فرد عقب مانده ذهنی چه آسیب های روانی می تواند داشته باشد؟

چندین زمینه یابی همه گیری شناسی نشان داده اند که تا دو سوم کودکان و بزرگسالان دچار عقب ماندگی ذهنی به طور همزمان به سایر اختلالات روانی مبتلا هستند. این میزان چندین برابر میزان شیوع میزان شیوع این اختلالات در نمونه های غیر عقب مانده جامعه است. به نظر می رسد شیوع آسیب روانی با شدت عقب ماندگی ذهنی ارتباط داشته باشد.
هر چه شدت عقب ماندگی ذهنی بیشتر باشد، خطر ابتلا به سایر اختلالات روانی بیشتر است. یک مطالعه همه گیری شناسی اخیراً نشان داد که 7/40 درصد کودکان 4 تا 18 ساله ی دچار معلولیت ذهنی، واجد ملاک های حداقل یک اختلال روانی هستند.
نوع اختلال روانی تابع شدت عقب ماندگی است. رفتارهای مخرب و رفتارهای اختلال سلوک در افراد دچار عقب ماندگی ذهنی خفیف بیشتر دیده می شود. افرادی که دچار عقب ماندگی های شدیدتر هستند دچار مشکلات روانی نظیر خودانگیزی و جرح خویشتن هستند که اغلب با در خودماندگی همراه است.
برخلاف همه گیر شناسی آسیب های روانی در کل کودکان، این مطالعه سن و جنس روی شیوع اختلالات روانی تاثیری نداشتند. احتمال بروز نشانه های روانی در افراد مبتلا به عقب ماندگی ذهنی عمیق کمتر است.
اختلالات روانی که در افراد دچار عقب ماندگی ذهنی دیده می شوند، همان هایی هستند که در افراد غیر عقب مانده بروز می کند، از جمله:
- اختلالات خلق،
- اسکیزوفرنی،
- اختلال نقص توجه_بیش فعالی
- و اختلال سلوک.
میزان اختلال درخود ماندگی (اوتیسم) و اختلالات نافذ رشد در افراد مبتلا به عقب ماندگی ذهنی شدید بسیار بالاتر است. حدود 2 تا 3 درصد افراد عقب مانده ذهنی واجد ملاک های تشخیص اسکیزوفرونی هستند.
این میزان چندین برابر میزان شیوع این بیماری در جمعیت کلی است. با استفاده از ابزارهایی نظیر جدول کیدی برای اختلالات عاطفی و اسکیزوفرنی و پرسشنامه افسردگی کودکان در مطالعات مقدماتی معلوم شده است که تا 50 درصد کودکان و بالغین مبتلا به عقب ماندگی ذهنی دچار اختلالات خلق هستند، ولی از آنجا که آزمونهای فوق برای جمعیت عقب مانده ذهنی استاندارد نشده اند، این یافته ها را باید مقدماتی تلقی کرد.
نشانه های روانی بسیار شایعی که جدا از زمینه اختلال روانی در افراد عقب مانده ذهنی دیده می شود عبارتند از:
بیش فعالی و میزان توجه کوتاه و رفتارهای جرح خویشتن (مانند کوبیدن سر و گاز گرفتن خود) و رفتارهای قالبی تکراری (تکان دادن دست به حالت بال بال زدن و راه رفتن روی انگشتان پا).
افراد عقب مانده ذهنی صفات و سبک های شخصیتی بخصوص ندارند، ولی خودانگاره منفی، عزت نفس پائین، تحمل کم در برابر ناکامی، وابستگی بین فردی و رویه انعطاف ناپذیر در حل مسائل در این افراد بیشتر دیده می شود.
سندرم های سببی خاصی که در افراد عقب مانده ذهنی مشاهده می شود نیز ممکن است این افراد را نسبت به انواع آسیب های روانی مستعد سازد.

اختلالات عصبی
خطر آسیب روانی در انواعی از اختلالات عصبی نظیر اختلالات تشنجی افزایش می یابد. همچنین میزان آسیب روانی با شدت عقب ماندگی ذهنی بالا می رود، بنابراین آسیب عصبی با افزایش اختلال هوشی افزایش می یابد.
