
آسایشگاه سالمندان، مراقبت و کیفیت زندگی:
در این مقاله نحوه ی مراقبت و کیفیت زندگی سالمندان و تاریخچه ی آن مورد ارزیابی و پیشنهاداتی ارائه خواهد شد. قبل از هر تصمیمی لازم است خانواده اطلاعاتی در مورد اقدام مربوطه داشته باشد و با زندگی در دوران سالمندی و مشکلات پیش رو و همچنین تغییراتی که در شکل و ظاهر خانواده به وجود می آید آگاهی لازم را داشته باشیم.
بررسی کیفیت زندگی در خانه سالمندان، بررسی خدمات درمانی سالمندان، خدمات بهداشتی سالمندان موضوعات بسیار مهی هستند. گر چه این تصمیم برای بسیاری از خانواده های سنتی و مذهبی تصمیم سختی خواهد بود و بسیاری از فرزندان در یک خانواده دچار عذاب وجدان و یا مشکلات روحی و… خواهند شد. اما در بسیاری از موارد فرزندان توانایی نگهداری از والدین سالمند خود را ندارند.
تاریخچه:
آسایشگاههای سالمندان حدود 1/4 درصد سالمندان آمریکایی را تحت پوشش دارند و در هر زمان 55/1 میلیون سالمند در این موسسات زندگی می کنند. اما این رقم به مراتب کمتر از تعداد افرادی است که از خدمات آسایشگاههای سالمندان استفاده می کنند. در سال 1995، 7/1 میلیون نفر در آسایشگاههای سالمندان پذیرش شدند، دو سوم تا سه چهارم این افراد پس از چند ماه ترخیص شدند. برآورد می شود که تعداد ساکنین آسایشگاههای سالمندان نیاز پیدا کند بیش از 40 درصد است. در ایالات متحده هزینه کلی مراقبت از بیماران سالمند در موسسات در سال 1993، 9/74 میلیون دلار برآورد شد که از این مبلغ 9/36 میلیون دلار از سوی خدمات درمانی سالمندان تامین گردید.
مراقبت در آسایشگاههای سالمندان حدود 8 درصد هزینه مراقبتهای بهداشتی را در سطح ملی شامل می شود، اما فشار پرداخت هزینه های آن تا حدود زیادی با سایر مراقبتهای بهداشتی تفاوت دارد زیرا تقریبا 50 درصد هزینه ها را مستقیما ساکنین موسسات و خانواده های آنها پرداخت می کنند و بخش اعظم باقیمانده هزینه ها به طور مساوی از سوی دولتهای ایالتی و دولت فدرال از طریق برنامه های خدمات درمانی نیازمندان تامین می شود. پرداخت خدمات درمانی سالمندان (medicare) محدود به مراقبتهای تحت حاد است. علی رغم گرایش موجود برای کند کردن رشد این موسسات، از اواسط دهه 1960 یعنی زمانی که برای نخستین بار برنامه های خدمات درمانی نیازمندان وضع شد، تعداد آسایشگاههای سالمندان و تختهای موجود آنها به نحو چشمگیری افزایش یافته است.
به همین ترتیب شناخت بیشتری در مورد مشکلات مراقبت در این موسسات و نیاز به انجام اصلاحاتی در این زمینه حاصل شده است. طبق گزارش 1986 موسسه پزشکی تحت عنوان “بهبود کیفیت مراقبت در آسایشگاههای سالمندان” بسیاری از این موسسات مراقبتهای مناسبی را ارائه می دهند.
اما در بسیاری از آسایشگاههای سالمندان دارای جواز دولتی مراقبت بسیار ناکافی و گاهی به نحو تکان دهنده ای معیوب ارائه می شود که احتمالا وخامت سلامتی جسمانی، روانی و هیجانی را تسریع می کنند. هم چنین افرادی که در این مراکز پذیرش می شوند احتمالا حقوقشان نقض می شود و حتی ممکن است مورد سوء رفتار جسمی قرار گیرند.
در مورد کیفیت مراقبت در آسایشگاههای سالمندان و جنبه های روانی آن چندین مساله عمده مطرح است، این مسایل شامل نگرانی در مورد مهارهای فیزیکی و شیمیایی است که به نحو نامناسبی برای کنترل رفتار ساکنین موسسات به کار می روند و هم چنین در مورد عدم درمان اختلالات روانی (عمدتا افسردگی) این افراد نگرانی هایی وجود دارد. تخمین زده می شود که شیوع کاربرد محدودیتهای فیزیکی نظیر دست بندهای مچ دست یا مچ پا، کمربند، مهار توسط جلیقه یا صندلی های سالمندان برای محدود تحرک 25 تا 85 درصد است.
