداقل مستلزم ثبات قدم و هشیاری است. زوج ها می توانند بر حسب میزان انگیزهٔ خود برای انجام این کار، تغییراتی اساسی در این زمینه پدید آورند. بسیاری از واکنش های عاطفی که به آسانی در زندگی مشترک برانگیخته می شوند، یا حتی بیشتر از آنها، از دوران کودکی در وجود ما شکل گرفته اند، ما آنها را از همان ابتدا از طریق صمیمانه ترین ارتباط های خود با والدین مان فرا گرفته ایم یا والدین خود را در این خصوص، سرمشق خود قرار داده ایم و سپس به طور کاملاً شکل یافته آنها را حتی اگر سوگند خورده باشیم که مانند والدین خود رفتار نخواهیم کرد، به زندگی زناشویی خود وارد می کنیم.
به همین دلیل است که برای پذیرش عادت های عاطفی معین آمادگی بیشتری داریم. مانند واکنش شدید نشان دادن نسبت به تصور بی اعتنایی یا لب فرو بستن در مقابل اولین علایم رویارویی. در عمق هر هیجان قوی، تکانه ای برای عمل کردن وجود دارد؛ کنترل این تکانه ها در هوش هیجانی، اساسی است. اما انجام این کار به ویژه در روابط عاشقانه، که منافع زیادی در آن داریم، می تواند عملی دشوار باشد. واکنش هایی که در این حوزه برانگیخته می شوند با برخی از عمیق ترین نیازهای ما سرو کار دارند – میل به مورد علاقه بودن و احساس محترم شمرده شدن، ترس از نادیده گرفته شدن یا از نظر عاطفی محروم شدن.
تعجب زیادی ندارد که در یک نزاع زناشویی، به گونه ای رفتار می کنیم که گویی اساس حیات ما در مخاطره قرار گرفته است. با این وجود، زمانی که احساسات زن یا شوهر به غلیان در می آیند، هیچ چیز را نمی توان به صورتی سازنده حل کرد. در امر ازدواج، این توانایی که طرفین یاد بگیرند احساسات منقلب شدهٔ خود را تسکین بدهند، قابلیتی اساسی به شمار می آید. این امر به معنای آن است که طرفین قادر باشند بسرعت بر غرق شدگی حاصل از یک تسخیر هیجانی غلبه کنند.
از آنجا که در زمان اوج گیری هیجان ها، توانایی گوش کردن، فکر کردن و صحبت کردن به طور واضح زایل می شود، آرام کردن قدم بسیار سازنده ای است که بدون آن، در سرو سامان دادن به موضوع مورد بحث، هیچ پیشرفتی حاصل نمی شود.
زوج ها بلند همت می توانند بیاموزند که در جریان برخوردهای تند، ضربان نبض خود را در هر پنج دقیقه، یا چیزی در همان حدود، اندازه بگیرند، نبض را می توان با لمس کردن شریان سُبات در نقطه ای چند اینچ پایین تر از نرمهٔ گوش و آرواره احساس کرد (افرای که حرکات ایروبیک انجام می دهند، انجام این کار را به آسانی یاد می گیرند). شمردن ضربان نبض برای پانزده ثانیه و ضرب کردن آن در عدد چهار، میزان و ضربان نبض را در دقیقه نشان می دهد. انجام این کار در هنگام آرامش مبنایی به دست می دهد؛ اگر ضربان از این میزان بالاتر برود، مثلاً ضربه در دقیقه از آن بیشتر شود، علامت آن است که غرق شدگی در راه است. اگر نبض تا این حد افزایش پیدا کند، لازم است زوجین قبل از شروع مجدد بحث، به مدت بیست دقیقه از یکدیگر دور شوند تا آرام بگیرند.
اگر چه تنفس پنج دقیقه ای به آن اندازهٔ کافی طولانی به نظر می رسد اما مدت زمان لازم برای جبران وضعیت فیزیولوژیک از آن بیشتر است. همانند خشم، بقایای خشم، خشم بیشتری را پدید می آورد، هر چه مدت تأمل طولانی تر باشد بدن برای جبران انگیختگی اولیه فرصت بیشتری پیدا می کند.
زوج هایی که بازبینی ضربان قلب خود را در طول مدت نزاع دشوار می یابند، بهتر است از قبل توافق کنند که یکی از طرفین حق داشته باشد به محض مشاهدهٔ اولین علایم غرق شدگی در هر یک از زوجین اعلام تنفس بکند. در خلال این زمان تنفس، می توان با استفاده از روش های آرمیدگی یا تمرین های ایروبیک (یا انجام هر روش دیگر) به آرام شدن خود کمک کرد که این امر، در غلبهٔ زوج ها بر تسخیر هیجانی موثر است.
- زنی که به دلیل آنکه شوهرش مسابقه ی فوتبال تماشا میکرد، او را با شلیک گلوله مجروح کرد، نیویورک تایمز، (3 نوامبر 1993)
- منازعات زناشویی سودمند Gottman, What Predicts Divorce.
- نبود توانایی جبران در دو همسر Gottman, What Predicts Divorce.
- چهار مرحله ای را که به نزاع های خوب منجر می شوند، از منبع زیر برگرفته شده:
- Gottman, Why Mariages Succeed or Fail
مهدیه رادپور کارشناس ارشد مشاوره خانواده و روانشناسی عمومی
مرکز مشاوره و امور روانشناختی رهبان