مطالعه ای که اخیراً در مورد اختلالات روانی در کودکان و نوجوانان مبتلا به عقب ماندگی ذهنی همراه صرع انجام شده است نشان داد که حدود یک سوم این افراد اختلال درخود ماندگی یا اختلالی مشابه آن نیز داشته اند.
میزان بروز توام عقب ماندگی ذهنی، صرع فعال و در خودماندگی یا یک اختلال شبیه در خودماندگی در جمعیت کلی حدود 07/0 درصد است.
سندرم های ژنتیک
برخی شواهد حاکی از آن است که سندرم های ژنتیک نظیر سندرم X شکننده، سندرم پرادرویلی و سندرم داون با تظاهرات رفتاری خاصی همراهند. در مبتلایان به سندرم X شکننده میزان شیوع اختلال نقص توجه_بیش فعالی بالاست (حدود سه چهارم از افراد مورد مطالعه اختلال نقص توجه_بیش فعالی داشته اند).
میزان بالای عملکرد زبانی و رفتار بین فردی نابهنجار اغلب ملاک های اختلال در خودماندگی و اختلال شخصیت دوری گزین را در بر می گیرد. سندرم پرادر_ویلی تقریباً همیشه با اختلالات خوردن تکانشی، پرخوری و چاقی همراه است.
کودکان مبتلا به این سندرم نافرمان و مقابله جو توصیف شده اند. این افراد در زمینه اجتماعی شدن و بخصوص مهارت های صدا ضعف دارند. مشکلات رفتاری برونی کردن_ نظیر حملات قشقرق، تحریک پذیری و جر و بحث_ ظاهراً در نوجوانان شدت می یابد.
در سندروم داون عملکرد زبانی نسبتاً ضعیف است، در حالیکه اجتماع پذیری و مهارت های احتمالی نظیر همکاری بین فردی و هماهنگی آنها با رسومات اجتماعی نسبتاً قوی است.
اکثر مطالعات نشان داده اند که عاطفه ی خاموش در کودکان مبتلا به سندرم داون همچنین در کاوش محیط نارسایی هایی دارند و بیشتر روی یک محرک خاص تمرکز کرده و توجه به تغییرات محیطی و برقراری ارتباط برای آنان مشکل است.
انواعی از اختلالات روانی در افراد مبتلا به سندرم داون دیده می شود ولی به نظر می رسد میزان آنها نسبت به سایر سندرم های عقب های ذهنی (بخصوص اختلال در خودماندگی) پایین تر باشد.
سندرم های روانی اجتماعی
خودانگاره منفی و عزت نفس پائین خصوصیات شایع افراد مبتلا به عقب ماندگی ذهنی خفیف و متوسط است که از متفاوت بودن خود با دیگران آگاهند. آنها به دلیل عدم توفیق در برآورده کردن توقعات والدین و جامعه شکست خورده و پیوسته نسبت به همسالان و حتی برادر و خواهرهای کوچکتر از خود عقب می مانند و مکرراً دچار احساس شکست و یاس می شوند.
مشکلات برقراری ارتباط نیز آسیب پذیری آنها را نسبت به احساس ناشایستگی و ناکامی بیشتر می کند. رفتارهای نامتناسب نظیر کناره جویی شایعند. احساس اضطراب، خشم، ملال و افسردگی آنها را به احساس مداوم انزوا و بی کفایتی ربط داده اند.
و مجموع این مطالب نشان می دهد به کودکان دچار عقب ماندگی ذهنی بیشتر توجه شود، تحت مراقب های بیشتری قرار بگیرند و علاوه بر خانواده، جامعه هم اطلاعات بیشتری از این نوع کودکان داشته باشند و تجهیزات درمانی، خدماتی و…. بیشتری در اختیار این نوع کودکان قرار بگیرد.
مهدیه رادپور کارشناس ارشد روانشناسی و مشاوره خانواده
مرکز مشاوره و امور روانشناختی رهبان