مطالعات مشاهده ای نشان داده است که این ابزارها به نحو بی خطری رفتار سرآسیمه را کنترل نمی کنند و مطالعات فرا ملیتی حاکی است که گروههای مشابه بیماران را می توان بدون استفاده از ابزارهای فوق اداره نمود، علی رغم همه اینها کاربرد این وسایل حالت آندمیک به خود گرفته است. مطالعات مربوط به مصرف دارو در مراکز طولانی مدت نشان داد که شیوع مصرف داروهای موثر بر CNS، 74 درصد است.
داروهای آنتی سایکوتیک رایج ترین داروهای روانگردان مصرفی هستند و بر طبق اکثر گزارشهای میزان شیوع آنها 20 تا 50 درصد است. شواهد مربوط به مصرف نادرست این داروها حاصل مشاهداتی است که نشان می دهد متغیرهای غیر مرتبط با خصوصیات بیمار (مانند اندازه مرکز، نسبت تعداد بیماران به پرسنل و اندازه مطب پزشک آسایشگاه) مستقیما با مصرف داروهای فوق ارتباط دارند. تعداد قابل توجهی از بیماران بدون تشخیص اختلال روانی و بدون یادداشتهای حاکی از وجود نشانه های هدف در پرونده بیمار داروهای رونگردان دریافت می کنند. تیتر “مشکل دارویی دیگر آمریکا” روزنامه به نحو تاثیر انگیزی اهمیت این موضوع را برای بیماران، خانواده ها و گروههای مدافع روشن کرد.
در سال 1987، دولت فدرال، بزرگترین منبع واحد پرداخت هزینه های مراقبت در آسایشگاههای سالمندان، با استفاده از مقررات خدمات درمانی نیازمندان و خدمات درمانی سالمندان اصلاحات مقرر در قانون OBRA مصوب سال 1987 را اجباری نمود. طبق قانون OBRA 1987 (با تغییرات بعدی در سال 1990) انجام غربالگری پیش از پذیرش و بررسی سالیانه ساکنین موسسه (PASARR) الزامی است تا اطمینان حاصل شود بیمارانی که باید در بیمارستانهای روانی بستری شوند به نحو نامناسبی در آسایشگاههای سالمندان پذیرش نشوند.
طبق سایر مقررات “ساکنین موسسات حق دارند از هر گونه مهار فیزیکی و شیمیایی که برای درمان نشانه های طبی ضروری نیستند و به منظور انضباط یا راحتی به کار می روند آزاد شوند”. طبق قانون 1987 OBRA برای ساکنینی که قبلا تحت درمان با داروهای آنتی سایکوتیک نبوده اند نباید داروهای مزبور تجویز شود مگر این که اختلال خاصی در فرد تشخیص داده شود و در پرونده ثبت شده باشد و برای درمان آن تجویز داروی آنتی سایکوتیک ضروری باشد”.
همچنین طبق این قانون در آن دسته از ساکنین موسسات سالمندان که تحت درمان با داروهای آنتی سایکوتیک هستند بایستی به تدریج دوز مصرفی کاهش یابد و مداخلات رفتاری انجام شود، تا تدریجا مصرف این داروها قطع شود مگر در مواردی که قطع دارو از لحاظ بالینی ممنوع است. همچنین بر اساس مقررت موجود هیچ یک از ساکنین آسایشگاههای سالمندان نباید داروهای غیر ضروری دریافت کنند. داروی غیر ضروری طبق تعریف دارویی است که یکی از موارد زیر در مورد آن صدق کند:
- تجویز در موارد نامناسب
- تجویز با دوز بیش از حد یا مدت بسیار طولانی
- تجویز بدون نظارت کافی
- مصرف دارو علی رغم بروز عوارضی که کاهش یا قطع مصرف دارو را ایجاب می کنند.
هر چند تعریف داروی غیر ضروری تا حدودی کلی است، اما رهنمودهای مورد استفاده ارزیاب ها برای نظارت بر رعایت مقررات OBRA در مراکز نگهداری سالمندان بر روی داروهای آنتی سایکوتیک، ضد اضطراب و داروهای خواب آور_ رخوتزا متمرکزند. هدف اصلی اجرای مقررات داروی آنتی سایکوتیک و داروی غیرضروری کاهش مصرف داروها به عنوان مهار شیمیایی است.

کیفیت زندگی
آسایشگاههای سالمندان جوامعی متشکل از ساکنین، خانواده ها، کارکنان و تامین کنندگان مراقبت بهداشتی هستند که بسیاری از بیماران دچار معلولیت و بیماری مزمن در آنها به سر می برند. به همین ترتیب طبق مقررات اجرایی قانون OBRA 1987 مرکز نگهداری از سالمندان باید به نحوی از ساکنین موسسه مراقبت نماید و محیطی برای آنها فراهم کند که کیفیت زندگی هر یک از ساکنین را حفظ کرده یا ارتقا بخشد.
طبق شرایط خاص مقرر شده رعایت موارد زیر الزامی است:
- توجه به منزلت، فردیت، آزادی اراده
- شرکت در گروههای ساکنین و خانواده ها
- مشارکت در فعالیت های اجتماعی، مذهبی، و محله ای
- فراهم بودن برنامه های فعالیت جاری که مطابق با علایق و رفاه ساکنین طراحی شده اند.
- ارائه کلیه خدمات به شیوه ای که با نیازها و گرایش های ساکنین موسسه تطابقی منطقی داشته باشد.
شیوع بالای اختلالات روانی، و به خصوص زوال عقل (دمانس) و اختلالات افسردگی نشان می دهد که تبحر در زمینه اختلالات روانی دوره سالمندی برای برآوردن مقتضیاتکیفیت زندگی و کیفیت مراقبت ضروری است.
یک رشته از تحقیقات این اصل کلی را به اثبات رسانده اند که هر گاه محیط ارائه مراقبت برای پرورش حس استقلال و خود کنترلی ساکنین موسسه طراحی شود، کیفیت زندگیی و نیز فرجام سلامتی ساکنین آسایشگاههای سالمندان بهبود می یابد. م.پاول لاوتون و همکارانش بر این نکته تاکید دارند که برای بهینه سازی کیفیت زندگی ساکنین آسایشگاههای سالمندی و انطباق وی، مقتضیات محیط باید با توانایی ها و قابلیتهای ساکنین انطباق داشته باشد.
وقتی مقتضیات و چالش های محیط مختصری فراتر از سطح منطق با توانایی های فعلی ساکنین باشد، حداکثر عملکرد افراد حاصل می شود. این حالت در قالب یک برنامه توانبخشی مناسب تر است.
از سوی دیگر حداکثر راحتی ساکنین موسسه زمانی حاصل می شود که فشارهای محیطی مختصری کمتر از توانایی های فعلی آنها باشد، این امر بخصوص در دوره های نقاهت جراحت یا بیماری حاد صدق می کند.
به عقیده لاوتون وقتی مقتضیات محیط توانکاه و فراتر از حداکثر عملکرد افراد باشد و یا زمانی که این مقتضیات از حداکثر راحتی افراد کمتر بوده و معرف نوعی محرومیت باشد ممکن است آسیبهای عاطفی یا رفتاری عارض شود.
تعدیل متناسب مربوط به ساکنین موسسات و این که تغییر در میزان فعالیت تا چه حد مربوط به تغییر توانایی جسمانی یا گرایش شخصی است و چه هنگام نشانه آسیب روانی محسوب می شود جزو چالش های موجود کارکنان آسایشگاههای سالمندان است. آسایشگاههای سالمند باید همواره با نحوه تاثیر اختلالات روانی بر تصمیم گیری های طبی دست و پنجه نرم کنند.
گسترش برنامه ها، اقدامات و سیاستهای مبتنی بر موسسه نیازمند آن است که مجریان و کارکنان آسایشگاههای سالمندان به مشاوره روانپزشکی دسترسی داشته باشند. آسایشگاههای سالمندان در واقع موسسات عصبی روانی هستند و برای تحقق رسالت این موسسات ارائه درون داد از سوی متخصصین بهداشت روانی الزامی است.
مهدیه رادپور کارشناس ارشد روانشناسی و مشاوره خانواده
مرکز مشاوره و امور روانشناختی رهبان


